خطا
  • JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 212

بزرگترین فریضه اسلامی، در بین خوب ها هم تقریبا تعطیل شده است

بزرگترین فریضه اسلامی، در بین خوب ها هم تقریبا تعطیل شده است یکشنبه, 09 خرداد 1395

به گزارش روابط عمومی و اطلاع رسانی ستاد امر به معروف و نهی از منکر ، حجت الاسلام والمسلمین آقا تهرانی نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون فرهنگی دوره نهم مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با جنبش حیا ، گفت: اولین مشکل جامعه ما نفوذ نگاه سکولاری در بین مردم جامعه است و اما اینکه چه مسئله ای باعث عدم موفقیت جامعه می شود ؟ اولین چیزی که به ذهنم از مشکلات ما می رسد و باعث عدم سعادت ، موفقیت دنیوی و اخروی می شود؛ این است که جدی نمی گیریم آنچه را که جدی است.

وی در ادامه اظهار داشت:  همه ما مسلمان هستیم و خدا را قبول داریم، آخرت را قبول داریم اما درعمل آنچه را که قبول داریم را به کارنمی گیریم. یعنی خدا را توی بازار و خیابان ها نمی آوریم. انگار این ها یک کار دیگر است و آن، یک کار دیگر. این همان است که دشمن به آن سکولاریسم می گوید. لذا خدای ما مثل یهودی ها تبدیل به خدای شنبه مثل مسیحی ها به خدای یکشنبه تبدیل می شود،. برای ما هم می شود خدای روز جمعه. دیگر در راهپیمایی ما ، در رأی دادن ما خدا نیست. سیاست و اخلاق و اقتصاد از خدا جدا می شود. خانه و خانواده از خدا جدا می شود و این همان است که دشمن ما به این بیماری مبتلا شده و تلاش می کند که ما را هم مثل خودش بکند. ا

آقا تهرانی افزود: از بیرون تزریق شده و به فرهنگ ما هم القا شده و تا حدود زیادی هم به آن مبتلا شده ایم. نسل جوان،  بیشتر به این عارضه مبتلاست. حالا باید چه کرد یا نکرد بماند برای جای دیگری ولی آدم بداند که همچنین مشکلی دارد بعد آن وقت است که میگوییم " دیانت ما عین سیاست ماست " این دروغ می شود.

این استاد حوزه خاطر نشان کرد: قدیم، بازاری ها چگونگی کسب حلال را میخواندند ولی الان چند تا از نسل امروزی این گونه هستند؟ در دانشگاه ها سیاستی که تدریس ، گفته و خوانده می شود چه ربطی با اسلام دارد؟ چیزی است که در غرب نوشته و ترجمه شده وهمه هم میخوانند در حالیکه دانشجوی ما مسلمان ، اهل نماز و روضه امام حسین(ع)است. اما تفکیکی بین سیاست، علم و دیانت آنهاست. خواه اقتصاد ، خواه سیاست ، روان شناسی ،علوم تربیتی و تاریخ بخوانند یا هر موضوع دیگری. می بینید که تفکیک هست.

وی تصریح کرد: این بیماری غرب است که القا شده به سطر سطر نوشته ها. بعضی ها اصلا درک انقلابی ندارند با اینکه سیاست می خوانند. شما راه حل اینکه جامعه دچار نفوذ فرهنگی نشود و تقلید کورکورانه از غرب نکند را چه میدانید؟ امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری به اعتقاد من همچون دیده بانانی هستند که از بالا به جامعه خود نگاه میکنند. اخیرا حضرت آقا بحث سبک زندگی را مطرح کرده اند. برای سبک زندگی در چند زمینه می توان فعالیت کرد. مثل اخلاق، تربیت، عرفان وسیاست و اقتصاد. در هر کدام میتوان چند اصل را مورد توجه قرار داد که غرب چه میگوید و اسلام چه میگوید. میبینیم که خیلی عقب هستیم. برای درمانش هم باید فکر کرد که چه باید کرد؟  

حجت الاسلام والمسلمین آقا تهرانی گفت: یکی از ابزاری که شبیه به غرب شده ایم این هست که تقلید کورکورانه از غرب میکنیم. چرا؟ چون مثلا این ها در نوع غذا خوردن ، نشست و برخاست و زندگی خانوادگی مدرنند و...الگو میگیریم. الان مثلا صد تا شلوار بیاوریم جوان ما آنکه پاره یا رنگش پریده یا وصله دار هست را می پسندد یا حتی فروشنده های ما نیز از این نوع لباس ها و مدها استفاده می کنند .

