امروز : سه شنبه, ۰۱ آبان ۱۳۹۷

    یکشنبه, 29 فروردين 1395

    بی تفاوتی در قرآن

    این مورد را ارزیابی کنید
    (0 رای‌ها)

     زینب السادات موسوی تبار 

    مسئوليت‌پذيري يكي از ويژگي‌هاي افراد با‌ايمان است و از آن‌جا كه انسان‌ها داراي دو بعد فردي و اجتماعي‌مي‌باشند، مسئوليت ‌پذيري مي‌تواند در اصلاح رفتار‌ها، جايگاه و اهميت ويژه‌اي داشته باشد.

     

    بهار 1393

    چكیده

    در اين پايان نامه به جنبه اجتماعي مسئوليت‌پذيري اشاره شده‌است، و مسئوليت‌ناپذيري به معناي بي‌تفاتي و بي‌اعتنايي در نظر گرفته شده است.

    اين پژوهش در نظر دارد با بهره مندي از آيات قرآن كريم و احاديث نوراني حضرات معصومان(عليهم السلام) زمينه ها و علل مسئوليت‌ناپذيري را از قبيل جهل، ضعف ايمان و ترس و....  راشناسايي و تبيين كند و آسيب‌هاي بي تفاوتي فردي و اجتماعي از قبيل دشمني با خداوند، واژگوني قلب و ... و پيامدهاي اجتماعي آن را  مانند واژگوني ارزش‌ها، زوال بركات و نعمات الهي، تسلّط اشرار و.....مورد بررسي و كنكاش قرار دهد.

    در فصل پاياني، براي تقويت روحيه مسئوليّت‌پذيري راه كارهاي متعددي بيان شده كه عبارت است از:

    1.            توجه به جايگاه و اهميت و عظمت و فضيلت مسئوليت‌پذيري در آيات قرآن و احاديث معصومان(عليهم السلام).

    2.            توجه به آثار و بركات مسئوليت‌پذيري، آثار فردي دنيوي مانند افزايش ايمان و يقين، نصرت الهي، نجات از غضب الهي در دنيا و.....و آثارفردي اخروي مانند شركت در ثواب ديگران، جلب رضايت خداوند، فلاح و رستگاري و......آثار اجتماعي مانند بهترين امّت، قدرت مؤمنان و ذلّت دشمنان، اصلاح عموم مردم و.... آثارمعنوي مانند دعوت به اسلام، راه و هدف انبياء و اولياء الهي، برپايي واجبات الهي و....آثاراقتصادي از جمله: عمران و آبادي و سازندگي، در آمدهاي حلال، پرداخت حقوق ديگران و......

    3. راه كارهايي عملي براي تقويت روحيه مسئوليت‌پذيري از جمله: تقويت روحيه ايمان و تقوا در فرد، اجراء ونظارت حكومت، مسئولين و علماء، نظارت عمومي و همگاني مردم

    اميد است اين پژوهش بتواند راه روشني  فراروي  نفوس علاقه‌مند به معارف اصيل قرآني و روايي قرار دهد.

    كليد‌واژه: قرآن، حديث، مسئوليّت‌ناپذيري، بي‌تفاوتي، بي‌توجهي، نظارت همگاني، بي‌اعتنايي، سكوت، سستي.

     

     

    فصل اول: كليات

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    1-1. بيان مسأله

    1-2. بيان اهميت و ضرورت موضوع

    1ـ3. پيشينة تحقيق

    1ـ4. سؤال‌هاي تحقيق

    1ـ5. فرضية تحقيق

    1ـ6. روش تحقيق

    1ـ7. محدوديت‌هاي پژوهش

    1ـ8.. بيان جنبه‌هاي نوآوري

    1ـ9. تعريف مصطلحات

     

     

     

    مقدمه

    قرآن كريم انسان را به مقام و مرتبت احسن‌التقويم كرامت داد و راه چگونه زيستن را به او آموخت، تا به قلة رفيع سعادت نایل گردد، و عواقب هولناك سرپيچي از دستورهای الهي را به او هشدار داد، تا به وادي اسفل‌السافلين گرفتار نشود. پايبندي به احكام و قوانين الهي سعادت و نيك‌بختي، و ترك آن گمراهي و ضلالت را براي انسان در پی دارد.

    از ويژگي‌هاي انسان‌هاي موفق مسئوليت‌پذيري است و بي‌تفاوتي و مسئوليت‌ناپذيري زيان‌هاي جبران‌ناپذيري را به فرد و جامعه وارد مي‌كند و در قرآن و روايات تأكيد فراواني به اين مسأله شده است.

    در اين پژوهش تلاش شده است مسئوليت‌ناپذيري از جنبه‌هاي مختلف مورد بررسي قرار گيرد.

    مسئوليت‌پذيري داراي دو بعد فردي و اجتماعي است. در حوزه فردي  هريك از افراد، بايد نسبت به مأموريت‌ها يعني اوامر و نواهي تعييني از سوي خداوند متعال مسئوليت‌پذير باشند و يا امري اجتماعي است كه در اين حوزه به دو جنبه پرداخته مي‌شود.

    در حوزه اجتماعي از طرفي افراد بايد نسبت به اجتماع مسئوليت‌پذير باشند، مثلا قوانين اجتماعي را رعايت كنند و از سوي ديگر نسبت به عملكرد نادرست افراد اجتماع بي‌تفاوت نباشند و در اصلاح آن‌ها تلاش كنند. در اين‌جا موضوع مسئوليت‌پذيري اجتماعي تحت عنوان بي‌تفاوت نبودن ياد شده است و اين پايان نامه درصدد است مسئوليت‌پذيري اجتماعي را كه در قرآن و روايات با عنوان امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منكر ياد مي‌شود، مورد بررسي قرار دهد.

    براي اين منظور چهار فصل طراحي شده است تا با ياري خداوند متعال به هدف مورد نظر دست يابيم، اجمال اين فصول بدين قرار است.

    در فصل اول به مباحث و آگاهي‌هاي كلي كه لازمه ورود به بحث مي‌باشد پرداخته‌ايم و در فصل دوم علل و زمينه‌هاي بي‌تفاوتي و در فصل سوم پيامدهاي ترك مسئوليت‌ناپذيري و در فصل چهارم راهكارهاي تقويت روحيه مسئوليت‌پذيري را مورد بررسي قرار داديم.

    1ـ1. بيان مسئله

     از آن‌جا كه انسان‌ها داراي دو بعد فردي و اجتماعي‌مي‌باشند، مسئوليت ‌پذيري مي‌تواند در اصلاح رفتار‌ها، جايگاه و اهميت ويژه‌اي داشته باشد.

    اگر افراد جامعه نسبت به يكديگر احساس مسئوليت نداشته باشند و به منكرات بي‌اعتنا باشند، گناهان و معاصي توسعه پيدا كرده، پيامدهاي منفي آن همة آحاد جامعه را دربر می‌گيرد؛ اما در مقابل، مسئولیت‌پذيري و بي‌اعتنا نبودن بهترين راه اصلاح رفتارهاست و موجب سعادت و رستگاري افراد جامعه خواهد شد.

    در اين پايان نامه به جنبه اجتماعي مسئوليت‌پذيري اشاره شده‌است، و مسئوليت‌ناپذيري به معناي بي‌تفاتي و بي‌اعتنايي در نظر گرفته شده است.

    با بررسي كتب مربوط و اطلاع از عدم بررسي ديگران در موضوع مسئولیت‌ناپذيري، بر خود لازم ديدم تا علل، پيامد و راهكارهاي درمان روحية مسئولیت ‌ناپذيري و تقويت روحية مسئولیت‌پذيري را تبيين كنم.

    1ـ2. بيان اهميت و ضرورت موضوع

    اهميت و جايگاه مسئوليت‌پذيري به‌حدي است كه خداوند متعال، اولين آمر به معروف و ناهي از منكر است، و پيامبران خويش را مأموريت داده تا با برقراري احكام الهي جامعه‌اي سالم و سعادتمند و عاري از فساد و گناه برپا كنند.

    ازآنجاكه افراد يك جامعه با يكديگر پيوند و ارتباط دارند و مانند اعضاي يك پيكر هستند، فساد و گناه افراد بر يكديگر تأثير داشته و موجبات تباهي جامعه را فراهم خواهد كرد.

    پس بي‌تفاوتي و مسئولیت‌ناپذيري پيامدهاي جبران‌ناپذيري را دربر خواهد داشت و امنيت و آرامش فردي و اجتماعي را دچار مشكل خواهد كرد.

    1ـ3. پيشينة تحقيق

    در موضوع مسئولیت‌پذيري پايان‌نامه‌هايي به نگارش درآمده است؛ اما به موضوع مسئولیت‌ناپذيري و علل و پيامدهاي ترك آن و راهكارهاي مقابله با اين صفت مذموم از ديدگاه قرآن و روايات پرداخته نشده است. در پژوهش حاضر موضوع مسئوليت‌ناپذيري و پيامدهاي ترك و راهكارهاي تقويت روحيه مسئوليت‌پذيري در قرآن و روايات بررسي می‌شود.

     

    پايان‌نامه‌هاي نگارش يافته در موضوع مسئولیت‌پذيري عبارت‌اند از:

    1. آزادي و مسئوليت از منظر قرآن و حديث، از فاطمه‌سادات ميرآقاسي؛

    2. جايگاه مسئوليت‌پذيري و وظيفه‌شناسي در قرآن و سنت و پيامدهاي فردي و اجتماعي آن، از فاطمه كاظم‌پور دوين؛

    3. مسئولیت‌پذيري در قرآن، از اعظم حسين‌پور اصل؛

    4. مسئولیت‌پذيري در قرآن كريم؛ از مريم يعقوبي؛

    5. مسئوليت فرد در قرآن و روايات، از توكل زارعي ايرانشاه.

    1ـ4. سؤال‌هاي تحقيق

    1ـ4ـ1. سؤال اصلي:

    مسئولیت‌ناپذيري در آموزه‌هاي قرآن و حديث به چه معناست؟

    1ـ4ـ2. سؤال‌هاي فرعي:

    1. آيا انسان بي‌هدف و بيهوده آفريده شده است؟

    2. بي‌مسئوليتي در برابر خود، خانواده، جامعه و... در آموزه‌هاي قرآن و حديث داراي چه عواقب فردي و اجتماعي است؟

    3. راهكارهاي تقويت روحية مسئولیت‌پذيري چيست؟

    1ـ5. فرضية تحقيق

    مسئوليّت ناپذيري در اين پژوهش به معناي بي اعتنايي و بي تفاوتي در نظر گرفته شده‌‌است.

    1ـ6. روش تحقيق

    روش اين تحقيق، كتابخانه‌اي با رويكرد تحليلي است؛ يعني اطلاعات مورد نياز براي نگارش اين پايان‌نامه به روش كتابخانه‌اي جمع‌آوري شده، و با روش تحليلي مورد مقايسه، دسته‌بندي و استنتاج قرار گرفته است.

     

    تلاش‌هاي انجام‌شده در اين تحقيق به قرار زير است:

    1. مراجعه به فرهنگ موضوعي قرآن براي استخراج آيات مربوطه؛

    2. مراجعه به تفاسير مختلف شيعه و سني براي فهم بهتر آيات و احاديث مورد بحث؛

    3. مراجعه به كتب احاديث؛

    4. مطالعة كتب امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر.

    1ـ7. محدوديت‌هاي پژوهش

    با توجه به بررسي در موضوع مسئوليت‌ناپذيري هرچند كتب ديگر به صورت محدود به اين موضوع اشاره نموده‌اند براي تبيين اين مهم به منابع اصلي مراجعه نمودم.

    1ـ8.. بيان جنبه‌هاي نوآوري

    اين موضوع جديد است؛ زيرا ديگر دانش‌پژوهان به موضوع مسئولیت‌پذيري و وظيفه‌شناسي اشاره كرده‌اند؛ ولي اين‌جانب به بررسي علل ، پيامد و راهكارهاي درمان روحية مسئولیت‌‌ناپذيري پرداخته‌ام.

    1ـ9. تعريف مصطلحات

    مسئوليت: «آنچه كه انسان عهده‌دار و مسئول آن باشد از وظايف و اعمال و افعال»،  پس مسئوليت‌ناپذيري يعني آنچه كه انسان عهده‌دار و مسئول آن نباشد.

    نظارت همگاني:

    نظارت: «مراقبت در اجراي امري».

    همگاني: «جمع همه، به‌معناي همگي مجموع، عمومي».

    اعتناء: «اهتمام ورزيدن به كاري، توجه داشتن به امري يا كسي»،  پس بي‌اعتنايي يعني اهتمام و توجه نداشتن به كاري».

    بي‌اهميتي: «بي‌قدر، بي‌ارزش».

    سستي: «ضعف، ناتواني، تنبلي، نرمي، آهستگي».

    مذموم: «مذمت‌شده، نكوهيده».

     

     

    فصل دوم: علل و زمينه‌هاي بي‌تفاوتي (مسئوليت‌ناپذيري)

     

     2-1. ضعف ايمان

    2-2 جهل؛

    2-3.ضعف نفس؛

    2-4. ترس؛

    2-5. يأس و نااميدي؛

    2-6. حفظ آبرو؛

    2-7.  عدم احتمال تأثيرامرونهي؛

    2-8. محبت افراطي؛

    2-9. حيا و شرم مذموم؛

    2-10. طمع؛

    2-11. ناشكيبايي؛

    2-12. روحية سازشكاري؛

    2-13. سستي؛

    2-14. ضعف در شخصيت ديني؛

    2-15. توطئه دشمنان اسلام؛

    2-16. وسوسه‌هاي شیطان؛

    2-17.  ناآگاهي نسبت به اهميت مسئوليت‌پذيري و اثرات ناگوار ترک آن‌‌‌‌‌‌‌.

