ستاد امر به معروف و نهی از منکر

تعداد بازدید : ۱۵۳
کد خبر: ۲۰۵۶۷
تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۳:۲۰
آیه 104 سوره مبارکه آل عمران در کلام آیت الله جوادی آملی(بخش اول)؛
مفسر قرآن کریم گفت:  تقدم امر به معروف بر نهي از منكر و همچنين ذكر «دعوت به خير» پيش از هر دو عنوان مزبور نشان مي‏دهد كه رحمت و جاذبه الهي بر غضب و دافعه حضرت حق سبحانه و تعالي پيشي دارد. همچنین «دعوت به خير» جامع امر به معروف و نهي از منكر و از احكام بين المللي اسلام است و مبتلايان به «شبهه حكمي» و گاه به «شبهه موضوعي» را بايد آموزش داد و به «خير» دعوت كرد و امر به معروف و نهي از منكر، پس از فراغ از اين مرحله است.

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور، آیه شریفه 104 سوره آل عمران یکی از آیات کلام الله است که در باب اهتمام به فریضتین امر به معروف و نهی از منکر صراحت دارد. آیت الله عبدالله جوادی آملی از مراجع تقلید و مفسر قرآن کریم ذیل این آیه فرمایشاتی درباره شان امر به معروف و نهی از منکر در این آیه و نسبتش با آیات قبل و بعد آن دارند.

 

بخش هایی از تفسیر آیه 104 سوره مبارکه آل عمران در کلام این مرجع عالیقدر تقلید به شرح ذیل است:

 

خداي سبحان پس از دعوت اهل ايمان به اعتصام به حبل الهي و نهي از تفرقه و پايه‏ريزي اجتماعي متّحد بر اساس اعتقاد و ايمان، در آيه مورد بحث دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر را كه موجب مشاركت آحاد اهل ايمان براي پاسداري از ارزش‏هاي جامعه ديني و لازمه زندگي سعادتمندانه اجتماعي است، مطرح مي‏فرمايد. وحدتِ كلمه بر محور كلمه توحيد بارزترين مصداق معروف، و تفرقه و اختلاف بارزترين مصداق منكر است، بنابراين از سياق آيات قبل فهميده مي‏شود كه انسان پس از كسب وارستگي بايد ديگران را به خير دعوت و امر به معروف و نهي از منكر كند. برخي از مفسران، اين آيه و چند آيه بعد را به منزله شرح آيه واعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَميعًا ولاتَفَرَّقوا دانسته ‏اند.

 

توضيح اينكه جمله ﴿ولتَكُن مِنكُم اُمَّة﴾ شرحِ ﴿واعتَصِموا بِحَبلِ الله﴾ و جمله ﴿ولاتَكونوا كالَّذينَ تَفَرَّقوا﴾ شرحِ ﴿ولاتَفَرَّقوا﴾ است؛ آن‏گاه راه اعتصام به ريسمان الهي را دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر بيان فرمود. علامه طباطبايي(قدس‌سره) پيوند اين دو آيه را با بيان راز معروف و منكر خواندن خير و شر ترسيم كرده ‏اند، با اين بيان كه جامعه‏اي كه به حبل الهي اعتصام دارد خير در آن معروف و شناخته و شرّ در آن منكر و ناشناخته است. برخي از مفسران گفته ‏اند: آيه مورد بحث تفريع بر كلام سابق و فرعي از آن است؛ يعني پس از آنكه خداوند مؤمنان را به دو نعمت بزرگ يادآور مي‏شود كه از دو وضع تلخِ شقاء و شناعت به دو حالت شيرينِ نعيم و كمال منتقل شدند و از سويي غريزه حب مشاركت در خير نيز در نهاد بشر وجود دارد، لازمه اين ويژگي آن است كه بكوشند ديگران را هم از شر و بدي به سوي خير و نيكي كه خود در آن قرار گرفته ‏اند بكشانند تا همه مردم به صورت امّت واحدي درآيند كه بر خير اجتماع كرده ‏اند.

 

همچنين گفته شده است: خداي متعال در آيات گذشته اهل كتاب را بر دو صفت (كفر، و القاي ديگران در كفر) سرزنش كرد؛ آن‏گاه خطاب را متوجّه مؤمنان كرد و آن‏ها را نخست به تقوا و ايمان امر فرمود. سپس در آيه مورد بحث به وارد كردن ديگران در ايمان و طاعت حق فرمان داد و اين نظم و ترتيبي نيكو و موافق عقل است.

