ستاد امر به معروف و نهی از منکر

تعداد بازدید : ۱۶۹
کد خبر: ۲۰۴۱۱
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۴:۱۹
حجت‌الاسلام جهانگیری:
عضو مرکز گفتمان اسلامی سوئد گفت: همه معروف‌ها معروف است و همه منکرها منکر، منتهی درجه اهمیت و دغدغه‌هایی که نسبت به آن داریم بسیار مهم است. ما در فقه‌مان بحثی به نام مصلحت داریم و این مصلحت، قربانی کردن حقیقت در برابر مصلحت نیست، بلکه به معنای این است که ببینیم اولویت‌ها و دغدغه‌های اصلی‌مان چیست و اتفاقاً این را باید فقیه تشخیص بدهد. باید در موضوعی یک حکم شرعی را به طور موقت تعطیل کنیم تا یک حکم شرعی مهم‌تر مورد توجه قرار گیرد.

به گزارش اداره کل روابط عمومی ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور، ماهنامه فرهنگ و علوم انسانی «فرهنگ امروز» در سی امین شماره خود و در پرونده ای با عنوان «کمینه گرایی در کمین» به موضوع امر به معروف و نهی از منکر پرداخته است. حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری، مُبلّغ بین‌المللی و عضو مرکز گفتمان اسلامی سوئد طی گفتگویی دیدگاه های خود در رابطه با امر به معروف و نهی از منکر را تشریح کرده است. وی بر این باور است که امر به معروف برای تحقق عینی در سطح جامعه نیازمند طی مقدماتی ازجمله نهادینه‌سازی، گفتمان‌سازی و... است که اگر مورد بی‌توجهی قرار گیرد، موانع بزرگی بر سر راه تحقق اهداف آن ایجاد خواهد شد. اما در این میان، اولویت‌گذاری در موضوعات و مصادیق آن نیز یکی از مقولات اساسی است که موجب غفلت از مسائل اساسی خواهد شد.

 

متن گفتگوی «فرهنگ امروز» با حجت الاسلام جهانگیری به شرح زیر است:

 

 آیا مصادیق امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه دینی مشمول نظام طبقه‌بندی و ارزش‌گذاری هستند؟

بله؛ یکی از بحث‌هایی که باید روشن شود، این است که در مسئله امر به معروف و نهی از منکر اولویت‌ها را بشناسیم. البته که همه معروف‌ها معروف است و همه منکرها منکر، منتهی درجه اهمیت و دغدغه‌هایی که نسبت به آن داریم بسیار مهم است. چند سال پیش رهبر انقلاب به‌عنوان یک فقیه تأکید زیادی داشتند که معروف‌ترین معروف حفظ نظام است؛ یعنی اگر قرار است ما در امر به معروف و نهی از منکر چیزی را فدای دیگری کنیم، باید مسئله‌های‌مان را اولویت‌بندی کنیم؛ بدانیم یک معروفی هست که باید دغدغه اصلی ما باشد و نباید نهی از منکری، منکر بزرگ‌تری را به فراموشی بسپارد. این مسئله اهمیت بالایی دارد و کسی می‌تواند این را مشخص کند که به سیستم فقهی اسلام و شیعه مسلط باشد. ما در فقه‌مان بحثی به نام مصلحت داریم و این مصلحت، قربانی کردن حقیقت در برابر مصلحت نیست، بلکه به معنای این است که ببینیم اولویت‌ها و دغدغه‌های اصلی‌مان چیست و اتفاقاً این را باید فقیه تشخیص بدهد. باید در موضوعی یک حکم شرعی را به طور موقت تعطیل کنیم تا یک حکم شرعی مهم‌تر مورد توجه قرار بگیرد؛ بنابراین، همین است که امام در بحث مصلحت می‌فرماید حفظ نظام و امت جزو دغدغه‌های اصلی است. گاهی ما باید حج را تعطیل کنیم، همچنان‌که امام حج را تعطیل کردند، درحالی‌که حج یک امر واجبی است که در قرآن مکرر آمده و به آن تأکید شده است؛ اما کسی روح فقه اسلامی را بشناسد این را مطرح می‌کند که باید گاهی اوقات امر واجب را تعطیل کنم. مثلاً به خاطر کرونا برخی موضوعات را موقت تعطیل کردیم چون برای‌مان جان انسان‌ها مهم بود.