     

    مقدمه

    احكام الهي، زماني در جامعه تحقق می‌‌‌‌‌يابد كه انسان نسبت به خود و جامعه بي‌توجه نباشد. بي‌تفاوتي و مسئوليت‌ناپذيري ‎می¬تواند مقدمة سقوط امت اسلامی‌‌‌‌‌‎ باشد. پس چرا بسياري از مسلمان نسبت به اين مهم بي‌تفاوت هستند و هيچ اقدامي در جهت تحقق خوبی‌‌‌‌‌‌‌‎ها و از بين بردن مفاسد و منكرات ندارند؟ طبق فرمايش پيامبر گرامي اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله همه بايد در اصلاح جامعه مسئوليت داشته باشند.

    رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می¬فرمایند:

    كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِه؛  «هريك از شما رعيت¬دار (سرپرست جامعه) هستيد، و نيز هريك از شما در برابر رعيت (عامة مردم) مسؤل می¬باشيد».

    همچنين می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    مَنْ أَصْبَحَ لا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ؛  «كسي كه صبح كند، درحالي¬كه به امور مسلمانان [و رفع مشكلات آنها] اهتمام نداشته باشد، مسلمان نيست».

    در قرآن و احاديث تأكيد بر اين است كه مؤمنان در امت اسلامي با يكديگر رابطه و پيوند دارند و دوستان و اولياي يكديگر هستند.

    وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللهُ إِنَّ اللهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛  ‏«و مردان و زنان باايمان، دوستان يكديگرند، كه به كارهاى پسنديده وامى‌دارند، و از كارهاى ناپسند بازمى‌دارند، و نماز را برپا مى‌كنند و زكات مى‌دهند، و از خدا و پيامبرش فرمان مى‌برند. آنان‌اند كه خدا به‌زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، كه خدا توانا و حكيم است».

    در اين آيه «بعد از تذكر و بيان حال منافقين، اينك حال عامة مؤمنين را بيان مي‌كند و مى‌فرمايد: مردان و زنان باايمان اولياى يكديگرند، ‌تا‌ منافقين‌ بدانند نقطة‌ مقابل‌ ‌ايشان‌ مؤمنين‌ هستند ‌که‌ مردان‌ و زنانشان‌ ‌با‌ همة‌ كثرت‌ و پراكندگي‌ افرادشان‌ همه‌ ‌در‌ حكم‌ يك‌ تن‌ واحدند، و ‌به‌ همين‌ جهت‌ بعضي‌ ‌از‌ ‌ايشان‌ امور بعضي‌ ديگر ‌را‌ عهده‌دار مي‌شوند، و ‌به‌ همين‌ جهت‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌هر‌كدام‌ ديگري‌ ‌را‌ ‌به‌ معروف‌ امر مي‌كند و ‌از‌ منكر نهي‌ مي‌نمايد. آري‌، به خاطر ولايت‌ داشتن‌ ‌ايشان‌ ‌در‌ امور يكديگر ‌است ‌‌(آن¬هم ولايتي كه تا كوچك‌ترين افراد اجتماع راه دارد)‌ ‌که‌ ‌به‌ ‌خود‌ اجازه‌ مي‌دهند ‌هريك‌ ديگري‌ ‌را‌ ‌به‌ معروف‌ واداشته‌ و ‌از‌ منكر بازبدارد».

    اما با تمام تأكيداتي كه در قرآن و روايات آمده است، افرادي هستند كه خود را مسلمان می‌‌‌‌‌‌‎دانند ولي نسبت به منكرات بی‌‌‌‌‌‌‌‎اهميت هستند، كه اين بي‌تفاوتي‌‌ مي‌تواند از ضعف عقايد و افكار يا از ضعف شخصيت روحي آن‌ها باشد. در اينجا به بيان برخي از علل و عوامل مسئوليت¬ناپذيري فردي و اجتماعي می‌‌‌‌‌‌‎پردازيم.

    2ـ1. ضعف ايمان

    سستي و ضعف ايمان افراد، عاملي است كه در مسئوليت‌ناپذيري‌‌‌‌ اثرگذار است؛ زيرا كسي كه داراي ايمان پايدار و مستحكمي است، رضايت و خشنودي حق را خواهان است؛‌‌‌‌‌‌‌‎ پس در اجراي اوامر الهي حتي اگر به ضررش باشد لحظه¬اي ترديد به خود راه نمی‌‌‌‌‌‌‎دهد؛‌‌‌‌‌‌‌‎ ولي كسي كه دچار ضعف ايمان است، به¬جاي رضاي خداوند درصدد جلب رضايت ديگران است.

    افرادي كه دچار ضعف ايمان هستند در برخورد با منكرات، شجاعت و شهامت لازم را ندارند و تحت تأثير قدرت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي برتر قرار می‌‌‌‌‌‌‎گيرند و خوار و ذليل می‌‌‌‌‌‌‎شوند؛ درصورتي¬كه انسان مؤمن از هيچ¬چيز جز معصيت خداوند نمی‌‌‌‌‌‌‎پرهيزد، و مرعوب قدرت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ نمی‌‌‌‌‌‌‎شود.

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:‏

    إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِيفَ الَّذِي لا دِينَ لَهُ فَقِيلَ لَهُ وَمَا الْمُؤْمِنُ الَّذِي لا دِينَ لَهُ قَالَ الَّذِي لا يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ؛  «خداوند عزوجل دشمن می‌‌‌‌‌‌‎دارد مؤمن ضعيفي را كه دين ندارد. گفته شد، مؤمن ضعيفي كه دين ندارد كيست؟ فرمود: كسي كه نهي‌ازمنكر‌‌‌‌‌‌‌‎ نمی‌‌‌‌‌‌‎كند».

    صادقين علیهماالسلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    وَيْلٌ لِقَوْمٍ‏ لا يَدِينُونَ اللهَ بِالأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ؛  «واي بر كساني كه خدا را با امربه‌معروف‌‌‌‌‌‌‌‎ و نهي‌ازمنكر‌‌‌‌‌‌‌‎ دين¬داري نمی‌‌‌‌‌‌‎كنند».

    پس فرد بايد با افزايش معرفت ديني، ارتباطي معنوي با حضرت حق، توسل به ذوات مقدس معصومان علیهم‌السلام، و بهره گيري از نصايح و ارشادات علماي رباني، ايمان خود را تقويت كند تا بدين وسيله روحيه بي‌تفاوتي را از بين ببرد.

    2ـ2. جهل

    قطعاً يكي از مهم¬ترين عوامل عدم سعادت و رستگاري جوامع بشري، عدم معرفت و جهالت آنهاست. دين مبين اسلام به علم و معرفت و آگاهي اهتمام خاصي دارد؛‌‌‌‌‌‌‌‎ زیرا با ارتقاء سطح علمي و معرفتي افراد، زندگي آنان سبقه الهي يافته و به سعادت خواهند رسيد. ازاين¬رو در قرآن و روايات بيش از هر موضوع ديگري بر مسئلة علم و معرفت تأكيد، و يكي از علل ضلالت و گمراهي جهل و ناداني معرفي شده است؛ چنان¬که در قرآن كريم آمده است: «اكثرهم لا يعقلون»، «اكثرهم لا يفقهون»، «اكثرهم لا يشعرون»، «اكثرهم لا يعلمون».

    در روايتي از امام رضا علیه‌السلام آمده است:

    صَدِيقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَعَدُوُّهُ جَهْلُهُ؛  «دوست هركس عقل و دانايى اوست، و دشمن هركس جهل و نادانى او».

    پس می‌‌‌‌‌‌‎توان گفت يكي از عوامل مؤثر در بي‌تفاوتي، جهل افراد است. اين جهل و ناآگاهي اقسامي دارد که عبارت¬اند از:

    الف) جهل نسبت به احكام الهي

      گاهي افراد نسبت به احكام الهي آگاهي نداشته‌ و در صدد عمل به آن نيستند؛ ‌‌‌‌‌‌‌‎يعني امكان دارد شخصي نداند كه ‌امربه‌معروف‌‌‌‌‌‌‌‎ و نهي‌ازمنكر‌‌‌‌‌‌‌‎ واجب است و همين امر موجبات بی‌‌‌‌‌‌‌‎تفاوتي او را فراهم می‌‌‌‌‌‌‎آورد؛ در‌صورتي‌كه احتمال بدهد اين امر واجب است تلاش خواهد كرد تا به آن عمل كند؛

    ب) جهل نسبت به مصداق‌ها‌‌‌‌‌‌‎

    گاهي فرد نسبت به احكام الهي‎ شناخت دارد، اما در مواردي دچار ترديد مي‌شود كه امر‌‌‌‌‌‌‌‎ و نهي‌‌‌‌‌‌‌‌‎ واجب است يا مستحب است يا هيچ¬كدام؛

     

    ج) جهل نسبت به ضرورت موضوع

    گاهي افراد نسبت به يك موضوع اطلاعات كافي دارند و ضرورت آن را از نظر تعاليم اسلامي مي‌دانند پس به آن عمل مي‌كنند ولي اگر اهميت و ضرورت موضوع را ندانند در صدد عمل به آن نمي‌باشند؛

    د) جهل نسبت به پيامد‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎

    برخي افراد گمان مي‌كنند ترك اوامر الهي امري عادي است و نمي‌دانند بي‌اعتنايي و بي‌تفاوتي چه پيامد‌هاي ناگواري در بردارد در صورتي‌كه اگر اوامر الهي اجرا شود افراد از بركات و ثمرات فراواني بهره‌‌مند خواهند شد .‌‌‌‌‌‌‌‎

    2ـ3. ضعف نفس

    ضعف نفس و خودكم¬بيني عامل عجز و ناتواني است و تحمل فرد را نسبت به حوادث كم می‌‌‌‌‌‌‎كند و موجب بی‌تفاوتي افراد می‌‌‌‌‌‌‎شود.

    بسياري از افراد‌‌‌‌‌‌‌‎ احساس مسئوليت می‌‌‌‌‌‌‎كنند و توان انجام اوامر الهي را دارند؛ اما به سبب ضعف نفس در انجام آن دچار سستي و بی‌‌‌‌‌‌‌‎‌تفاوتي می‌‌‌‌‌‌‎شوند.‌‌‌‌‌‌‌‎

    غالبا افرادي كه شناخت كافي از احكام الهي ندارند يا حضوري كمرنگ در جامعه دارند توان مقابله با مفاسد را در خود نمي‌بينند و دچار ضعف نفس می‌‌‌‌‌‌‎شوند.

    «گاهي اوقات انسان موفق نمی‌‌‌‌‌‌‎شود به آنچه قبلاً گفته عمل كند و رسماً خلف وعده می‌‌‌‌‌‌‎كند كه اين ناشي از ضعف اراده و سستي همت است، كه خود يكي از رذایل اخلاقي و منافي با سعادت نفس انساني است؛ چون خداي تعالي سعادت نفس بشر را براين¬اساس تأمين نموده كه به اختيار خود حسناتي كسب نمايد،‌‌‌‌‌‌‌‎ و كليد اين حسنات داشتن عظم راسخ و همت بلند است؛ پس اگر ديديم فردي وعده می‌‌‌‌‌‌‎دهد ولي در مقام عمل سست می‌‌‌‌‌‌‎شود و خلف وعده می‌‌‌‌‌‌‎كند متوجه می‌‌‌‌‌‌‎شويم كه فردي سست¬عنصر و ضعيف¬الإراده است و از چنين انساني اميد سعادت نمی‌‌‌‌‌‌‎رود».‌‌‌‌‌‌‌‎

    افراد بايد براي مقابله با اين ضعف، سطح آگاهي خود را بالا ببرند و از اطرافيان و محيط زندگي خود شروع كنند تا بتوانند بر ترس خود غلبه كرده و با مفاسد مقابله كنند.

     

    امام صادق علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فَوَّضَ‏ إِلَى الْمُؤْمِنِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ إِلاّ إِذْلالَ نَفْسِهِ؛  «خداوند هرچيزي را به مؤمن واگذار كرده، جز ذليل كردن خويش را».

    2ـ4. ترس

    يكي ديگر از ريشه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ و علل مسئوليت‌ناپذيري‌‌‌‌‌‌‎‎ ترس است.‌‌‌‌‌‌‌‎

    منظور اين است كه مشاهده منكرات براي فرد ناخوشايند است و نمي‌خواهد بي‌تفاوت باشد ولي ترس كه جنبه روحي دارد مانع او مي‌شود.‌‌‌‌‌‌‌‎

    اين عامل اقسامي دارد؛ ازجمله:

    الف) حفظ جان

    گاهي فرد چون می‌‌‌‌‌‌‎ترسد آسيبي به جان خود يا بستگانش برسد اين امر مهم را ترك می‌‌‌‌‌‌‎كند يا نسبت به آن بی‌‌‌‌‌‌‌‎تفاوت‌‌‌‌‌‌‌‎ می‌‌‌‌‌‌‎شود؛

    ب) حفظ مال

    گاهي افراد براي حفظ اموال خود در تجارت، و دادوستد‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ اين امر مهم را ترك می‌‌‌‌‌‌‎كنند يا نسبت به آن بی‌‌‌‌‌‌‌‎توجه‌‌‌‌‌‌‌‎ می‌‌‌‌‌‌‎شوند؛ زيرا احتمال می‌‌‌‌‌‌‎دهند افرادي با آنان مقابله و دشمني كنند و به آنها ضرر برسانند و گمان می‌‌‌‌‌‌‎كنند منافع مالي خود را از دست خواهند داد؛ درحالي¬كه ريشة اين ترس، ضعف ايمان است كه موجب مي‌شود  افراد به وظيفة خود عمل نكنند؛ درحالي‌كه اگر كسي بداند چگونه مردم را ارشاد كند و ترسي از ضرر و زيان مالي نداشته باشد امر و نهي او تاثير گذار خواهد بود.