وی با طرح این سوال که پس فرق تو با یک کافر در چیست؟ افزود: شاید نماز هم بخواند ، زیارت امام رضا(ع) هم برود ولی بعد که برگشت کار خود را دوباره می کند. چرا الان سن ازدواج باید روی 35 سال برود؟ بعد صاحب فرزند هم نشویم و... خوب است کمی فکر کنیم. بیشتر عبادت ابوذر فکر کردن بود. همش نماز نمی خواند و برای همین جلوی معاویه می ایستاد. ما همه ابزار تفکر و تعقل داریم اما از آن استفاده بهینه نمی شود. البته این موضوع تقلید کردن الان از سابق بهترشده است. امثال دکتر مطهری ها، شهید بهشتی ها و دیگران آمدند و نشان دادند که اسلام میتواند بهترین ها را ارائه بدهد.

به گفته آقا تهرانی عرصه دفاع مقدس توانست باور های ما را تغییر بدهد و جوانان ، مقام ولایت فقیه را به عنوان انسانی شایسته و فرهیخته قبول دارند. اگر از من بپرسید میگویم جوان امروز خیلی بهتراز جوان دیروز است. ابزار دومی که دشمن استفاده می کند همین سکولاریسم است که بیایند بین دین و زندگی ما تفکیک قائل بشود. مثلا در غرب طی روز سخت مشغول کار می شوند و در اول شب سراغ کارهای دیگر می روند ولی به عقیده من اعتقادات باید در تمام جریان زندگی ما نمایان باشد.

وی با تاکید بر اینکه امام علی (ع) باید در بازار و در همه جا نمایان باشد، گفت: تنها این نباشد که فقط وقتی به زیارت ایشان می رویم یاد بگیریم شیعه او در تمام مراحل زندگی باشیم، بلکه باید توجه کرد که زندگی و برخورد ما چگونه باشد، چه کسی دوست و چه کسی دشمن است. آیا به همه لبخند باید زد؟ آیا با همه باید بد اخلاقی کرد؟ اسلام خصوصا در علوم انسانی خیلی حرف دارد. چون برای کمال انسان نازل شده است. اگر مردم ما نه از غرب تقلید می کردند و نه سکولار بودند و به افرادی که این دو روش را در پیش گرفته بودند تذکر میدادند یا با آن ها صحبت میکردند،آیا وضعیت جامعه ما به این جا می رسید ؟ قطعا نه.