 

بدین‌ترتیب، در امر به معروف باید ابتدا اولویت‌ها را بشناسیم و مسئله‌های اصلی را با مسائل فرعی خلط نکنیم؛ چراکه اگر این موضوع اتفاق بیفتد دچار چالش خواهیم شد. باید بدانیم مسئله ما امروز حفظ نظام اسلامی است؛ اگر این موضوع حاکم است، باید مسائل دیگر را به‌صورت اصلی و فرعی دسته‌بندی کنیم و آن‌وقت است که می‌توانیم بگوییم مسئله اختلاس، حجاب، قاچاق مواد مخدر، اقامه نماز و مسجد‌سازی و دیگر مسائل هریک در کجای ماتریکس اولویت ما قرار گرفته و بر اساس آن برنامه‌ریزی کنیم. ما امر به معروف را یک مقوله فرهنگی و بایسته دینی می‌دانیم که اگر برای آن یک ماتریکس برنامه‌ریزی‌شده نداشته باشیم، گاه اصل‌ها را فدای فرع‌ها خواهیم کرد و خود فرع‌ها نیز پس از مدتی به فراموشی سپرده خواهند شد و امر به معروف ذاتاً دچار مشکل خواهد شد.

 

 

به نظر شما علت اینکه در موارد متعددی، تلاش‌های صورت‌گرفته در زمینه امر به معروف و نهی از منکر به نتیجه مطلوب نمی‌رسد و از سوی جامعه با واکنش منفی همراه می‌شود، چیست؟

به ما گفته‌اند امر به معروف و نهی از منکر کنید، پس باید دید منظور و مصادیق معروف و منکر در قرآن چیست. ما گاهی اوقات امری منکر نشده را نهی می‌کنیم و به خاطر همین است که جواب نمی‌دهد؛ یا حتی گاهی اوقات دستور و توصیه به امری معروف نشده را انجام می‌دهیم. باید ابتدا پدیده‌ای را به معروف بودن تبدیل کنیم سپس امر به آن بکنیم، همچنین باید موضوعی تبدیل به منکر بشود و سپس فردی را از آن نهی کنیم. در نگاه قرآنی باید ابتدا باور به معروف بودن آن اتفاق بیفتد؛ یعنی همگان باور داشته باشند که این موضوع معروف است. مردم باید آن را باور کنند، اگر نتوانیم به موضوعی باور معرفتی بدهیم و تا زمانی که مسئله‌ای تبیین نشده، بدیهی است که امر به آن نتیجه معکوس خواهد داشت.

 