     

     

     

     

    امام باقر علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يُتَّبَعُ فِيهِمْ قَوْمٌ مُرَاءُونَ يَتَقَرَّءُونَ وَيَتَنَسَّكُونَ حُدَثَاءُ سُفَهَاءُ لا يُوجِبُونَ أَمْراً بِمَعْرُوفٍ وَلا نَهْياً عَنْ مُنْكَرٍ إِلاّ إِذَا أَمِنُوا الضَّرَرَ يَطْلُبُونَ لِأَنْفُسِهِمُ الرُّخَصَ وَالْمَعَاذِيرَ يَتَّبِعُونَ زَلاّتِ الْعُلَمَاءِ وَفَسَادَ عَمَلِهِمْ يُقْبِلُونَ عَلَى الصَّلاةِ وَالصِّيَامِ وَمَا لا يَكْلِمُهُمْ‏ فِي نَفْسٍ وَلا مَالٍ وَلَوْ أَضَرَّتِ الصَّلاةُ بِسَائِرِ مَا يَعْمَلُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَبْدَانِهِمْ لَرَفَضُوهَا كَمَا رَفَضُوا أَسْمَى الْفَرَائِضِ وَأَشْرَفَهَا؛  «در آخرالزمان از قومي تبعيت خواهد شد كه گروهي از آنها رياكار هستند و به عبادت و زهد می‌‌‌‌‌‌‎پردازند. تازه-كاراني سفيه هستند كه امربه‌معروف‌‌‌‌‌‌‌‎ و نهي‌ازمنكر‌‌‌‌‌‌‌‎ نمی‌‌‌‌‌‌‎كنند مگر وقتي كه از ضرر و خطر ايمن باشند؛ [براي فرار از تكليف] به دنبال بهانه و راه گريز می‌‌‌‌‌‌‎گردند؛ از لغزش و اعمال بد دانشمندان پيروي می‌‌‌‌‌‌‎كنند؛ به نماز و روزه و هرچه كه برايشان ضرر مالي و جاني نداشته باشد، رو مي¬كنند،‌‌‌‌‌‌‌‎ و اگر هم نماز برايشان ضرر مادي داشته باشد،‌‌‌‌‌‌‌‎ آن را ترك می‌‌‌‌‌‌‎كنند؛ كمااينكه برترين و ارزشمندترين واجبات (امربه‌معروف‌‌‌‌‌‌‌‎ و نهي‌ازمنكر) را رها كرده¬اند»؛

    امام صادق علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    أَيُّهَا النَّاسُ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ فَإِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَمْ يُقَرِّبَا أَجَلاً وَلَمْ يُبَاعِدَا رِزْقاً؛  «امربه‌معروف و نهى¬ازمنكر كنيد و بدانيد كه امربه‌معروف و نهى¬ازمنكر نه مرگ كسى را نزديك مى‏كند و نه در روزى او نقصان پديد مى‏آورد»

    ج) ترس از آبرو

    در اسلام به حفظ آبرو توجه خاصي شده است.‌‌‌‌‌‌‌‎ افراد نه تنها در حفظ آبروي خود بلكه بايد در حفظ آبروي ديگران تلاش كنند؛‌‌‌‌‌‌‌‎ البته اين مساله نبايد مانع امر و نهي الهي شود و افراد را بي‌تفاوت و بي‌مسئوليت كند ؛

    د) ترس از سرزنش‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎

    يكي ديگر از عوامل مسئوليت‌ناپذيري‌‌‌‌‌‌‌‎ افراد ترس از سرزنش‌ ديگران است.‌‌‌‌‌‌‌‎ گاهي فرد احساس می‌‌‌‌‌‌‎كند با تذكر دادن‎، به افراد،‌‌‌‌‌‌‌‎ دوستان و خويشان مورد ملامت و سرزنش قرار می‌‌‌‌‌‌‎گيرد؛ به همين دليل هيچ اقدامي انجام نمي‌دهد؛ اما قرآن كريم افرادي كه اين خصوصيت را ندارند مدح كرده و فرموده است:

    وَلا يَخََافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ؛  «و از سرزنش هيچ ملامتگري نمی‌‌‌‌‌‌‎ترسند».

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند

    ... قُلِ الْحَقَّ وَإِنْ كَانَ مُرّاً قُلْتُ يَا رَسُولَ اللهِ زِدْنِي قَالَ (ص) لا تَخَفْ فِي اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ...؛  «...حق را گرچه به مذاق كسي تلخ باشد، بگو. [ابوذر می‌‌‌‌‌‌‎گويد:] گفتم بيشتر پندم دهيد. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: در راه خداوند از سرزنش هيچ¬كس هراس به دل خويش راه مده....».

    امام علي علیه‌السلام در نامه¬اي به امام حسن علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    ... وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَكُنْ مِنْ أَهْلِهِ وَأَنْكِرِ الْمُنْكَرَ بِيَدِكَ وَلِسَانِكَ وَبَايِنْ مَنْ فَعَلَهُ بِجُهْدِكَ وَجَاهِدْ فِي اللهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَلا تَأْخُذْكَ فِي اللهِ لَوْمَةُ لائِمٍ...؛  «....به نيكي‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ امر كن و خود نيكوكار باش،‌‌‌‌‌‌‌‎ و با دست و زبان بدي‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ را انكار كن،‌‌‌‌‌‌‌‎ و بكوش تا از بدكاران دور باشي،‌‌‌‌‌‌‌‎ و در راه خدا آن¬گونه كه شايسته است تلاش كن،‌‌‌‌‌‌‌‎ و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا بازندارد....».

    همچنين می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    ... لا تَخَافُوا فِي اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ يَكْفِكُمُ اللهُ مَنْ آذَاكُمْ وَبَغَى عَلَيْكُم...؛  «....در راه دين خدا از سرزنش ملامتگران نترسيد،‌‌‌‌‌‌‌‎ اگر كسي بخواهد عليه شما اقدامي كند و ستمي بر شما وارد آورد،‌‌‌‌‌‌‌‎ خداوند در حمايت شماست و او كافي است شما را...».

    امام باقر علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    فَأَنْكِرُوا بِقُلُوبِكُمْ وَالْفِظُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ وَصُكُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ وَلا تَخَافُوا فِي اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ...؛  «با قلب خودتان انكار كنيد، ‌‌‌‌‌‌‌‎اين انكار را به زبان جاري كنيد،‌‌‌‌‌‌‌‎ و پيشاني بدكاران را محكم بكوبيد‌‌‌‌‌‌‌‎ (رودرروي بدكاران قرار بگيرید)، و در راه خدا از ملامت و سرزنش ديگران هراس نداشته باشيد...».

    به همين جهت است كه امام صادق علیه‌السلام امربه¬معروف و نهي¬ازمنكر را بر افرادي كه توان انجام آن را دارند و بر خود و يارانشان نمي¬ترسند، واجب دانسته و فرموده است:

    وَالأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاجِبَانِ عَلَى مَنْ أَمْكَنَهُ ذَلِكَ وَلَمْ يَخَفْ عَلَى نَفْسِهِ وَلا عَلَى أَصْحَابِهِ؛  «امر¬به¬معروف و نهي¬ازمنكر بر كسي كه قدرت بر انجام آن دارد و بر خود و يارانش نمي¬ترسد، واجب است».

    «درحقيقت اين افراد چنان شهامتى دارند كه از شكستن سنت¬هاى غلط و مخالفت با اكثريت¬هايى كه راه انحراف را پيش گرفته‏اند، پروايى ندارند».

    البته ذكر اين نكته نيز لازم است که «در احكام اسلامي بحثي به نام تقيه مطرح مي¬شود كه منظور از تقيه كتمان است؛ يعني فرد مي¬ترسد از ناحية غير به او ضرري برسد؛ خواه ضرر بر جان، يا عرض، يا مال، يا وابستگان او ويا جهان اسلام و مانند آن. دراين‌صورت فرد براي جلب مودت و تقويت دين بي‌تفاوت شده، كه اين مورد در اسلام جايز مي¬باشد».

    امام سجاد علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    التَّارِكُ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ كَنَابِذِ كِتَابِ اللَّهِ وَرَاءَ ظَهْرِهِ إِلَّا أَنْ يَتَّقِيَ تُقَاةً قُلْتُ وَ مَا تُقَاتُهُ قَالَ يَخَافُ جَبَّاراً عَنِيداً أَنْ يُفَرِّطَ عَلَيْهِ أَوْ أَنْ يَطْغَى؛

    «كسي‌كه امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منكر را ترك كند، مثل اين است كه قرآن و احكام آن را كنار گذاشته، و به آن پشت كرده باشد، مگر اينكه ترس و تقيه‌اي در كار باشد!

    كسي معيار ترس و تقيه را سؤال كرد، حضرت فرمود: مثل اينكه از ستم ‌پيشه‌اي خوف و هراس در كار باشد، كه به جان او زيان و لطمه رساند، يا اينكه موجب طغيان و سركشي و افزايش گناه نسبت به او گردد».

    .5-2يأس و نااميدي

    بسياري از افراد با گسترش گناه و فساد وعادي شدن آن نزد مردم گمان می‌‌‌‌‌‌‎كنند نمی‌‌‌‌‌‌‎توانند نسبت به اصلاح افراد و مبارزه با منكرات اقدام كنند؛ در صورتي كه می‌‌‌‌‌‌‎توان با فساد و عوامل منفي موجود در جامعه، از طریق برخورد جدّي با خطاكاران و تشويق مردم درستكار و صالح مبارزه كرد.

    در قرآن كريم آمده است:

    قَالَ وَمَنْ يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاّ الضَّالُّونَ؛  «گفت چه كسي _جز گمراهان_ از رحمت پروردگارش نااميد مى‏شود»؟

    «پس گمراهان كه خدا را نشناخته و يا قادر بر همه چيز ندانسته يا در صفات إلهى كوتاهى كرده ممكن است مأيوس و نااميد باشند». 

    نيز آمده است كه:

    «بني¬اسرائيل سه گروه بودند؛ يك دسته قانون¬شكن، دستة ديگر دل¬سوزان نصيحتگر و دستة سوم گروهي بی‌‌‌‌‌‌‌‎تفاوت‌‌‌‌‌‌‌‎ بودند. بی‌‌‌‌‌‌‌‎تفاوت‌‌‌‌‌‌‌‎ها به نصيحتگران می‌‌‌‌‌‌‎گفتند خود را خسته نكنيد؛ زيرا حرف‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎يتان بر فاسقان اثر ندارد؛ ولي ناهيان از منكر می‌‌‌‌‌‌‎گفتند كار ما بی‌‌‌‌‌‌‌‎اثر نيست؛ حداقل آنكه ما نزد خدا معذوريم و چه¬بسا آنها به‌واسطة سخن ما دست بردارند و تقوي پيشه كنند».‌‌‌‌‌‌‌‎

    حضرت امیرالمؤمنین، علي علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    ... وَفِي الْقُنُوطِ التَّفْرِيطُ...؛  «... در نااميدي تفريط و تقصير است...».

    همچنين می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    أعْظَمُ البَلاءِ انْقِطاعُ الرَّجاءِ؛  «بزرگ¬ترين بلا نااميدي است».

    «و بايد فرد را ازروي اميد و انتظار دعوت كرد،‌‌‌‌‌‌‌‎ نه ازروي يأس و عدم انتظار. بديهي است كه اگر انسان كاري را ازروي اميد انجام دهد بهتر به ثمر می‌‌‌‌‌‌‎رسد».

    پس افرادي‌كه به علم و قدرت خداوند ايمان دارند و به او توكل مي‌كنند هرگز از رحمت پروردگار نااميد و مأيوس نمي‌شوند

    2ـ6. حفظ آبرو

    برخي افراد براي رضايت و جلب نظر ديگران واجب الهي را ترك كرده و يا با بي‌اعتنايي از آن مي‌گذرند، چرا كه فكر مي‌كنند تذكر دادن آبروي آن‌ها را به خطر مي‌اندازد يا مورد تمسخر ديگران قرار مي‌گيرند و يا موجبات ناراحتي ديگران را فراهم مي‌آورند، به همين دليل از انجام اين امر مهم خودداري مي‌كنند.‌‌‌‌‌‌‌‎

    امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    لا تُسْخِطُوا اللهَ بِرِضَا أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ وَلا تَتَقَرَّبُوا إِلَى النَّاسِ بِتَبَاعُدٍ مِنَ اللهِ؛  «براي جلب رضايت مردم،‌‌‌‌‌‌‌‎ اسباب سخط الهي را فراهم نياوريد،‌‌‌‌‌‌‌‎ و با دوري از خداوند به مردم نزديك نشويد».

    همچنين ايشان فرموده¬اند كه امام علي علیه‌السلام در وصيت خود به اصحابشان چنين آورده¬اند:

    إِذَا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَكُمْ دُونَ أَنْفُسِكُمْ وَإِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ وَالْحَرِيبَ مَنْ حُرِبَ دِينُهُ.‌‌‌‌‌‌‌‎..؛  «اگر بلايي براي شما پيش آمد اموالتان را براي حفظ جان خود قرار دهيد، و هرگاه دين شما در خطر قرار گرفت، از جانتان مايه بگذاريد تا با گذشتن از جان، دينتان حفظ شود و بدانيد كسي به هلاكت رسيده كه دينش را از دست داده باشد، و غارت¬زده كسي است كه دين او را ربوده باشند...».

    در اين كلام نوراني اشاره به اين مطلب شده است كه براي حفظ دين نه‌ تنها از آبرو بلكه از جان نيز بايد گذشت.   

    2ـ7. عدم احتمال تاثير امر و نهي

    يكي ديگر از عوامل بی‌تفاوتي افراد عدم احتمال تاثير امرونهي است.