 

غرض آنكه ضلال و اضلال كه دو آفت اعتقادي و اجتماعي‏ اند به اهتدا و هدايت كه دو كمال اصلي و فرعي‏ اند تبديل شده و ملت جاهلي به امّت عقلي و علمي متحول خواهند شد.

 

امر به معروف واجب عقلی است

 

برخي، وجوب امر به معروف و نهي از منكر را عقلي و ﴿ولتَكُن﴾ را كه بر وجوب آن دلالت مي‏كند، ارشاد به حكم عقل مي‏دانند.  در برخي كتاب‏هاي آيات احكام، قول به وجوب عقلي در اين مسئله به شيخ طوسي نسبت داده شده است؛ ليكن اين مطلب با فتواي ايشان در «التبيان»  منافات دارد. براساس اين نظر امر به معروف و نهي از منكر واجب عقلي است، چون جنبه عقلي دارد و براساس قاعده لطف هم صدور آن از خدا واجب است (بر مبناي يجب عن الله)؛ لذا مي‏شود مسئله كلامي، زيرا موضوع اين مسئله فعل خداست و هم بر مردم واجب است (بر مبناي يجب علي النّاس)، بنابراين مي‏شود مسئله ‏اي فقهي، زيرا موضوع اين مسئله فعل مكلف است؛ هرچند دليل عقلي هم داشته باشد؛ مانند حرمت ظلم و وجوب عدل يا حرمت خيانت و وجوب ردّ امانت كه دليل عقلي دارند و دليل نقلي مؤيّد آن‏هاست.

 

به هر حال، ﴿ولتَكُن﴾ بر وجوب امر به معروف و نهي از منكر دلالت مي‏كند؛ حال دليل مزبور يا ارشاد به حكم عقل است يا اگر عقل داراي حكم مستقل نيست، دليل ابتدايي و سمعي خواهد بود. چون عقل در قبال نقل است نه در برابر شرع، و هوش در برابر گوش است نه در قبال دين، و هر مطلبي كه با عقل برهاني ثابت شود اعتبار شرعي دارد، همانند مطلبي كه با نقل معتبر ثابت گردد، بنابراين نبايد گفت: دليل لزوم امر به معروف و نهي از منكر عقلي است يا شرعي، فكري است يا ديني، زيرا عقل از حجت‏ هاي متقن و كاشف شرع است نه در برابر آن و از ادله ديني است نه در قبال آن و تعبير عقلي و شرعي ناروا و عبارت عقلي و نقلي، و عقلي و سمعي، رواست.

 

امر به معروف و نهي از منكر، خواه با هوش عقلي و خواه با گوش نقلي ثابت گردد، حكم شرعي است و ثواب امتثال و عقاب اهمال آن محفوظ است. اگر مطلوب بودن چيزي با عقل يا نقل معلوم شود امر به آن و نهي از ترك آن را مي‏توان با عقل كشف كرد و آنچه به نام دليل نقلي ذكر مي‏شود مؤيّد همان حكم عقلي است. البته در امور جزئي كه عقل به آن راه ندارد دليل نقلي مؤسس و راهنماي عقل است. در بين آراي ياد شده مي‏توان نظري را ترجيح داد كه سند وجوب اين فريضه را عقل و نقل مي‏داند نه خصوص عقل و نه خصوص نقل؛ يعني اگر دليل نقلي بر وجوب اين قانون نبود عقل آن را مي‏فهميد و اگر عقل آن را نمي‏فهميد دليل نقلي به اندازه كفايت، كاشف وجوب اين اصل است و نمي‏توان گفت عقل نارسا يا نقل نا كارآمد است.

 

البته با عنايت به اينكه خصوصيات جزئي به ويژه در بخش پاداش و كيفر را عقل نمي‏يابد ابتكار و تأسيس آن در اختيار دليل نقلي است.

 

تذكّر: عقل در هيچ موردي، ربوبيّت، ولايت و سِمَت قانون‏گذاري ندارد، بلكه فقط به عنوان سراج مُنير، چراغ راه است تا صراط ترسيم شده مهندس هستي، يعني خداوند را به خوبي و در حدّ طاقت خويش بفهمد و كمترين سهمي در ايجاد قانون و تدوين آن ندارد.

 

در برخي از موارد، محور اصلي حكم، كلامي است نه فقهي؛ مثلاً دليل عقلي بر وجوب اطاعت از خداوند و پيامبر و امام معصوم(عليهماالسلام)يا دليل نقلي كه در آن ظهور دارد، مدار مهم آن‏ها اين است كه خداوند، پيامبر و امام معصوم(عليه‌السلام) مطاع و مفترض الطاعه ‏اند؛ يعني هرگونه دستوري كه بالاصاله از خداوند و بالتبع از انسان كامل معصوم رسيد بايد اطاعت شود. آن دستورْ امر باشد يا نهي، تنزيه، ترجيح يا اباحه، هريك در حدّ خود بايد اطاعت شود و ﴿اَطيعُوا اللهَ واَطيعُوا الرَّسولَ واُولِي الاَمرِ مِنكُم  ناظر به امر در مقابل نهي نيست.