متأسفانه امر به معروف و نهی از منکر را به‌درستی درک نکرده‌ایم و خیال می‌کنیم اگر خودم باور کنم معروف است و دیگران باور نکنند، همچنان باید امر به معروف و نهی از منکر کنم. درحالی‌که باید ابتدا بفهمانم و مخاطب من بداند؛ نه تنها بداند و بفهمد، بلکه باور کند این یک ارزش است، آن‌وقت می‌توانیم اقدام کنیم. مخاطب باید بداند که این کار منکر و زشت است. جالب است قرآن از عبارت واجب و حرام استفاده نمی‌کند، بلکه از واژه معروف و منکر استفاده می‌کند؛ یعنی موضوعی ممکن است واجب باشد اما هنوز در جامعه به معروف تبدیل نشده باشد و باید این واجب را به معروف تبدیل و سپس امر کنیم، یا امری ممکن است حرام باشد اما هنوز به منکر تبدیل نشده نباشد. قرآن نمی‌گوید امر به واجب و نهی از حرام، بلکه می‌گوید امر به معروف؛ یعنی واجب باید به معروف و حرام باید به منکر تبدیل شود. متأسفانه در حالی امر به واجب می‌کنیم و می‌گوییم مثلاً فلان چیز واجب است و باید به آن امر کنیم که هنوز به معروف تبدیل نشده و مخاطب اصلاً این را نفهمیده است، یا مثلاً نهی از حرام می‌کنیم درحالی‌که آن امر هنوز به منکر تبدیل نشده است. این موارد نکات ظریفی است که اگر در برنامه‌ریزی فرهنگی به آن دقت کنیم بسیار راحت‌تر می‌توانیم نتیجه بگیریم. به عبارات دقیق قرآنی و سخنان اهل‌بیت در این باره دقت کنیم. باید بدانیم چگونه مستحبات و واجبات را به معروف و محرمات و مکروهات را به منکر تبدیل کنیم که اگر این‌گونه کردیم، آن موقع می‌توان از امر یا نهی نسبت به آن صحبت کرد.

 

 

آیا این تبدیل شدن به معروف از جنس باورهای اعتقادی و معرفتی است یا وجه اجتماعی دارد؟

اولین گام برای تبدیل شدن یک مقوله به موضوعی برای امر به معروف یا نهی از منکر، باوراندن آن به مردم است تا باور اجتماعی و فردی رخ بدهد که این‌ها امری پسندیده یا زشت هستند. گام دوم، پس از تبیین معرفتی این است که آن را تبدیل به هنجار کنیم. اینکه همه فهمیدند خوب است، حالا باید به هنجار تبدیل شود. تا زمانی که مردم می‌گویند حجاب خوب است اما به هنجار اجتماعی تبدیل نشود، یا بگویند نظم خوب است اما این نظم هرگز به هنجار تبدیل نشود، نمی‌توانیم از امر و نهی صحبت کنیم. پس گام بعدی این است که آن را به رفتار اجتماعی و هنجار عمومی تبدیل کنیم. وقتی که موضوع ماسک زدن در دوران بیماری کرونا به باور تبدیل می‌شود، مردم باور می‌کنند و در بیرون هم به‌عنوان یک هنجار تبدیل می‌شود. حالا اگر کسی ماسک نزند، می‌توان گفت که چرا ماسک نمی‌زند و او خجل می‌شود و امر به معروف و نهی از منکر محقق می‌شودد. این‌ها گام‌های نهادینه‌سازی امر به معروف و نهی از منکر است. مراقب باشیم امر به معروف و نهی از منکر نیازمند نهادینه‌سازی است نه نها سازی. متأسفانه گاهی مواقع می‌خواهیم مثلاً مردم نماز بخوانند و یک نهادی ایجاد می‌کنیم که متولی این امر باشد؛ درحالی‌که این دغدغه همه است. رهبری در بحث مواسات گفتند دغدغه همه است، نه اینکه بگوییم حالا یک نهادی هست پس بیاید این کار را انجام بدهد. مراقب باشیم نهادسازی‌ها ما را از نهادینه‌سازی غافل نکند. این‌ها ارزش‌های نهادینه‌ساز هستند و ما باید نهادینه‌اش کنیم نه اینکه یک نهادی تأسیس کنیم و آن نهاد درباره چنین موضوعاتی تحقیق کند و بعد از مدتی هم موضوع تمام شود و به جریان و گفتمان اجتماعی تبدیل نشود.