    برخي افراد هرچند ممكن است از بی¬اعتنايي ديگران نسبت به ترك معروف يا انجام منكر ناراحت باشند اما از تذكر دادن خودداري كرده و اين¬گونه تصور می‌‌‌‌‌‌‎كنند كه امرونهي آنان اثري ندارد، و سخن آنها مورد قبول قرار نمی‌‌‌‌‌‌‎گيرد.

    اين افراد در مقابل مفاسد جامعه مسئوليت‌ناپذير و بي‌تفاوت مي شوند و فكر مي‌كنند پند و اندرز آن‌ها بي فايده است، درصورتي‌كه امر و نهي تنها به زبان نيست بلكه با روش‌هاي مختلف مي‌توان با منكرات مبارزه كرد، مثلا با بي‌توجهي به گنهكاران مي‌توان اعتراض خود را به آن ها نشان داد.

    امام صادق علیه‌السلاممي‌فرمايند:

    ... فَإِذاً فَاهْجُرُوهُ وَاجْتَنِبُوا مُجَالَسَتَهُ؛  «... اگر چنين است از او دوري كنيد و از هم¬نشيني با او بپرهيزيد».

    2ـ8. محبت افراطي

    دوستي و محبت افراطي ازجمله عوامل مسئوليت‌ناپذيري‌‌‌‌‌‌‌‎ مي‌باشد.

    گاهي محبت و شفقت نسبت به ديگران به حدي است كه موجب بي‌تفاوتي افراد در امر و نهي مي‌شود، و افراد منكر و گناه را مي بينند اما نسبت به آن بي‌توجه هستند؛ درصورتي‌كه محبت بايد عامل هدايت و راهنمايي و همچنين عامل تقويت دوستي باشد نا بازدارنده از آن.

    در قرآن نيز به اين مطلب اشاره شده است:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّـهِ وَلَوْ عَلىَ أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللهُ أَوْلىَ‏ بِهِمَا فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللهَ كاَنَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا؛  «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، پيوسته به عدالت قيام كنيد و براى خدا گواهى دهيد، هرچند به زيان خودتان يا [به زيان‏] پدر و مادر و خويشاوندان [شما] باشد. اگر [يكى از دو طرفِ دعوا] توانگر يا نيازمند باشد، باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است. پس، از پىِ هوس نرويد كه [درنتيجه از حق‏] عدول كنيد، و اگر به انحراف گراييد يا اعراض نماييد، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است‏‏».

     

     

    قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللهُ بِأَمْرِهِ وَاللهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ؛  «بگو: اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى كه گرد آورده‏ايد و تجارتى كه از كسادش بيمناكيد و سراهايى را كه خوش مى‏داريد، نزد شما از خدا و پيامبرش و جهاد در راه وى دوست‏داشتنى‏تر است، پس منتظر باشيد تا خدا فرمانش را به اجرا درآورد، و خداوند گروه فاسقان را راهنمايى نمى‏كند».

    امام صادق علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    مِنْ أَوْثَقِ عُرَى الإِيمَانِ أَنْ يُحِبَّ فِي اللهِ وَيُبْغِضَ فِي اللهِ وَيُعْطِيَ فِي اللهِ وَيَمْنَعَ فِي اللهِ؛  «از محكم¬ترين رشته‌های ايمان اين است كه حب و بغضش براي خدا باشد، و هرچه می‌‌‌‌‌‌‎دهد و مضایقه می¬کند براي خدا باشد».

    «اين موضوع معمولاً در همة اجتماعات وجود داشته كه در شهادت دادن، مقياس را حب و بغض‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ و چگونگي ارتباط اشخاص با شهادت¬دهنده قرار می‌‌‌‌‌‌‎دهند، ولي حق و عدالت براي آنها مطرح نيست؛ درصورتي‌كه‌‌‌‌‌‌‌‎ اين كار با روح ايمان سازگار نيست، و مؤمن واقعي كسي است كه در برابر حق و عدالت هيچ‌گونه ملاحظه¬اي نداشته باشد و حتي منافع خويش و بستگان خود را به خاطر اجراي آن ناديده بگيرد».‌‌‌‌‌‌‌‎

    پس هرچند شفقت و محبت نسبت به ديگران در آموزه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي ديني سفارش شده است،‌‌‌‌‌‌‌‎ بايد به ارزش‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي ديني نيز اهتمام بيشتري نشان دهيم و محبت به مردم را مقابل دوستي خداوند قرار ندهيم و درصورت تعارض، دوستي خداوند را برگزینیم؛ اگرچه منجر به ناراحتي مردم شود و می‌‌‌‌‌‌‎توان گفت محبت ديگران بايد در طول دوستي پروردگار باشد.

    2ـ9. حيا و شرم مذموم

    حيايي كه در آيات و روايات از آن به نيكي ياد شده است از فضايل اخلاقي محسوب مي شود اما اگر جنبه خجالت و كم‌رويي و احساس حقارت پيدا كند از رذائل اخلاقي به حساب مي‌آيد و صفتي مذموم است و اين نوع حيا مانع انجام تكاليف الهي مي‌شود و چه بسا فرد خطا و اشتباهي از ديگران ببيند اما حيا مذموم موجب بي‌مسئوليتي و بي‌تفاوتي او مي‌شود.‌‌‌‌‌‌‌‎

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نيز در حديثي اين نوع حيا را حياي حماقت يادكرده¬اند:

    الْحَيَاءُ حَيَاءَانِ حَيَاءُ عَقْلٍ وَحَيَاءُ حُمْقٍ فَحَيَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ وَحَيَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ؛  «حيا دو قسم است، حياي عقل كه ثمره اش علم است، و حياي حماقت كه ثمره و نتيجه¬اش جهل و ناداني است».

    امام صادق علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    مَنْ رَقَّ وَجْهُهُ رَقَّ عِلْمُه؛  «هركس كم¬رو و خجل باشد، بی‌‌‌‌‌‌‌‎دانش و نادان خواهد بود».

    همچنين می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    مَنِ اسْتَحيي مِنْ قَولِ الحَقِّ فَهُوَ أحْمَقُ؛  «كسي كه از گفتن حق شرم كند، احمق است».

    2ـ10. طمع

    طمع،‌‌‌‌‌‌‌‎ صفتي مذموم است كه موجب می‌‌‌‌‌‌‎شود فرد به تملق و چاپلوسي روي‌آورد. وقتي انسان گرفتار طمع  شود، براي رسيدن به منافع جرئت خود را از دست داده و فردي بي‌تفاوت می‌‌‌‌‌‌‎شود. اين فرد براي جلب نظر ديگران به رفتار وگفتاري روي می‌‌‌‌‌‌‎آورد که برايش شخصيت و اعتباري كسب كند.

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايد:

    الطامِعُ فِي وَثاقِ الذُّلِّ؛  «طمع¬كار، گرفتار خواري است».

    امام باقر علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ طَمَعٌ يَقُودُهُ وَبِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ؛  «بد بنده¬اي است آن بنده¬اي كه گرفتار طمعي باشد كه او را بكشاند،‌‌‌‌‌‌‌‎ و بد بنده¬اي است آن بنده¬اي كه در او خواهش و رغبتي باشد كه او را خوار گرداند».

    2ـ11. ناشكيبايي

    يكي ديگر از عوامل مسئوليت‌ناپذيري،‌‌‌‌‌‌‌‎ صبر و بردباري نداشتن برخی افراد در برخورد با مردم است؛ در‌حالي‌كه در اسلام به صبر و شكيبايي، فراوان سفارش شده است.‌‌‌‌‌‌‌‎

    افراد ناشكيبا در برخورد با خطاكاران با عجله و بدون منطق برخورد و با اولين مشكل عقب‌نشيني مي‌كنند.

    از آن‌جا كه در مسير حق فراز و نشيب بسيار است و ممكن است در اين راه انسان آسيب ببيند يا مورد تمسخر قرار‌گيرد، بايد صبر و شكيبايي داشته باشد تا بتواند با قوت و قدرت مانع فساد و گناه ديگران شود.

    خداوند در قرآن كريم، سيرة پيامبراني را كه به استهزای قومشان گرفتار شدند اما شكيبايي ورزيدند، بيان فرموده است تا مسلمانان بدانند كه در طول تاريخ استهزا در برابر حق وجود داشته است.

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَلا خَيْرَ فِي جَسَدٍ لا رَأْسَ مَعَهُ وَلا خَيْرَ فِي إِيمَانٍ لا صَبْرَ مَعَه؛  «... شكيبايي از ايمان مانند سر است از تن،‌‌‌‌‌‌‌‎ و در تني كه سر نداشته باشد، و در ايماني كه با آن شكيبايي نباشد، خير و نيكي نيست».

    همچنین فرمودند:

    «و شكيبايي كن بر آنچه كه از مشقت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ و آزار‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ در اين راه (امربه‌معروف‌‌‌‌‌‌‌‎ و نهي‌ازمنكر) به تو می‌‌‌‌‌‌‎رسد».

    امام باقرعلیه‌السلام مي‌فرمايند:

    وقتي هنگام وفات پدرم علي بن الحسين علیه‌السلام رسيد مرا به سينه خود چسبانيد و گفت: فرزندم! تو را به آن‌چه پدرم به هنگام وفات سفارش كرد، سفارش مي‌كنم آن‌گاه وصيت پدر را يادآور شد و فرمود:

    ....يَا بُنَيَّ اصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّا؛   «فرزندم! براي(حفظ عقيده و راه) حق، صبر و شكيبايي پيشه‌كن، اگرچه(اين كار) تلخ باشد».

    پس صبر در مكتب متعالي اسلام ارزش فراواني دارد و فرد مسئوليت‌پذير اگر در راه اهداف الهي دچار ضرر و زياني شود با عزمي راسخ مقاومت كرده و صبر مي‌كند.

    ... إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ.

    2ـ12. روحية سازشكاري

    «مدهنون» در اصل از مادة « دهن» به¬معنى روغن است، و ازآنجاكه براى نرم كردن پوست تن يا اشيای ديگر به كار می‌‌‌‌‌‌‎رود، كلمة «ادهان» به معنى مدارا و ملايمت، و گاه به¬معنى سستى و عدم برخورد جدّى آمده است».

    در زبان عرب نيز به فرد سازش¬كار، مدهن گويند.‏

    ‏معمولاً مجريان قانون و مسئولان امور اداري و صاحبان مشاغل براي حفظ موقعيت خود مسئوليت‌ناپذير می‌‌‌‌‌‌‎شوند.‌‌‌‌‌‌‌‎

    افرادي كه به اين رذيلة اخلاقي گرفتار می‌‌‌‌‌‌‎شوند، در شرايط مختلف مدارا و سازش می‌‌‌‌‌‌‎كنند.‌‌‌‌‌‌‌‎ البته انسان‌هاي صالح در هر موقعيتی كه باشند از تذكرات سازنده به ديگران اجتناب نمی‌‌‌‌‌‌‎ورزند.‌‌‌‌‌‌‌‎

    «در سورة مائده ربانيّون و احبار را توبيخ می‌‌‌‌‌‌‎كند؛‌‌‌‌‌‌‌‎ زيرا آنها آلودگي‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ و گناهان ملت خود را می‌‌‌‌‌‌‎ديدند و چون عالم به احكام دين خود بودند و می‌‌‌‌‌‌‎دانستند كه اين¬گونه كارها گناه و نافرماني خداست پس می‌‌‌‌‌‌‎توانستند آنها را راهنمايي نموده و از منكر نهي نمايند؛ اما اين كار را نكردند».

     

     

     

     

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    لا يُقِيمُ أَمْرَ اللهِ سُبْحَانَهُ إِلاّ مَنْ لا يُصَانِعُ وَلا يُضَارِعُ وَلا يَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ؛  «فرمان خدا را برپا ندارد،‌‌‌‌‌‌‌‎ جز آن‌كس كه در اجراي حق مدارا نكند، سازش¬كار نباشد، و پيرو آرزو‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ نگردد».

    امام باقر علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    وَأوحى اللهُ إلى شُعَيْب النَّبي عليه السّلام إنّى مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ ألْف وَأرْبَعينَ ألْفاً مِنْ شِرارِهِمْ وَسِتّينَ ألْفاً مِنْ خِيارِهِمْ فقال يا رَبِّ هؤُلاءِ الاْشْرار فَما بالُ الاْخْيار؟ فَأوحىَ اللهُ عزَّ وجَلَّ إلَيْهِ إنَّهُمْ داهَنُوا أهْلَ الْمَعاصى وَلَمْ يَغْضِبُوا لِغَضَبي؛  «خداوند به شعيب پيامبر علیه‌السلام وحي كرد كه من قوم تو را كه صد هزار نفر هستند عذاب می‌‌‌‌‌‌‎كنم.‌‌‌‌‌‌‌‎ چهل¬هزار نفر از افراد بد، و شصت¬هزار نفر از افراد خوب قومت را.‌‌‌‌‌‌‌‎ شعيب علیه‌السلام عرض كرد: پروردگارا، اين عده (چهل¬هزار نفر) اشرار هستند، اما گناه نيكان چيست؟ خداوند متعال به او وحي كرد: نيكان امت تو در مقابل اهل معصيت و اشرار سستي كردند و به خاطر خشم من با آنها غضب¬آلود برخورد نكردند».

    امام صادق علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    اما انهم لم يكونوا يدخلون مداخلهم ولا يجلسون مجالسهم ولكن كانوا اذا لقوهم ضحكوا في وجوههم وانسوا بهم؛ «اين دسته كه خداوند از آنها مذمت كرده هرگز در كارها و مجالس گناهكاران شركت نداشتند؛ بلكه فقط هنگامي كه آنها را ملاقات می‌‌‌‌‌‌‎كردند در صورت آنها می‌‌‌‌‌‌‎خنديدند و با آنها مأنوس بودند».