آقا تهرانی تصریح کرد: امر به معروف و نهی از منکر جزء یکی از بزرگترین فرایض اسلامی است که تقریبا تعطیل شده است. حتی در بین آدم خوب هم همین است. خیلی مقید به انجام این فریضه نیستند و حتی حرفهای دیگه ای هم میزنند که مثلا سخت نگیر، در جامعه هم جا افتاده. موسی به دین خود عیسی به دین خود. گویا یک سری افراد فرق بین مسائل جمعی و شخصی را نمی دانند. پس امر به معروف و نهی از منکر هم دیگر نکنید. به چه سمتی داریم میرویم؟ بحث مسائل اجتماعی یک مسئله فردی است؟ آیا در دین بحثی در این باره وجود ندارد؟ مسلمانیم؟ مسلمان بودن فقط به نماز خواندن است؟ اگر این طور باشد ابن ملجم هم نماز میخواند. ما انقلاب کردیم و باید دلمان برای آن بسوزد و برای ما ارتقا و پیشرفتش مهم باشه. نه امر به معروف می کنیم و نه اجازه میدهیم دیگران بکنند. ببینید مثلا بنده می ترسم، حالش را ندارم. خیلی خب. لااقل بگذاریم دیگران کارشان را انجام بدهند. نمی دانم چرا انسان آنقدر پایین می آید یا به این سمت وسو می رود. آیا با توجه به اینکه مردم دلیلهای گوناگونی می آورند و گاهی بعضی افراد بهانه تراشی میکنند یا شبهه های مختلف می اندازند امربه معروف ونهی از منکر ترک می شود؟ در قرآن آمده لم تقولون ما تفعلون چرا کاری که نمی کنید را میگویید انجام بدهند. اما آیا کاری را که خودم نکردم نباید بگم؟ یعنی برسم به جایی که تا خودم صالح نشوم نمی توانم از اصلاح صحبت کنم. پس خود امام عصرعج الله تعالی فرجه الشریف باید این کار را انجام بدهد. چرا که همه ایراداتی دارند. خود پیغمبرصلی الله علیه و آله باید این کار را انجام می داد. امر به معروف و نهی از منکر یک امر همگانی است. حتی اگر خودم هم در این جهت کمی نقص دارم اما این مانع از گفتن نمی شود. البته برای خودم اول از همه .

عضو کمیسیون فرهنگی دوره نهم مجلس شورای اسلامی افزود: من خودم زمانی اخلاق تدریس می کردم، بعد که میخواستم این کار را کنار بگذارم یکی از علما از من پرسید که آیا بر اخلاق خودت هم اثر می گذارد یا نه؟ گفتم که بله. بعد ایشان گفتند برای اخلاق خودت هم که شده برو اخلاق را تدریس کن. تو خودت درست شو. امر به معروف هم همین است. روی خودم هم اثر می کند. در روایت آمده است که اگر اهل معروف نیستی امر به معروف کن تا بشوی. وقتی من به شما میگویم مال مردم را نخور اولین اثرش یر خودم هست. اثر تلقینی دارد. نفس قطعا ملامت می کند. در آیه قرآن آمده اگر بردبار نیستی خودت را به بردباری بزن چون وقتی خودت را به بردباری زدی خود از بردباران میشوی. مسجدی نیستی حالا برو مسجد، مسجدی خواهی شد.

وی افزود: بنابراین در امر به معروف و نهی از منکر، گفتنش تأثیر مثبت روی خود آدم دارد. البته نوع عالی آن که اثر گذارتراست این است که آدم اون اخلاق حسنه رو داشته باشد. همان گونه که می گویند اگر سخنی از دل بیرون آمد بر دل می نشیند. ولی اگر سخن از زبان بلند شد از گوش ها تجاوز نمی کند. اگر عقلی گفتی، عقلی می گیرد. اگر دلی گفتی دلش تکان می خورد. اما خب مرحله اولش همان زبانیست که برای شروع خوب است. اما در مورد ناسزا گفتن مردم که گاهی شنیده میشود باید عرض کنم که آیا معیار تشخیص وظیفه برای انجام کاری ناسزا گفتن صلوات مردم است؟ یعنی آیا من کاری را که می خواهم انجام بدهم باید ببینم مردم تشویقم می کنند یا نه؟ گرخواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. آیا این درست است واقعا؟ باید انسان ببیند کدام کار درست است یا نه. خواه مردم بکنند یا نکنند، خواه بخواهند یا نخواهند.

آقا تهرانی ادامه داد: شما نگاه کنید بزرگان این گونه نبودند که جامعه به هر سمتی می رود آنها هم به همان سمت بروند. پس چرا امام حسین علیه السلام  یک نفری جلوی این همه آدم ایستاد؟ پس چرا امام راحل(ره) جلوی طاغوت ایستاد؟ اگر ایستادگی نبود آیا هیچ وقت انقلابی رخ می داد؟ آیا هیچ وقت تحولی رخ می داد؟ ببینید ما یک درست و غلطی داریم حالا جمع به آن برسد یا نرسد. اگر برسند که خدا را شکر، اگر نرسند خب باید به تنهایی مقابل آنان ایستاد. حتی روز غدیر، پیامبر صلی الله علیه و آله احساس تنهایی می کرد اونوقت آیه نازل شد که خدا تو را از شر مردم حفظ می کند. خدا گفت که نترس کار خودت را انجام بده.