 

مرحله بعدی در امر به معروف و نهی از منکر این است که باید تبدیل به گفتمان شود. گفتمان به تعبیر رهبری همانند هوا است که شما بخواهید یا نخواهید باید آن را تنفس کنید. اگر موضوعی تبدیل به گفتمان شد، خواه‌ناخواه آن را باور خواهید کرد. یک گفتمان هرقدر بتواند حوزه گسترده‌ای را فرابگیرد، گفتمان موفقی است. ما خرده و کلان‌ گفتمان‌ها را داریم و اگر می‌خواهیم در بحث امر به معروف و نهی از منکر موفق شویم باید آن را به گفتمان تبدیل کنیم. حالا امری برای اینکه به گفتمان تبدیل شود باید ابتدا نظریه‌پردازی صورت بگیرد و نظریه‌پردازی کاملاً ناظر به نیازهای بومی باشد و بر ذائقه‌های بومی ساخته شود؛ یعنی بتواند ذائقه‌های بومی را هم پاسخ‌گو باشد. ما باید در نظریه‌پردازی به زیست‌بوم‌ها هم توجه کنیم، باید دید ارزش قرآنی و الهی در زیست‌بوم چگونه پاسخ‌گو است. نظریه‌پردازی بخش اول است و بعد از آن باید دکترین‌سازی کنیم. دکترین‌سازی یعنی گام‌های عملی برایش تعریف کنیم و فقط در عالم نظر باقی نماند.

 

مثلاً غرب می‌گوید فضای آزادی باشد و در راستای تبدیل شدن به آن هم مطرح می‌کند هرکسی باید آزادی بیان داشته باشد و حتی شبکه‌های اجتماعی را درست می‌کند تا افراد راحت حرف‌های خودشان را بزنند. بعد از نظریه‌پردازی باید ابزار تحقق آن را هم فراهم کنیم که این دکترین‌سازی است. باید دید چگونه نظریه‌ها در عالم عمل تحقق پیدا می‌کنند، بعد از آن است که تازه می‌رسیم به مرحله جریان‌سازی. جریان‌سازی یعنی حالا نظریه‌ها تبیین و الگوی عملی آن ارائه شده و ما باید آن را ترویج کنیم. جریان‌سازی یعنی سازمان‌ها، اندیشمندان و فعالان اجتماعی این نظریه را ترویج کنند و گام‌های عملیاتی به آن ببخشند. از افراد مؤثر جامعه همچون سلبریتی، هنرمند، فیلسوف و نویسنده بخواهیم که این امر را ترویج کنند. همه باید کنار هم این را ترویج بدهند که در واقع جریان‌سازی صورت گیرد. در بحث جریان‌سازی باید جدی عمل کنیم، زیرا موضوع ساده‌ای نیست. ببینید غربی‌ها چقدر آسان یک مفهومی را جریان‌سازی می‌کنند که مورد پذیرش همگان قرار می‌گیرد. اگر جریان‌سازی شد، بعد از آن عده‌ای می‌آیند روی موضوع کار می‌کنند.

 

بنابراین، ما یک نظریه‌پردازی داریم که فقط مبانی را در عالم ایده تحلیل می‌کنند. مرحله بعدی دکترین را داریم که ابزارها و الگوهای عملی تحقق آن نظریه را می‌سازند. در جریان‌سازی است که یک مجموعه‌ای دغدغه‌مند موضوع را با ابزارهای مختلف همچون سینما یا رسانه‌ها، کتاب، فلسفه و دیگر موارد تبیین می‌کنند.

 

وقتی که امری تبدیل به گفتمان شد دیگر تنها عده‌ای پیگیر موضوع نیستند، بلکه همه دغدغه‌مند این مسئله هستند. اگر می‌خواهیم یک موضوعی به دستور کار امر به معروف یا نهی از منکر در جامعه تبدیل شود، باید آن را به گفتمان تبدیل کنیم، اگر به گفتمان تبدیل شود هیچ‌کس نمی‌تواند در مقابل آن بایستد و همه پذیرای آن خواهند بود. این فرایند منطقی تبدیل باور به هنجار باید در این مسئله خودش را نشان بدهد.