    2ـ13. سستي

    سستي و بي‌حوصلگي عامل بازدارنده در اجراي فرامين الهي است. فردي كه داراي اين صفت مذموم مي‌باشد نه‌تنها نمي‌تواند وظايف خود را به درستي انجام دهد بلكه نسبت به راهنمايي ديگران بي‌مسئوليت و بي‌تفاوت مي‌شود؛ لذا در احاديث متعدد مورد مذمت قرار گرفته است.

    حضرت امیرالمؤمنین، علي علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    مَن أطاعَ التَّوانيَ ضَيَّعَ الحُقوقَ؛  «هركه از سستي فرمان برد، حقوق را تباه سازد».

    امام موسي كاظم علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    إِيَّاكَ وَالْكَسَلَ وَالضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ؛  «از بی‌‌‌‌‌‌‌‎حوصلگي و سستي بپرهيز؛ زيرا اگر بی‌‌‌‌‌‌‌‎حوصلگي كني دنبال كار نمی‌‌‌‌‌‌‎روي و اگر سستي كني، حق [خود و ديگران] را ادا نمی‌‌‌‌‌‌‎كني».

    وَ لَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتُدْهِنُوا وَ لَا تُدْهِنُوا فِي الْحَقِّ فَتَخْسَرُوا؛   «امير المؤمنين عليه السلام در سخنرانى خويش فرمودند: اى مردم‏ بخود اجازه ندهيد (از خود سلب مسئوليت نكنيد) تا سست شويد و در راه حق سست نشويد تا زيان يابيد...».

    2ـ14. ضعف در شخصيت ديني

    احساس ضعف در شخصيت مذهبي و ديني و عدم توانايي افراد در ابراز خواسته‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي معقول و منطقي، روحيه‌اي مذموم و ضد ارزش محسوب می¬شود و يكي از عوامل بی‌تفاوتي و مسئوليت‌ناپذيري است.

    چنين افرادي نه¬تنها نمی‌‌‌‌‌‌‎توانند به خواسته‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي صحيح خود برسند، بلكه در مواجهه با مفاسد توانايي انجام امرونهي‌‌‌‌‌‌‌‎ را نداشته، درنتيجه بي‌تفاوت و مسئوليت ناپذير می‌‌‌‌‌‌‎شوند.

    براي برطرف شدن اين ضعف شخصيتي بايد ارزش‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي ديني را براي افراد تبيين كرد، و اهميت دستورهای اسلامي و تأثيرات مثبت آنها را به¬خوبي روشن نمود.

    قرآن كريم و روايات معصومان علیهم‌السلام مملو از نكاتي است كه روحية خودباوري و عدم ضعف نفس را در مؤمنان ايجاد كرده و تقويت مي‌كند.

    امام علي علیه‌السلام در نكوهش از نافرماني كوفيان فرمودند:

    أَلا وَإِنِّي قَدْ دَعَوْتُكُمْ إِلَى قِتَالِ هؤُلاءِ الْقَوْمِ لَيْلاً وَنَهَاراً وَسِرّاً وَإِعْلاناً وَقُلْتُ لَكُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ يَغْزُوكُمْ فَوَاللهِ مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ إِلاّ ذَلُّوا فَتَوَاكَلْتُمْ وَتَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ عَلَيْكُمُ الْغَارَاتُ وَمُلِكَتْ عَلَيْكُمُ الأَوْطَانُ [فَهَذَا] وَهَذَا أَخُو غَامِدٍ [وَ] قَدْ وَرَدَتْ خَيْلُهُ الأَنْبَارَ وَقَدْ قَتَلَ حَسَّانَ بْنَ حَسَّانَ الْبَكْرِيَّ وَأَزَالَ خَيْلَكُمْ عَنْ مَسَالِحِهَا وَلَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَالأُخْرَى الْمُعَاهِدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَقُلُبَهَا وَقَلائِدَهَا وَرُعُثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلاّ بِالإسْتِرْجَاعِ وَالإسْتِرْحَام...؛  «آگاه باشيد! من شب و روز، پنهان و آشكار،‌‌‌‌‌‌‌‎ شما را به مبارزه با شاميان دعوت كردم و گفتم پيش از آنكه آنها با شما بجنگند با آنان نبرد كنيد.‌‌‌‌‌‌‌‎ به خدا سوگند! هر ملتي كه درون خانة خود مورد هجوم قرار گيرد،‌‌‌‌‌‌‌‎ ذليل خواهد شد؛‌‌‌‌‌‌‌‎ اما شما سستي به خرج داديد،‌‌‌‌‌‌‌‎ و خواري و ذلت پذيرفتيد،‌‌‌‌‌‌‌‎ تا آنجا كه دشمن پي¬درپي به شما حمله كرد و سرزمين‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي شما را تصرف كرد،‌‌‌‌‌‌‌‎ و اينك،‌‌‌‌‌‌‌‎ فرمانده معاويه با لشكرش وارد شهر انبار شده و فرماندار من،‌‌‌‌‌‌‌‎ «حسان¬بن-حسان بكري»، را كشته و سربازان شما را از مواضع مرزي بيرون رانده است.‌‌‌‌‌‌‌‎ به من خبر رسيده كه مردي از لشكر شام به خانة زني مسلمان و زني غيرمسلمان كه در پناه حكومت اسلام بوده وارد شده،‌‌‌‌‌‌‌‎ و خلخال و دست¬بند و گردن¬بند و گوشواره‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي آنها را به غارت برده،‌‌‌‌‌‌‌‎ درحالي¬كه هيچ وسيله¬اي براي دفاع، جز گريه و التماس كردن، نداشته¬اند...».

    همچنین فرمودند:

    ... وَصَارَ دِينُ أَحَدِكُمْ لُعْقَةً عَلَى لِسَانِهِ...؛  «....هريك از شما دين را تنها بر سر زبان می¬آوريد....».

    امام صادق علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَخْشَعُ لَهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ وَيَهَابُهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ...؛  «هرچيز در برابر مؤمن خاشع است، و مهابت او هرچيز را فرامی‌‌‌‌‌‌‎گيرد...».

    مؤمن نمی‌‌‌‌‌‌‎تواند نسبت به احكام الهي بی‌‌‌‌‌‌‌‎اعتنا و نظاره¬گر باشد و از منكراتي كه در جامعه وجود دارد با بی‌توجهی‌‌‌‌‌‌‌‎ بگذرد.‌‌‌‌‌‌‌‎

    گاهي ضعف ديني نتيجه تربيت خانوادگي افراد است. همان¬طور كه اكثر خانواده‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ توجه به وضعيت ظاهري ازجمله خوراك و پوشاك فرزندانشان دارند، بايد به اخلاق و حالات روحي آنان نيز توجه داشته باشند و نسبت به اين امر مهم بی‌‌‌‌‌‌‌‎توجه‌‌‌‌‌‌‌‎ نباشند.

    در آيه قرآن آمده است:

    فَلْيَنظُرِ الإنسَانُ إِلىَ‏ طَعَامِهِ؛  «پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد».

    ‏«اين نگرش به غذا يا منظور دقت و انديشه در ساختمان مواد غذايي است يا اينكه بنگرد از چه راهي به دست آمده، حلال است يا حرام؟

    بدون شك معناي ظاهري آيه همان غذاي جسماني است؛‌‌‌‌‌‌‌‎ ولي غذاي روح را نيز از طريق قياس اولويت می‌‌‌‌‌‌‎توان استفاده كرد، چراكه انسان تركيبي است از روح و جسم،‌‌‌‌‌‌‌‎ همان¬گونه كه جسم او نياز به غذاي مادي دارد، روح او نيز محتاج به غذاي روحاني است».

    2ـ15. توطئه دشمنان اسلام

    توطئه دشمنان اسلام و ايجاد مخالفت ازجانب آنها ازجمله عواملي است كه موجب بی‌‌‌‌‌‌‌‎مسئوليتي افراد می‌‌‌‌‌‌‎شود.

    در برخي موارد مخالفان اسلام،‌‌‌‌‌‌‌‎ در انجام وظايف الهي اقداماتي انجام می‌‌‌‌‌‌‎دهند. آنان با روش‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي مختلف سعي می‌‌‌‌‌‌‎كنند منكر را معروف، و معروف را منكر جلوه دهند.

    «منافقان مردم را به منكرات تشويق، و از نيكي‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ بازمی‌‌‌‌‌‌‎دارند؛ يعني برعكس برنامة مؤمنان راستين كه دائماً از طريق امرونهي‌‌‌‌‌‌‌‎ ديني در اصلاح جامعه و پيراستن آن از آلودگي و فساد كوشش دارند، منافقان دائماً سعي می‌‌‌‌‌‌‎كنند كه فساد همه¬جا را بگيرد و معروف و نيكي از جامعه محو شود تا بهتر بتوانند در چنان محيط آلوده¬اي به اهداف شومشان برسند».

    پس مردم و مسئولان متعهد موظف¬اند توطئه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي آنها را خنثي، و قوانين الهي را اجرا كنند،‌‌‌‌‌‌‌‎ و همچنين با تلاش و پيگيري مستمر، القائات منفي‌ دشمنان را از بين ببرند و افكار صحيح را در جامعه جاي¬گزين كنند.

    امام باقر علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    بِئْسَ الْقَوْمُ قَوْمٌ يَعِيبُونَ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ؛  «بد گروهي هستند آنان كه امربه‌معروف‌‌‌‌‌‌‌‎ و نهي‌ازمنكر‌‌‌‌‌‌‌‎ را عيب می‌‌‌‌‌‌‎دانند».

    2ـ16. وسوسه‌هاي شيطان

     وسوسه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي شيطان در انجام وظايف ديني،‌‌‌‌‌‌‌‎ عامل بی‌تفاوتي‌‌‌‌‌‌‌‎ ومسئوليت‌ناپذيري در افراد مي‌باشد.

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ؛  «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، پاى از پى گام¬هاى شيطان منهيد، و هركس پاى بر جاى گام¬هاى شيطان نهد [بداند كه‏] او به زشت¬كارى و ناپسند وامى‏دارد، و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هيچ¬كس از شما پاك نمى‏شد؛ ولى [اين‏‏] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مى‏گرداند و خدا [ست كه] شنواىِ داناست».

    «در اين آيه خدا براي بندگان چيز‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎يي را اراده می‌‌‌‌‌‌‎كند كه خلاف ارادة شيطان است و چون فحشا و منكر نزد خدا مذموم است،‌‌‌‌‌‌‌‎ شيطان كه انجام¬دهنده و خواهندة فحشا و منكر است پس نزد او مطلوب¬تر است».

    «سياست شيطان،‌‌‌‌‌‌‌‎ نفوذ تدريجي و گام¬به¬گام است.‌‌‌‌‌‌‌‎ پس مهم¬ترين انتخاب براي انسان راه مستقيم و دوري از گام‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي شيطان است. اشاعة فحشا نيز از گام‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي شيطان است، و شيطان به كسي فرمان می‌‌‌‌‌‌‎دهد كه اهل پيروي از او باشد.‌‌‌‌‌‌‌‎ انسان مؤمن نيز بايد بداند كه شيطان دشمن قسم¬خوردة اوست؛ پس نبايد به القائات شيطاني توجه كند و بايد با ذكر خدا اين القائات را دفع نمايد».

    امام علي علیه‌السلام می‌‌‌‌‌‌‎فرمايند:

    ...إِنَّ الشَّيْطَانَ يُسَنِّي لَكُمْ طُرُقَهُ وَ يُرِيدُ أَنْ يَحُلَّ دِينَكُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً وَ يُعْطِيَكُمْ بِالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ وَ بِالْفُرْقَةِ الْفِتْنَةَ فَاصْدِفُوا عَنْ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ وَ اقْبَلُوا النَّصِيحَةَ مِمَّنْ أَهْدَاهَا إِلَيْكُمْ وَ اعْقِلُوهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ‏؛   «....همانا شيطان راه‌هاي خود را به شما آسان جلوه مي‌دهد، تا گره‌هاي محكم دين شما را يكي پس از ديگري بگشايد، و به جاي وحدت و هماهنگي بر پراكندگي شما بيفزايد. از وسوسه و زمزمه و فريبكاري شيطان روي گردانيد، و نصيحت آن‌كس را كه خيرخواه شماست گوش كنيد و به جان و دال بپذيريد».

    همچنين مي‌فرمايند:

    ....فَأَصْبَحَ أَعْظَمَ فِي دِينِكُمْ حَرْجاً وَ أَوْرَى فِي دُنْيَاكُمْ قَدْحاً مِنَ الَّذِينَ أَصْبَحْتُمْ لَهُمْ مُنَاصِبِينَ وَ عَلَيْهِمْ مُتَأَلِّبِين....؛   «...پس شيطان بزرگ‌ترين مانع براي دين‌داري، و زيانبارترين و آتش‌افروزترين فرد براي دنياي شماست! شيطان از كساني‌كه دشمن سرسخت شما هستند و براي درهم‌ شكستنشان‏ كمر بسته‌ايدخطرناك‌تر است....».

    2ـ17. ناآگاهي نسبت به اهميت مسئوليت‌پذيري و اثرات ناگوار ترک آن‌‌‌‌‌‌‌

    عدم آگاهي از اهميت مسئوليت‌پذيري می‌‌‌‌‌‌‎تواند عامل بي‌تفاوتي باشد.‌‌‌‌‌‌‌‎

    پس افراد بايد نسبت به اين امر آگاهي پيدا كنند و بدانندكه انبيا و اوصيا در راه انجام فرامين الهي شهيد شدند تا حق از ميان نرود، چنان‌كه قرآن در آياتى مى‏فرمايد:

    يَقْتُلُونَ الأَنْبِياءَ،  يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ،  و يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ. 