وی گفت: لذا باید دانست که وظیفه چیست. امر به معروف و نهی از منکر جزء وظایف است. اما گاهی اوقات شرایطی را برای امر به معروف و نهی از منکر آورده اند که سبب می شود بعضی امر به معروف نکنند و یا بهانه ای برای امرنکردن به معروف ونهی نکردن داشته باشند.مثلا اینکه بگوییم تأثیر گذاری ندارد. بله اگر اثر ندارد وقت خودت را تلف نکن. مثلا ببینید من با خانواده ای وصلت می کنم و قاعدتا آن گروهی که من با خانواده آنان ازواج می کنم سبک زندگی متفاوتی با ما دارند. ما از بچگی فهمیدیم که عموی دایی ، خاله ی ما و... دارای چه رفتار هایی هستند. یعنی تعامل با اینان را بلدیم. حال که شما در یک خانواده جدیدی وارد می شوید این سوال پیش می آید که ما چه وظیفه ای داریم؟ من یک جامعه کوچکتر را مثال زدم. جامعه هم به این صورت است. نیروی من محدوداست، بینهایت که نیست. حال من باید بیایم این نیرو را روی همدرسی ها، هم سنی ها، هم محله ای ها و...که حرفم بیشتر اثر دارد خرج کنم. حالا اگر این نیرو را روی کسی پیاده کنم که به هیچ وجه میخ آهنی نرود در سنگ، هر دفعه دعوامون می شود. می بینیم که فایده ای ندارد.اما می بینیم که جایی درموردی که طرف دلش از من پاک تر است. من می توانم با او صحبت کنم. حال هر کدام از ما توانایی هایی داریم. مثلا فرد هم سن شما توانایی هایی دارد، من هم توانایی هایی دارم. در نتیجه می خواهم این را بگوییم که امر به معروف و نهی از منکر برای همه یکسان نیست. من یک موقعیتی دارم که او ندارد. همان طور که می بینید در جلسات مختلف هم سن ها هم دیگر را خیلی خوب پیدا می کنند. پیرمرد ها با هم دیگر می نشینند. همین جاست که باید فرصت ها را غنیمت شمرد.

حجت الاسلام والمسلمین آقا تهرانی اظهار داشت: گاهی اوقات من بین عده ای قرار میگیرم که هیچ فایده ای ندارد. فقط باعث ناراحتی می شود. شاید حتی در جایی سکوت بهترین باشد. ما خیلی از اوقات می گوییم تأثیر ندارد؛ که این جور نیست. شاید الان نپذیرد و مقاومت کند، که طبیعی هم است اما همین فرد آرام آرام یخش آب می شود. خود من مثلا در جایی یک ساعت سخنرانی می کنم قطعا در این بین اشتباهاتی هم دارم ولی خب اگر یک نفر بیاید و به من بگوید ، من شاید مقاومت کنم. ولی اگر دخترم این حرف را بزند که مثلا اگر فلان حرف را نمی زدید بهتر نبود؟ من قطعا شک می کنم که اشتباه کردم. کافی است یکی دیگر مثلا از رفقا روی کاغذ بنویسد که اگر این گونه میگفتید بهتر نبود؟ دیگر آدم یقین می کند که اشتباه کرده است. در حالی که حرف نفر اول را اصلا قبول نداشتم. پس می بینید که در این مثال حرف دخترم بیشتر اثر داشت. حال اگر نگوییم ممکن است طرف یک عمر در جهل مرکب زندگی کند. اصلا من فکر می کنم این خیر خواهی و دوست داشتن جامعه است.حلا اگر دشمن من هم مرا نصیحت کند بازهم این به نفع من است. البته بستگی دارد که چگونه ، چه وقتی و در کجا می گویید. این ها همه دخالت دارد.