 

 از منظر شما مهم‌ترین آسیبی که امروز مانع تحقق اهداف این فریضه است، چیست؟

خطرناک‌ترین آسیب، امر به معروف و نهی از منکر پارادوکسیکال است. اگر من در برنامه تلویزیونی بیایم و مردم را به ساده‌زیستی دعوت کنم اما مبلی که به‌عنوان کارشناس مذهبی روی آن نشسته‌ام مبل گران‌قیمتی باشد، گرچه اینجا پیام مستقیم من می‌گوید مردم ساده‌زیست باشید، اما پیام غیرمستقیم می‌گوید مردم، اشرافی باشید؛ و این متناقض‌ترین امر به معروف و نهی از منکر است که در واقع دو پیام متناقض می‌دهم. متأسفانه گاه دیده می‌شود که در عرصه امر به معروف و نهی از منکر، پیام‌های متضاد به مردم صادر می‌شود. مردم را به فرزندآوری دعوت می‌کنیم، اما قوانینی را وضع می‌کنیم که کاملاً با موضوع افزایش جمعیت چه در بعد اقتصادی چه فرهنگی مخالف است. معلوم است که این امر اتفاق نمی‌افتد! گرچه ما مردم را به ازدواج به‌عنوان یک امر معروف دعوت می‌کنیم و ازدواج امری است که همه جوامع آن را معروف می‌دانند، اما صداوسیما می‌آید افرادی را به‌عنوان الگو معرفی می‌کند که سی‌وپنج سال دارد و افتخار می‌کند ازدواج نکرده است و یا حفظ تناسب اندام خود را مهم‌تر از فرزندآوری می‌داند. حتی وقتی اقتصادمان سبب می‌شود که ازدواج به‌عنوان یک معضل معرفی شود، هر بار که من برای جوانی استدلال کنم که ازدواج آسایش می‌آورد، این فرد خواهد گفت من چطور می‌توانم به آسایش برسم وقتی که می‌دانم فردای ازدواج باید قسط‌های سنگین بدهم! وقتی از حیث فرهنگی، جامعه، ازدواج و تشکیل خانواده را شاخص و برتری نمی‌داند، آن‌وقت است که با یک پدیده پارادوکسیکال روبه‌رو می‌شویم؛ زیرا گرچه در عمل امر به معروف می‌کنیم، اما زیرساخت‌های ما خلاف آن را می‌گوید. وقتی می‌توانیم از امر به معروف و نهی از منکر صحبت کنیم که زیرساخت‌های تحقق آن را فراهم کنیم و پیام پارادوکسیکال صادر نکنیم، در غیر این صورت ممکن است فرد پیام نقیض را بگیرد.

 

جالب است ریشه‌یابی کنیم که چرا در غرب دروغ اتفاق نمی‌افتد. اگر در غرب دروغ اتفاق نمی‌افتد به معنای اخلاقی بودن آنجا نیست، بلکه به معنای زیرساختی بودن و یکی بودن حرف و عمل افراد آن است و فرد این‌گونه عادت کرده است. وقتی فضای جامعه به‌گونه‌ای باشد که شما با دروغ گفتن کارتان راه می‌افتد و اگر دروغ نگویید دچار چالش می‌شوید، طبیعی است که هرقدر هم به مردم بگویید دروغ نگویند، امکان ندارد فضا بدون دروغ و رفتار متناقض باشد.

 

چه ملاحظات و چارچوب‌های اجرایی و عملیاتی در توصیه‌های دینی مورد توجه قرار گرفته است؟

 