    و همچنين عدم آگاهي از پيامد‌ها‌‌‌‌‌‌‌‎ي تلخ و ناگوار مسئوليت ناپذيري نيز می‌‌‌‌‌‌‎تواند عامل سستي باشد.‌‌‌‌‌‌‌‎

       و چه بسا اين سستي و بي‌تفاوتي موجب خشم و غضب الهي شود و اثرات ناگواري براي افراد مسئوليت‌ناپذير داشته باشد.

    اثرات منفي بي‌تفاوتي نسبت به احكام الهي:

    الف) مفسدان و خطاكاران جرئت و قدرتشان در ارتكاب گناه بيشتر مي‌شود؛

    ب) افراد، آسيب‌پذير شده و پايه‌هاي استقلال اين جامعه سست مي‌شود؛

    ج) مفاسد اجتماعي گسترش يافته و افراد مومن نيز در امان نخواهند ماند؛

    د) خير و بركت از اين جامعه برداشته شده و اشرار بر آن‌ها مسلط مي‌شوند.

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:

    لا تَزَالُ أُمَّتِي بِخيْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوا ذَلِكَ نُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَكَاتُ وَسُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ نَاصِرٌ فِي الأَرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ؛  «تا زماني كه امت من امربه‌معروف‌‌‌‌‌‌‌‎ و نهي‌ازمنكر‌‌‌‌‌‌‌‎ نمايند و همكاري بر نيكي و تقوا داشته باشند در خوبي هستند و هرگاه اين امور را ترك كنند، بركات از آنان برداشته می‌‌‌‌‌‌‎شود و برخي بر برخي ديگر مسلط می‌‌‌‌‌‌‎شوند و براي آنان ياوري در زمين و آسمان نخواهد بود».

     

     

    فصل سوم: پيامد‌ها و آثار بي‌تفاوتي (مسئوليت‌ناپذيري)

    پيامدهاي فردي

    3-1-1. ضعف ايمان

    3-1-2. دشمني با خداوند

    3-1-3. واژگوني قلب

    3-1-4. جدايي از خدا و معصومان علیهم‌السلام

    پيامدهاي اجتماعي

    3-2-1 واژگوني ارزش¬ها

    3-2-2. زوال بركات و نعمات الهي

    3-2-3. تسلط اشرار

    3-2-4. شيوع خرافه و انديشه¬هاي انحرافي

    3-2-5. شركت در گناه ديگران

    3-2-6. دچار شدن به لعن و نفرين

    3-2-7. عذاب و عقوبت الهي

    3-2-8. گسترش مفاسد اجتماعي و تبديل معروف به منكر

    3-2-9. عدم اجابت دعا

    3-2-10. نفوذ و سلطة بيگانگان

    3-2-11. زوال تمدن¬ها و سقوط ملت¬ها

    3-2-12. سلب آرامش روحي و رواني    

     

    مقدمه

    مسئوليت‌پذيري، (امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر) را مي‌توان از احكام مهم ديني به‌شمار آورد زيرا در اسلام از                    جايگاه ويژه‌اي برخوردار است.

      چنان‌چه نسبت به اين امر مهم سهل‌انگاري و كوتاهي شود تاثير مهمي بر ساير فرايض ديني داشته و                  پيامدهاي منفي چون بدعت در دين، تبديل منكر به معروف و معروف به منكر، شيوع و گسترش فساد و بي‌بندوباري خواهد داشت.

      در چنين جامعه‌اي افراد مومن آسيب ديده و حيات مادي و معنوي آنان به خطر مي‌افتد و جامعه دچار سقوط و انحطاط مي‌شود.

      بي‌تفاوتي نسبت به فساد و گناه مي‌تواند پايه‌هاي اعتقادي و ديني افراد را سست كند و زندگي مادي و حيات معنوي آنان را به خطر بياندازد.

      پس افراد باايمان بايد در اجراي فرامين الهي و احكام اسلام راسخ و ثابت‌قدم باشند تا از پيامدهاي منفي ترك آن در امان بمانند.

    «ترك¬كنندة نهی‌ازمنکر نيز همانند انجام¬دهندة همان منكر است». 

    «تا زماني كه گروهي از انديشمندان متعهد و مسئول وجود دارند كه در برابر مفاسد ساكت نمي‌نشينند و به مبارزه برمي¬خيزند، جامعه به تباهي و نابودي كشيده نمي¬شود؛ اما زماني كه بي¬تفاوتي و سكوت در تمام سطوح، حكم¬فرما شود و جامعه در برابر عوامل فساد بي¬دفاع بماند فساد و نابودي حتمي است»؛  امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:¬

    ....إِنَّا للهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ ظَهَرَ الْفَسَادُ فَلا مُنْكِرٌ مُغَيِّرٌ وَلا زَاجِرٌ مُزْدَجِرٌ أَ فَبِهَذَا تُرِيدُونَ أَنْ تُجَاوِرُوا اللهَ فِي دَارِ قُدْسِهِ وَتَكُونُوا أَعَزَّ أَوْلِيَائِهِ عِنْدَهُ هَيْهَاتَ لا يُخْدَعُ اللهُ عَنْ‏ جَنَّتِهِ وَلا تُنَالُ مَرْضَاتُهُ إِلاّ لَعَنَ اللهُ الآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ وَالنَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِه‏؛  «....ما از خدايیم و به¬سوي او بازمي¬گرديم. فساد آشكار شد؛ نه كسي باقي مانده كه كار زشت را دگرگون كند، و نه كسي كه از نافرماني و معصيت بازدارد. شما با چنين وضعي مي¬خواهيد در خانة قدس الهي و جوار رحمت پروردگار قرار گيريد و عزيزترين دوستانش باشيد؟ هرگز خدا را نسبت به بهشت جاويدانش نمي¬توان فريفت، و جز با عبادت، رضايت او را نمي¬توان به دست آورد. نفرين بر آنان كه امربه‌معروف مي¬كنند و خود ترك مي¬نمايند، و نهی‌ازمنکر دارند و خود مرتكب آن مي¬شوند».

    در اينجا به بيان برخي از پيامدهاي ناگوار مسئوليت¬ناپذيري فردي و اجتماعي مي¬پردازيم.

    پيامدهاي فردي

    3ـ1ـ1.ضعف ايمان

    ضعف ايمان ازجمله عواملي است كه موجب بي‌تفاوتي مي¬شود و فرد به دستورها و احكام الهي سست و  بي¬اعتنا، و نسبت به مفاسد جامعه بي¬توجه مي¬شود؛ درصورتي¬كه افراد باايمان در تحكيم ارزش‌هاي الهي  بي‌تفاوت نمي‌باشند و با مشاهده منكرات و اجرا نشدن احكام الهي توسط خطاكاران خشمگين شده و با آنان  مبارزه مي‌كنند و در ايجاد فضاي معنوي و پاك از هيچ كوششي دريغ ندارند .

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي¬فرمايند:

    مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَراً فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ لَيْسَ وَرَاءَ ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ مِنَ الإِيمَانِ وَفِي رِوَايَةٍ إِنَّ ذَلِكَ أَضْعَفُ الإِيمَان‏؛  «كسي كه منكري را ببيند بايد آن را با دستش جلوگيري كند و اگر بر آن قادر نبود بايد با زبان، زشتي آن را بيان كند و درصورتي¬كه با زبان قادر بر ممانعت نبود بايد با قلب آن را انكار نمايد؛ زيرا اگر هيچ¬كدام تحقق نيابد از ايمان چيزي باقي نخواهد ماند و در روايت آمده است كه اين حالت كمترين درجة ايمان است».

    امام صادق علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    كُلُّ مَنْ لَمْ يُحِبَّ عَلَى الدِّينِ وَلَمْ يُبْغِضْ عَلَى الدِّينِ فَلا دِينَ لَهُ؛  «هركس كه به خاطر دين محبت نورزد و به خاطر دين خشمگين نگردد دين ندارد».

    پس بي‌تفاوتي در برابر منكرات نشانة فراموش كردن خداست.

    ازاین¬روست كه مسئوليت‌پذيري لازمة ايمان و دين¬داري است و تمامي آحاد جامعه بايد به اين مهم اهتمام ورزند؛ زيرا درغيراين¬صورت فساد در جامعه رواج پيدا كرده و پيامدهاي منفي آن همه افراد را در برمي‌گيرد. 

    3ـ1ـ2.دشمني با خدا

    ازآنجاكه مسئوليت‌پذيري از جايگاه و اهميت بالايي برخوردار است، ، بي¬تفاوتي و مسئوليت‌ناپذيري، مبارزه با خداوند محسوب مي‌شود.

    امام صادق علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    ... إِذَا رَأَى الْمُنْكَرَ فَلَمْ يُنْكِرْهُ وَهُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ يُعْصَى اللهُ عَزَّ وَجَلَّ وَمَنْ أَحَبَّ أَنْ يُعْصَى اللهُ فَقَدْ بَارَزَ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ بِالْعَدَاوَة...؛  «....هرگاه كسي منكري را مشاهده كند و آن را انكار نكند درحالي¬كه قدرت بر انكار دارد، درحقيقت دوست دارد كه معصيت خدا گردد و كسي كه دوست داشته باشد معصيت خدا شود، با خدا به مبارزه پرداخته و دشمني كرده است....».

    سألته عن الورع فقال الورع هو الذي يتورع عن محارم الله ويجتنب هؤلاء و إذا لم يتق الشبهات وقع في الحرام وهو لا يعرفه وإذا رأى المنكر ولم ينكره وهو يقدر عليه فقد أحب أن يعصى الله ومن أحب أن يعصى الله فقد بارز الله بالعداوة؛ 

    «در روايت است كه فضيل¬بن¬عياض از امام صادق علیه‌السلام پرسيد: پرهيزگار كيست؟ فرمودند: پرهيزگار كسى است كه از حرام¬هاى خدا دورى و اجتناب كند. كسى كه از امور مشتبه، نپرهيزد، گرفتار حرام مي‌شود بدون اينكه حرام را بشناسد، و كسى كه كار زشتى را بنگرد و با داشتن قدرت، درصدد منع آن برنيايد، دوستدار معصيت خداست و چنين كسى دشمنى خود را با خدا آشكار كرده است».

    3ـ1ـ3. واژگوني قلب

    پايبندي به دين اسلام و اجراي فرامين الهي موجب بينش صحيح مي¬شود و در اين‌صورت فرد به حيات طيبه دنيوي و اخروي خواهد رسيد.

    اگر فرد به دستورهای الهي پايبند نباشد و نسبت به انجام خوبي¬ها و ترك منكرات بي‌تفاوت باشد، دراين‌صورت دچار اشتباه در تشخيص شده، بدي را خوب، و خوبي را بد مي¬داند. چنين فردي داراي قلبي واژگون است. 

    امام علي علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    [إِنَّ أَوَّلَ‏] أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَيْدِيكُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِكُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِكُمْ فَمَنْ لَمْ يَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَلَمْ يُنْكِرْ مُنْكَراً قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلاهُ أَسْفَلَهُ وَأَسْفَلُهُ أَعْلاه؛ ‏

    «اولين مرحله از جهاد كه در آن بازمي¬مانيد، جهاد با دستانتان، سپس جهاد با زبان، و آن¬گاه جهاد با قلب‌هايتان است؛ پس كسي كه با قلب معروفي را ستايش نكند، و منكري را انكار نكند، قلبش واژگون گشته، بالاي آن پايين، و پايين قلب او بالا قرار خواهد گرفت».

    3-1-4. جدايي از خدا و معصومان علیهم‌السلام

    اسلام، دين كامل و انسان‌سازي است و براي هدايت و تعالي انسان‌ها انبيا و اوليا معصوم را فرستاده است.

      پس اگر افراد نسبت به تعاليم الهي بي‌تفاوت باشند و از راهنمايي و هدايت معصومان علیهم‌السلام  بهره‌اي نبرند اعمالشان تباه شده و از خدا و معصومان علیهم‌السلام  دور مي‌شوند.

    در قرآن كريم آمده است:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ؛  «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خدا را اطاعت كنيد و از پيامبر [او نيز] اطاعت نماييد، و كرده‏هاى خود را تباه مكنيد».

    «كسانى كه كافر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن شدن حق به مخالفت با رسول خدا برخاستند، هرگز زيانى به خدا نمى‏رسانند، و اعمالشان را حبط و نابود مى‏كند" (حتى اگر كار خيرى هم انجام داده‏اند چون با ايمان قرين نبوده حبط مى‏شود)».

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي¬فرمايند:

    لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُوَقِّرْ كَبِيرَنَا وَيَرْحَمْ صَغِيرَنَا وَيَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ؛  «از ما نيست كسي كه به كوچك ما ترحم ننمود و بزرگ ما را احترام نكرد و به معروف امر ننمود و از منكر نهي نكرد».

    پيامدهاي اجتماعي

    3ـ2ـ1. واژگوني ارزش‌ها

    منظور از واژگوني ارزش¬ها آن است كه افراد نسبت به منكرات بي‌تفاوت شده و ضد ارزش‌ها جايگزين ارزش‌ها شود و امر و نهي و توصيه به خير و نيكي كمرنگ و بدي تبديل به خوبي و خوبي تبديل به بدي شود.

    «اگر در اجتماع افراد، ايمان، عمل صالح و توصيه به حق داشته باشند، شرايط رشد استعدادهاي انساني و مادي و مصونيت از زيان فراهم مي¬شود؛ اما اجتماع واژگوني كه فاقد ايمان و عمل صالح و تواصي به حق و صبر باشد هرگونه نيروهاي علمي و ابزار صنعتي در راه اسارت مردم و زيان عمومي به كار مي‌رود».