وی افزود: اگر هم می بینید اثر ندارد باید شیوه را تغییر داد.مثلا از شیوه تربیتی به جای امر کردن استفاده کرد. در شیوه تربیتی لازم نیست من امر بکنم، کافی است خود آن را به شما بیاموزم. باید فکر کرد چگونه بهتر و تأثیر گذارتر است. در جوانی ام، در اوایل انقلاب بیشتر تبلیغات ما در شمال بود. آن موقع در آن جا کمونیست ها بودند و ادعا داشتند. هنوز جنگ مسلحانه شروع نشده بود. ماهم شیوه دیالوگ این ها را بلد شده بودیم و مجبور بودیم به بحث و گفت و گو بپردازیم. یکبار روز عاشورا سخنرانی خوبی کردم. خودم احساس خیلی خوبی داشتم. وقتی برگشتم قم از ما می پرسیدند که چه کردیم و چه گفتیم. به من گفتند که روز عاشورا موضوع صحبت شما چی بود؟ گفتم درباره این که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا صحبت کردم. من هم به خیال اینکه خیلی خوب صحبت کردم شروع به توضیح بقیه آن کردم. خلاصه من را خیلی تشویق کردند. بعد ها فهمیدم که فقط برای این بوده که ما بایستیم، کار را محکم بچسبیم. گذشت؛ یک ماه، دو ماه وقتی در محضر آیت الله مصباح بودم من را صدا زدند و گفتند سعی کنید در سخنرانی ها بیشتر از آیات استفاده کنید و نیز گفتند سند این روایت کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ضعیف است و بهتر است از روایات محکم تری استفاده کنید. ببینید نه شما جریحه دار می شوید، نه احساس خفت می کنید بلکه لذت می برید.حالا اگر این استاد همان جا بگوید این حدیث است که خواندی؟ دیگر فردای آن روز قادر به سخنرانی نبودم. پس اگر می بینیم جای مناسبی برای امر به معروف نیست، شیوه تربیتی را یادمان نرود.خودتان را جای طرف بگذارید. مثلا شخصی دروغی گفته است خودتان را جای او بگذارید که چگونه به او تذکر بدهید بهتر است.

وی خاطر نشان کرد: گاهی امر به معروف و نهی از منکر سخت است.ولی می ارزد.مثلا برای دخترم خواستگار می آمد.من به جای آنکه به او بگویم چه کسی را انتخاب کند، نوشته ای را در مورد ازدواج به او می دادم تا تایپش کند. این قطعا اثر بیشتری دارد. به ذهنم این آمده بود که بنویسم و این گونه راهنمایی کنم. گاهی اوقات در کار های تربیتی ورود غیر مستقیم اثر جدی تری دارد. لذا اگر فکر کردید در جایی امر به معروف و نهی از منکر اثر کمی دارد یا اثر نمی گذارد، قطعا بی تأثیر نیست ولی باید تلاش شود بهترین اثر گذاشته شود نه اینکه حالا هر اثری گذاشت. برای اصلاح باید کمی فکر کرد که این خود گاهی وقت می گیرد که آدم چگونه عمل کند بدون آنکه هوای نفس من تحریک شود یا عقده ای خالی شود یا طرف جلوی بقیه خراب بشود. باید به گونه ای باشد که طرف اصلاح شود یا حتی طرف بهتر از من بشود. این جا هست که باید خیرخواهی کرد. در مقام خیرخواهی، بنده انتقاد می کنم، هیچ طوری هم نیست. اما اگر خیرخواهی نباشد، مردم هم ناراحت می شوند. فرض کنید درباره رهبر جامعه چیزی بگویید که مردم احساس کنند برای خیرخواهی نیست. مردم با شما درگیر می شوند.اما سعی کنید در بهترین شکل و وضعیت مطلب را به طرف مقابل برسانید. گاهی اوقات بهتر است آدم به شکل سوال رد شود بعد آن وقت دیگر این امر نیست. در قرآن آیه داریم که خداوند متعال بعد از امر به معروف و نهی از منکر، دعوت به خیر می کند.

 

نظر دادن

چندرسانه ای

از نگاه علم