 

 تقدم امر به معروف بر نهي از منكر، همچنين ذكر دعوت به خير پيش از هر دو عنوان مزبور نشان مي‏دهد كه رحمت و جاذبه الهي بر غضب و دافعه حضرت حق سبحانه و تعالي پيشي دارد. يعني غضب پروردگار به امامت و رهبري رحمت او تنظيم مي‏شود، و مفاد آن اين است كه دستور غضب در مورد خاص برابر هندسه عمومي رحمت است.

 

﴿أمّة﴾ جمعیتی است با مقصد یگانه و مقصود واحد

 

كلمه ﴿اُمَّة﴾ هم در آيه مورد بحث و هم در آيه 110 همين سوره، «أئمّة» نيز قرائت شده است. اين قرائت مي‏تواند جنبه تطبيقي داشته باشد يا به معناي ائمّه ساير مردم باشد. شيخ طوسي پنج وجه و امين الاسلام طبرسي هشت وجه براي ﴿اُمَّة﴾ ذكر كرده و جامع اين وجوه را «قصد» دانسته اند. امّت، جمعيّتي است با مقصد يگانه و مقصود واحد. جامعه ديني امّت است، زيرا مقصد واحد دارد و آحاد چنين جامعه‏ اي بايد براي پاسداري از ارزش‏هاي ديني توحيدي كه عامل وحدت‏ اند، داعي به خير و آمر به معروف و ناهي از منكر باشند.

 

دعوت به خیر جامع امر به معروف و نهی از منکر است

 

«دعوت به خير» جامع امر به معروف و نهي از منكر و از احكام بين المللي اسلام است. البته امر به معروف و نهي از منكر نيز مي‏توانند از برنامه‏ هاي حوزه اسلامي وسيع‏تر باشند. به نظر برخي، سرّ تقديم دعوت به خير بر امر به معروف و نهي از منكر آن است كه دعوت به خير يعني دعوت به اسلام؛ امّا امر به معروف و نهي از منكر يعني فرمان دادن به مسلمان براي انجام وظايف ديني و نهي او از ارتكاب گناهان.

 

مبتلايان به «شبهه حكمي» و گاه به «شبهه موضوعي» را بايد آموزش داد و به «خير» دعوت كرد و امر به معروف و نهي از منكر، پس از فراغ از اين مرحله است، بنابراين جوهر امر به معروف و نهي از منكر كه در آن جدّي بودن مطرح است، با تعليم، تذكّر، نصيحت، ارشاد و حتّي دعوت به خير تفاوت دارد. گفتني است «معروف» چيزي است كه عقل و نقل معتبر آن را به رسميّت مي‏شناسند و «منكر» چيزي است كه نزد عقل و نقل ناشناخته باشد و عقل و نقل آن را نپذيرند.

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارتباط مردمی
نشانی پستی: تهران - خیابان پاسداران - خیابان نیستان سوم - خیابان صدف - انتهای خیابان شهید راستوان - نبش سه‌راه چیذری - ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور
 
کد پستی: ۱۹۴۵۶۱۷۷۱۳

تلفن پاسخگویی: ۲۲۵۶۱۲۱۸ - ۰۲۱

پست الکترونیکی ما به نشانی Info@Setad-abm.com بطور روزانه بازبینی می‌شود.
نام:
* ایمیل:
* گیرنده:
پیشخوان
دیدگاه
کسی که قادر به امر به معروف نیست، نهاد‌های مربوطه را مطلع کند

کسی که قادر به امر به معروف نیست، نهاد‌های مربوطه را مطلع کند

حضرت آیت الله خامنه‌ای معتقدند: بر کسى که قادر بر امر به معروف و نهى از منکر نیست، واجب است که نهادهاى مربوطه را که از طرف حکومت براى این کار اختصاص یافته‏اند، مطلع نماید و تا کنده‌شدن ریشه‏هاى فاسد که فسادآور هم هستند، موضوع را پیگیرى کند.
ترک تذکر به مسئولان سزاوار نیست

ترک تذکر به مسئولان سزاوار نیست

در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، ترک تذکر و موعظه به برادر مؤمن به مجرد ملاحظه مقام او سزاوار نیست.