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي¬فرمايند:

    كَيْفَ بِكُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُكُمْ وَفَسَقَ شَبَابُكُمْ وَلَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ فَقِيلَ لَهُ وَيَكُونُ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللهِ فَقَالَ نَعَمْ وَشَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْكَرِ وَنَهَيْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللهِ وَيَكُونُ ذَلِكَ قَالَ نَعَمْ وَشَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْكَراً وَالْمُنْكَرَ مَعْرُوفاً؛  «چه حالي خواهيد داشت زماني كه زنان و جوانانتان، فاسد و فاسق گردند و شما امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نكنيد؟! گفته شد: اي رسول خدا، آيا چنين چيزي اتفاق خواهد افتاد [كه زنان و جوانان به دنبال فساد باشند و كسي آنها را امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نكند] ؟

    فرمودند: آري بدتر از آن نيز خواهد شد! [و ادامه دادند كه] چه خواهيد كرد آن¬گاه كه به منكر امر و از معروف نهي كنيد؟! سؤال شد: اي رسول خدا، آيا چنين خواهد شد؟! فرمودند: آري، و بدتر از آن [هم خواهد بود]! و آن اينكه معروف¬ها [و خوبي¬ها و ارزش¬ها] را بد بدانيد و منكرات [و زشتي¬ها و گناهان] را خوب و پسنديده بشماريد».

    حذيفه از پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل مي¬كند كه ايشان فرمودند:

    يَأتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَكونُ فيهِمْ جِيفَةُ الحِمارِ أحَبّ إليْهِمْ مِنْ مُؤمِنٍ يَأمُرهُمْ بِالمَعْرُوفِ وَيَنْهاهُمْ عَنِ المُنْكَرِ؛  «زماني بر مردم خواهد رسيدكه مردار درازگوش برايشان دوست¬داشتني¬تر است از مؤمني كه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر كند».

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    «....فَعِنْدَ ذَلِكَ أَخَذَ الْبَاطِلُ مَآخِذَهُ وَ رَكِبَ الْجَهْلُ مَرَاكِبَهُ وَ عَظُمَتِ الطَّاغِيَةُ وَ قَلَّتِ الدَّاعِيَةُ وَ صَالَ الدَّهْرُ صِيَالَ السَّبُعِ الْعَقُورِ وَ هَدَرَ فَنِيقُ الْبَاطِلِ بَعْدَ كُظُومٍ وَ تَوَاخَى النَّاسُ عَلَى الْفُجُورِ وَ تَهَاجَرُوا عَلَى الدِّينِ وَ تَحَابُّوا عَلَى الْكَذِبِ وَ تَبَاغَضُوا عَلَى الصِّدْقِ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ كَانَ الْوَلَدُ غَيْظاً وَ الْمَطَرُ قَيْظاً وَ تَفِيضُ اللِّئَامُ فَيْضاً وَ تَغِيضُ الْكِرَامُ غَيْضاً وَ كَانَ أَهْلُ ذَلِكَ الزَّمَانِ ذِئَاباً وَ سَلَاطِينُهُ سِبَاعاً وَ أَوْسَاطُهُ أُكَّالًا [أَكَالًا] وَ فُقَرَاؤُهُ أَمْوَاتاً وَ غَارَ الصِّدْقُ وَ فَاضَ الْكَذِبُ وَ اسْتُعْمِلَتِ الْمَوَدَّةُ بِاللِّسَانِ وَ تَشَاجَرَ النَّاسُ بِالْقُلُوبِ وَ صَارَ الْفُسُوقُ نَسَباً وَ الْعَفَافُ عَجَباً وَ لُبِسَ‏ الْإِسْلَامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلُوبا؛  «....پس در آن هنگام كه (امويان بر شما تسلط يابند) باطل بر جاي خود استوار شود و جهل و ناداني بر مركب‌ها سوار، و طاغوت زمان عظمت يافته، و دعوت‌كنندگان به حق، اندك و بي‌مشتري خواهد شد، روزگار چنان درنده خطرناكي حمله‌ور شده، و باطل پس از مدت‌ها سكوت، نعره مي‌كشد، مردم در شكستن قوانين خدا دست در دست هم مي‌گذارند، و در جدا‌شدن از دين متحد مي‌گردند، و در دروغ‌پردازي با هم دوست و در راستگويي دشمن يكديگرند. و چون چنين روزگاري مي‌رسد، فرزند با پدر دشمني ورزد، و باران خنك كننده، گرمي و سوزش آورد، پست‌فطرتان همه جا را پر مي‌كنند، نيكان و بزرگواران كمياب مي‌شوند، مردم آن روزگار چون گرگان، و پادشاهان چون درندگان، تهيدستان طعمه آنان، و مستمندان چنان مردگان خواهند بود، راستي از ميانشان رخت بر‌مي‌بندد و دروغ فراوان مي‌شود. با زبان تظاهر به دوستي دارند اما در دل دشمن هستند، به گناه افتخار مي‌كنند، و از پاكدامني به شگفت مي‌آيند، و اسلام را چون پوستيني واژگون مي‌پوشند....».

       ايجاد واژگوني ارزش¬ها نيازمند به شرايط لازم است؛ ازجمله:

    الف) از بين رفتن قبح گناه

    با از بين رفتن روحيه مسئوليت‌پذيري گناهان ترويج پيدا مي¬كنند و قبح خود را از دست مي¬دهند، و افراد بر انجام گناهان جسور می¬شوند، و اعمال بد در نظر افراد خوب و اعمال خوب بد جلوه مي¬كند.

    در قرآن كريم آمده است:

    وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛  «و شيطان آنچه را انجام مى‏دادند برايشان آراسته است»؛ ‏

    ب) رغبت به فرهنگ بيگانه

    در جامعه¬اي كه افراد آن مسئوليت‌پذير نباشند ، و نسبت به ارزش¬ها سست و بي‌توجه شوند تمايل و رغبت به فرهنگ بيگانه در آنان به وجود خواهد آمد (منظور اين است كه آداب و رسوم و فرهنگ و اعتقادات تغيير كند و به فرهنگ بيگانه نزديك شود).

    در قرآن كريم آمده است:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ؛  «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر از فرقه‏اى از اهل كتاب فرمان بريد، شما را پس از ايمانتان به حال كفر برمى‏گردانند».

    «در اين آيه روى سخن را به مسلمانان اغفال¬شده كرده، و به آنها هشدار مى‏دهد كه اگر تحت تأثير سخنان مسموم دشمن واقع شوند، و به آنها اجازه دهند كه در ميان افرادشان نفوذ كنند، و به وسوسه‏هاى آنها ترتيب اثر دهند، چيزى نخواهد گذشت كه رشتة ايمان را به¬كلى خواهند گسست و به¬سوى كفر بازمى‏گردند؛ زيرا دشمن، نخست مى‏كوشد آتش عداوت را در ميان آنها شعله‏ور سازد و آنها را به جان هم بيفكند و مسلماً به اين مقدار قناعت نخواهد كرد، و به وسوسه‏هاى خود همچنان ادامه مى‏دهد تا به‌كلى آنها را از اسلام بيگانه سازد».

    پيروى از فرهنگ بيگانگان، نشانه ضعف و سستي در ايمان است.

    ج) استهزای ارزش¬ها

    با بي‌تفاوتي نسبت به منكرات اهل گناه به تمسخر ارزش¬ها مي¬پردازند. بديهي است افرادي كه گرفتار گناه شده¬اند نه¬تنها در عمل مسئوليت‌پذير نمي‌باشند، بلكه ارزش‌ها را نيز به تمسخر مي‌گيرند.

    در قرآن كريم آمده است:

    وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُون؛  «و هنگامى كه [به¬وسيلة اذان، مردم را] به نماز مى‏خوانيد، آن را به مسخره و بازى مى‏گيرند؛ زيرا آنان مردمى‏اند كه نمى‏انديشند».

    همچنين مي¬فرمايد:

    زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ اتَّقَوْاْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيرِْ حِسَاب‏؛  «زندگى دنيا در چشم كافران آراسته شده است، و مؤمنان را ريشخند مى‏كنند و [حال آنكه‏] كسانى كه تقواپيشه بوده‏اند، در روز رستاخيز، از آنان برترند و خدا به هركه بخواهد، بى‏شمار روزى مى‏دهد».

    پس افراد مسئوليت‌پذير در برخورد با ديگران منطقي هستند ولي كساني كه به گناه آلوده شده‌اند اهل استهزا هستند، پس بايد از رابطه و دوستي با افرادي‌كه ارزش‌ها را به تمسخر مي‌گيرند پرهيز كنيم.

    د) دفاع و ترويج از ضد ارزش¬ها

    در جامعه¬اي كه معروف و منكر جايگاه خود را از دست بدهد، افكار عمومي جامعه نيز دچار تغيير می‌شوند و از ضد ارزش¬ها دفاع کرده، به ترويج آن مي¬پردازند؛ هرچند اين افراد توجيه منطقي براي كارهاي خود نداشته باشند.

    قرآن نيز از اين افراد در سورة اعراف چنين ياد مي¬كند:

    وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللهِ مَا لا تَعْلَمُونَ؛  «و چون كار زشتى كنند، مى‏گويند: «پدران خود را بر آن يافتيم و خدا ما را بدان فرمان داده است». بگو: قطعاً خدا به كار زشت فرمان نمى‏دهد. آيا چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت مى‏دهيد»؟

    «مساله تقليد كوركورانه از نياكان به اضافه تهمت به ساحت مقدس پروردگار دو عذر ساختگى و ناموجه هستند، كه شيطان‏صفتان در اعمال خود، غالبا به آن متشبث مى‏شوند.

    جالب اينكه قرآن در پاسخ آنها اعتنايى به دليل اول يعنى پيروى كوركورانه از نياكان نمى‏كند، گويا آن را مستغنى از هر گونه جواب مى‏داند، زيرا عقل سليم آن را درك مى‏كند، به علاوه كرارا در قرآن به پاسخ آن اشاره شده است و تنها به پاسخ دوم قناعت كرده، مى‏گويد: «خداوند هرگز به كارهاى زشت و قبيح فرمان نمى‏دهد» زيرا حكم او از فرمان عقل جدا نيست (قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ) دستور به فحشاء طبق صريح آيات قرآن، كار شيطان است نه كار خداوند، خداوند تنها به نيكيها و خوبيها فرمان مى‏دهد». 

    همچنين مي¬فرمايد:

    وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنزَلَ اللهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَ وَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلا يَهْتَدُونَ؛  «و چون به آنان گفته شود: «به¬سوى آنچه خدا نازل كرده و به¬سوى پيامبر[ش] بياييد»، مى‏گويند: «آنچه پدران خود را بر آن يافته‏ايم ما را بس است». آيا هرچند پدرانشان چيزى نمى‏دانسته و هدايت نيافته بودند»؟

    از نشانه‌هاي عدم ايمان و پيروي از شيطان، تقليد كوركورانه و پايبندي به روش‌هاي غلط نياكان است.

    3ـ2ـ2. زوال بركات و نعمات الهي

    يكي از آثار مسئوليت‌ناپذيري سلب بركت و خير و رحمت پروردگار از مردم است.

    با توجه به آيات و روايات، ناسپاسي نسبت به نعمات الهي موجب سلب بركات از مردم مي‌شود.

    پس ناسپاسي نسبت به بركات وبي‌تفاوتي نسبت به گناه و فراگير شدن ظلم و فساد، موجب تبديل نعمت به نقمت مي‌شود.

    خداوند متعال مي¬فرمايد:

    ... إِنَّ اللهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ...؛  «درحقيقت، خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند».

    و نيز مي¬فرمايد:

    ذَلِكَ بِأَنَّ اللهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛  «خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى‏دهد، مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند، و خدا شنواى داناست».

    «فيض رحمت خدا بي¬كران و عمومى و همگانى است؛ ولى به تناسب شايستگى‏ها و لياقت¬ها به مردم مى‏رسد. در ابتدا خدا نعمت¬هاى مادى و معنوى خويش را شامل حال اقوام مى‏كند؛ چنانچه نعمت‌هاى الهى را وسيله‏اى براى تكامل خويش ساختند و از آن در مسير حق مدد گرفتند، و شكر آن را كه همان استفادة صحيح است به¬جا آوردند، نعمتش را پايدار بلكه افزون مى‏سازد؛ اما هنگامى كه اين مواهب وسيله‏اى براى طغيان و سركشى، و ظلم و بيدادگرى، و تبعيض و ناسپاسى، و غرور و آلودگى گردد در اين هنگام نعمت¬ها را مى‏گيرد و يا آن را تبديل به بلا و مصيبت مى‏كند. بنابراين دگرگوني¬ها همواره از ناحية ماست وگرنه مواهب الهى زوال¬‏ناپذير است».

    در قرآن كريم آمده است:

    وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ؛  «و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم؛ ولى تكذيب كردند پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان‏] آنان را گرفتيم‏».

    «به‌طور كلى همة اجزاى عالم مانند اعضاى يك بدن به يكديگر متصل و مربوط است؛ به‌طورى‌كه صحت و سقم، و استقامت و انحراف يك عضو در صدور افعال از ساير اعضا تأثير داشته و اين اجزا به‌طورى‌كه قرآن شريف بيان كرده همه به¬سوى خداى سبحان و آن هدفى كه خداوند براى آنها مقدر نموده در حركت هستند، و انحراف و اختلال حركت يك جزء از اجزاى آن مخصوصاً اگر از اجزاى برجسته باشد در ساير اجزا به‌طور نمايان اثر سوء باقى مى‏گذارد و درنتيجه آثارى هم كه ساير اجزاى عالم در اين جزء دارند فاسد شده، فسادى كه از جزء مزبور در ساير اجزا راه يافته بود به خودش برمى‏گردد، اگر جزء مزبور به¬خودى¬خود و يا به كمك ديگران استقامت قبلى خود را به دست آورد حالت رفاه قبل از انحرافش هم برمى‏گردد؛ ولى اگر به انحراف و اعوجاج خود ادامه دهد فساد حال و محنت و ابتلایش نيز ادامه خواهد يافت تا آنجا كه انحراف و طغيانش از حد بگذرد، و كار ساير اجزا و اسباب مجاورش را به تباهى بكشاند. اينجاست كه همة اسباب جهان عليه او قيام نموده، و با قوايى كه خداوند به‌منظور دفاع از حريم ذات و حفظ وجودشان در آنها به وديعه سپرده، جزء مزبور را تا خبردار شود از بين برده و نابود مى‏سازند.