باید در مسئله‌شناسی امر به معروف و نهی از منکر اولویت‌ها را بشناسیم. اگر این اولویت‌ها را نشناسیم به خود مقوله امر به معروف و نهی از منکر ظلم کرده‌ایم، یا حتی گاهی امر به معروف‌مان تبدیل به امر به منکر یا نهی از منکرمان به نهی از معروف می‌شود. گرچه باید اولویت‌ها را بشناسیم، اما معتقدم باید در کنارش نگاه کاریکاتوری به موضوع امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشیم. نگاه کاریکاتوری به مقوله امر به معروف و نهی از منکر به همان اندازه اولویت‌ها، بیماری خواهد بود بر جان این پدیده بسیار مهم. نگاه کاریکاتوری این است که ما بدون اینکه اولویت‌ها را بشناسیم، بیاییم سلیقه‌ها را برجسته کنیم و مسائل دیگر را به فراموشی بسپاریم؛ که این امر ضد خودش را تولید خواهد کرد. وظیفه ما است که اولویت‌های امر به معروف و نهی از منکر را به‌خوبی تبیین کنیم؛ و اولویت دادن به آن جدای از نگاه کاریکاتوری است. نگاه کاریکاتوری، ضد نگاه اولویت‌بخشی است.

 

انصافاً امر به معروف و نهی از منکر در اسلام و فقه بسیار اخلاقی دیده شده است؛ یعنی دین هم‌زمان با اینکه دغدغه دارد معروف‌ها پیگیری و منکرها نهی شود، این توجه را هم دارد که این‌ها همه کاملاً از مسیر اخلاقی صورت بگیرد. یکی از ارزش‌های فقه اسلامی این است که اخلاق را هم اخلاقی پیگیری می‌کند؛ یعنی می‌گوید اگر قرار است اخلاقی در جامعه تحقق پیدا کند باید به روش اخلاقی هم باشد. مسئله اخلاقی بدون پیگیری روش اخلاقی محقق نخواهد شد. آموزه‌های ما نسبت به آبروی مخاطب و اینکه آیا امر به معروف یا نهی از منکر تأثیری دارد یا نه، حساس است. حتی گوینده امر به معروف و نهی از منکر هم مهم است که به این فرد آسیبی نرسد. باید شاخص‌های آمر به معروف را نیز بررسی دقیق کرد، زیرا هرکسی نمی‌تواند آمر به معروف باشد و هرکسی که آمر به معروف است، نمی‌تواند هر موقع که خواست امر به معروف کند یا حتی نمی‌تواند هر فردی را امر به معروف و نهی از منکر کند. شرایط نشان می‌دهد که اگر ما با شاخص‌ها و شیوه‌های امر به معروف و نهی از منکر پیش برویم، این موضوع می‌تواند نقطه‌زن جدی برای توسعه ارزش‌ها و هنجارهای مثبت و پالایش جامعه از ناهنجاری‌ها باشد. اگر این مسیر به‌درستی پیموده شود، به نظر موجب پایایی جامعه و پیراستن آن از ناهنجاری خواهد شد.

 

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارتباط مردمی
نشانی پستی: تهران - خیابان پاسداران - خیابان نیستان سوم - خیابان صدف - انتهای خیابان شهید راستوان - نبش سه‌راه چیذری - ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور
 
کد پستی: ۱۹۴۵۶۱۷۷۱۳

تلفن پاسخگویی: ۲۲۵۶۱۲۱۸ - ۰۲۱

پست الکترونیکی ما به نشانی Info@Setad-abm.com بطور روزانه بازبینی می‌شود.
نام:
* ایمیل:
* گیرنده:
پیشخوان
دیدگاه
کسی که قادر به امر به معروف نیست، نهاد‌های مربوطه را مطلع کند

کسی که قادر به امر به معروف نیست، نهاد‌های مربوطه را مطلع کند

حضرت آیت الله خامنه‌ای معتقدند: بر کسى که قادر بر امر به معروف و نهى از منکر نیست، واجب است که نهادهاى مربوطه را که از طرف حکومت براى این کار اختصاص یافته‏اند، مطلع نماید و تا کنده‌شدن ریشه‏هاى فاسد که فسادآور هم هستند، موضوع را پیگیرى کند.
ترک تذکر به مسئولان سزاوار نیست

ترک تذکر به مسئولان سزاوار نیست

در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، ترک تذکر و موعظه به برادر مؤمن به مجرد ملاحظه مقام او سزاوار نیست.