    پس اگر امتى از امت‏¬ها از راه فطرت منحرف گردد، و درنتيجه از راه سعادت انسانى كه خداوند برايش مقرر كرده بازبماند، اسباب طبيعي هم كه محيط به آن است و مربوط به اوست اختلال يافته، و آثار سوء اين اختلال به خود آن امت برمى‏گردد؛ زيرا خود فرد با انحراف و كج‌روى‏اش آثار سويى در اسباب طبيعى باقى مي¬گذارد، و معلوم است كه در بازگشت آن آثار چه اختلال¬ها و محنت‏هايى متوجه اجتماعش مى‏شود. فساد اخلاق و قساوت قلب، و از بين رفتن عواطف رقيقه، روابط عمومى را از بين مي‌برد و هجوم بليات و تراكم مصيبات تهديد به انقراضش مى‏كند. آسمان از باراندن باران‏هاى فصلى و زمين از روياندن زراعت و درختان دريغ نموده، و در عوض باران‏هاى غيرفصلى، سيل، طوفان و صاعقه به راه انداخته، و زمين با زلزله آنان را در خود فرو مى‏برد».

    امام سجاد علیه‌السلام با اشاره به اين آيه فرمودند:

    «گناهانى كه نعمت‏ها را تغيير مى‏دهند عبارت¬اند از: ظلم به مردم، ناسپاسى خداوند و رها كردن كارهاى خيرى كه انسان به آن عادت كرده است».

    نيز در قرآن كريم آمده است:

    أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ؛  «آيا نديده‏اند كه پيش از آنان چه بسيار امت¬ها را هلاك كرديم؟ [امت¬هايى كه] در زمين به آنان امكاناتى داديم كه براى شما آن امكانات را فراهم نكرده‏ايم، و [باران¬هاى‏] آسمان را پى¬درپى بر آنان فرو فرستاديم، و رودبارها از زير [شهرهاى‏] آنان روان ساختيم. پس ايشان را به [سزاى] گناهانشان هلاك كرديم، و پس از آنان نسل‌هاى ديگرى پديد آورديم».

    پس، از اين آيه استفاده مي¬شود كه:

    «توجه به زوال نعمت‏ها و سرنگونى گنهكاران، از عوامل غفلت‏زدايى است و كيفر آنان كه از امكانات خداداد استفادة سوء كنند، نابودى است‏ و هلاكت مردم به سبب گناهانشان، از سنت‏هاى الهى مي‌باشد».

    خداوند در جاي ديگر مي¬فرمايد:

    وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ؛  «و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس به درگاه او توبه كنيد [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد، و تبهكارانه روى برمگردانيد».

    «پس اعمال و عقايد، در رويدادهاى طبيعى مؤثرند (قوم عاد به خاطر شرك و گناه، به كمبود و خشك-سالى گرفتار شده بودند)».

    البته «ممكن است ما بعضى از مراحل پيوند استغفار را با نزول بركات مادى نتوانيم درست درك كنيم؛ ولى بدون شك قسمت بيشترى از آن براى ما قابل درك است».

     

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي¬فرمايند:

    لا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوى‏ فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوا ذَلِكَ نُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَكَاتُ وَسُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ نَاصِرٌ فِي الأَرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ؛  «تا زماني كه مردم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نموده و يكديگر را بر نيكي ياري كنند، همواره در خير و سعادت خواهند بود، و درغيراين¬صورت، بركت¬ها و خير الهي از آنان گرفته خواهد شد و برخي [اشرار] بر ديگران مسلط خواهند گرديد و در زمين و آسمان ياوري نخواهند داشت».

    امام عليعلیه‌السلام مي‌فرمايند:

    إِنَّ لِلَّهِ [تَعَالَى‏] فِي كُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَ مَنْ قَصَّرَ فِيهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِه‏؛  «خدا را در هر نعمتي حقي است، هركس آن را بپردازد، فزوني يابد، و آن‌كس كه نپردازد و كوتاهي كند در خطر نابودي قرار گيرد».

    امام باقر علیه‌السلام از قول رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:

      ... لَمْ تَظْهَرِ الْفَاحِشَةُ فِي قَوْمٍ قَطُّ حَتَّى يُعْلِنُوهَا إِلاّ ظَهَرَ فِيهِمُ الطَّاعُونُ وَالأَوْجَاعُ الَّتِي لَمْ تَكُنْ فِي أَسْلافِهِمُ الَّذِينَ مَضَوْا وَلَمْ يَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِلاّ أُخِذُوا بِالسِّنِينَ‏ وَشِدَّةِ الْمَئُونَةِ وَجَوْرِ السُّلْطَانِ وَلَمْ يَمْنَعُوا الزَّكَاةَ إِلاّ مُنِعُوا الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاء...؛  «... هيچ¬گاه در مردمي فاحشه (زنا) پيدا نشود كه آن را آشكار كنند، مگر اينكه در ميانشان طاعون و دردهايي كه در گذشتگان آنان سابقه نداشته است پديد مي¬آيد، و از پيمانه و ترازو كم نگذارند، مگر اينكه به قحطي و سختي در تأمين مخارج زندگي و ستم سلطان دچار شوند، و از دادن زكات منع ننمايند، مگر اينكه آمدن باران آسمان بر آنها ممنوع گردد...».

    امام صادق علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    أَيُّمَا نَاشِئٍ نَشَأَ فِي قَوْمِهِ ثُمَّ لَمْ يُؤَدَّبْ عَلَى مَعْصِيَةٍ كَانَ اللهُ أَوَّلَ مَا يُعَاقِبُهُمْ بِهِ أَنْ يَنْقُصَ فِي أَرْزَاقِهِمْ؛  «هر گناهي كه در جامعه رواج پيدا كند و بر آن معصيت اعتراضي صورت نگيرد، اولين چيزي كه خداوند آنها را به آن عقاب مي¬كند، اين است كه ارزاق آنها را كم مي¬كند».

    همچنين مي¬فرمايند:

    حَياة دَوابّ البَحر بِالمَطَر فَإذا كفّ المَطَر ظَهَر الفَسادُ فِي البَرِّ وَالبَحر، وَذلكَ إذا كَثرتِ الذُّنوب وَالمَعاصِي؛  «زندگى موجودات دريا به¬وسيلة باران است. هنگامى كه باران نبارد هم خشكى‏ها به فساد كشيده مى‏شود، و هم دريا، و اين هنگامى است كه گناهان فزونى گيرد».

    پس فساد گنهكاران، مانع از سودبخشى آب و خاك و عامل زوال نعمت‌هاي الهي است.

    در دعاها مي¬خوانيم كه:

    ٍ... وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَقْطَعُ الرَّجَاءَ وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُدِيلُ الأَعْدَاءَ وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي يُسْتَحَقُّ بِهَا نُزُولُ الْبَلاءِ وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ غَيْثَ السَّمَاءِ وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَكْشِفُ الْغِطَاءَ... .

    در اين دعاها از گناهاني كه بدبختي¬ها، دگرگوني و زوال نعمت¬ها، فرود آمدن بلاها و... را در پي دارد به خداوند پناه مي¬بريم و از او بخشش اين گناهان را درخواست مي¬كنيم.

    3ـ2ـ3. تسلط اشرار

    در جامعه¬اي كه نسبت به منکرات بي‌تفاوتي وجود داشته باشد، افراد گنهكار جسارت و جرئت ارتكاب گناه پيدا مي¬كنند و ظلم و فساد گسترش مي‌يابد، در اين صورت است كه اشرار در جامعه زياد شده و بر مردم چيره مي‌شوند و آرامش و آسايش را از آنان سلب مي‌كنند.

    قرآن كريم مي‌فرمايد:

    وَ لَقَدْ كاَنُواْ عَاهَدُواْ اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ  وَ كاَنَ عَهْدُ اللَّهِ مَسُْولا؛   «با آنكه قبلًا با خدا سخت پيمان بسته بودند كه پشت [به دشمن‏] نكنند، و پيمان خدا همواره بازخواست دارد».

    «سپس قرآن، اين گروه منافق را به محاكمه مى‏كشد و مى‏گويد: «آنها قبلا با خدا عهد و پيمان بسته بودند كه پشت به دشمن نكنند، و بر سر عهد خود در دفاع از توحيد و اسلام و پيامبر بايستند، مگر آنها نمى‏دانند كه عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت» و آنها در برابر آن مسئولند».

    امام علي علیه‌السلام در وصيت خود به حسنين علیهماالسلام مي¬فرمايند:

    ... لا تَتْرُكُوا الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَيُوَلَّی عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ [أَشْرَارُكُمْ‏] ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا يُسْتَجَابُ لَكُم‏...؛  «....امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را ترك نكنيد كه بدهاي شما بر شما مسلط مي¬شوند، آن¬گاه هرچه خدا را بخوانيد جواب ندهد.....».

    امام صادق علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    إِنَّ اللهَ بَعَثَ إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ نَبِيّاً يُقَالُ لَهُ إِرْمِيَا فَقَالَ قُلْ لَهُمْ مَا بَلَدٌ مَنَعْتُهُ‏ مِنْ كِرَامِ الْبُلْدَانِ وَغُرِسَ فِيهِ مِنْ كِرَامِ الْغُرُوسِ وَنَقَّيْتُهُ مِنْ كُلِّ غَرِيبَةٍ فَأَنْبَتَ [فَأَخْلَفَ‏] خُرْنُوباً فَضَحِكُوا مِنْهُ وَاسْتَهْزَءُوا بِهِ فَشَكَاهُمْ إِلَى اللهِ فَأَوْحَى اللهُ إِلَيْهِ أَنْ قُلْ لَهُمْ إِنَّ الْبَلَدَ بَيْتُ الْمَقْدِسِ وَالْغَرْسَ بَنُو إِسْرَائِيلَ نَقَّيْتُهُمْ مِنْ كُلِّ غَرِيبَةٍ وَنَحَّيْتُ عَنْهُمْ كُلَّ جَبَّارٍ فَاخْتَلَفُوا فَعَمِلُوا بِالْمَعَاصِي فَلَأُسَلِّطَنَّ عَلَيْهِمْ فِي بَلَدِهِمْ مَنْ يَسْفِكُ دِمَاءَهُمْ وَيَأْخُذُ أَمْوَالَهُمْ وَإِنْ بَكَوْا لَمْ أَرْحَمْ بُكَاءَهُمْ وَإِنْ دَعَوْا لَمْ أَسْتَجِبْ دُعَاءَهُمْ فَشِلُوا وَفَشِلَتْ أَعْمَالُهُمْ وَلَأُخَرِّبَنَّهَا مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ لَأَعْمُرَنَّهَا قَالَ فَلَمَّا حَدَّثَهُمْ جَزِعَتِ الْعُلَمَاءُ فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللهِ مَا ذَنْبُنَا نَحْنُ وَلَمْ نَكُنْ نَعْمَلُ بِعَمَلِهِمْ فَعَاوِدْ لَنَا رَبَّكَ فَصَامَ سَبْعاً فَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ فَأَكَلَ أَكْلَةً ثُمَّ صَامَ سَبْعاً فَلَمَّا كَانَ الْيَوْمُ الْوَاحِدُ وَالْعِشْرُونَ يَوْماً أَوْحَى إِلَيْهِ لَتَرْجِعَنَّ عَمَّا تَصْنَعُ أَنْ تُرَاجِعَنِي فِي أَمْرٍ قَدْ قَضَيْتُهُ أَوْ لَأَرُدَّنَّ وَجْهَكَ عَلَى دُبُرِكَ ثُمَّ أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ قُلْ لَهُمْ إِنَّكُمْ رَأَيْتُمُ الْمُنْكَرَ فَلَمْ تُنْكِرُوهُ وَسَلَّطَ عَلَيْهِمْ بُخْتَ نَصَّرَ فَفَعَلَ بِهِمْ مَا قَدْ بَلَغَكَ؛  «خداوند پيامبري به نام ارميا علیه‌السلام براي بني‌اسرائيل فرستاد... خداوند به او وحي مي¬كرد كه به بني¬اسرائيل بگو من آنان را از هر بيگانه¬اي پاك كردم و همة جباران و ستمگران را از حكومت آنان بركنار نمودم؛ اما آنان به وعده [و ميثاق الهي] خود عمل نكردند و به گناهان روي آوردند. بنابراين كسي را بر آنان مسلط خواهم ساخت كه خونشان را بر زمين ريزد، اموالشان را غارت كند... و اگر [براي نجات خود] دعا كنند، اجابت نخواهد شد... وقتي ارميا علیه‌السلام اين پيام را به آنان رساند، علماي آنان بي¬تاب شده، گفتند: اي رسول خدا، گناه ما چيست؟ ما كه مانند آنان مرتكب گناه نشده¬ايم! ... وحي آمد كه به آنان بگو: [گناه شما اين است كه] شما منكر را ديديد ولي از آن نهي نكرديد. خداوند بر آنان «بخت نصر» را مسلط ساخت. [آن‌گاه امام به مخاطب خويش فرمود] مي‌داني و شنيده‌اي كه چه بر سر آنان آورد».

    امام رضا علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيُسْتَعْمَلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ فَيَدْعُو خِيَارُكُمْ فَلا يُسْتَجَابُ لَهُمْ؛  «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر كنيد كه درغيراين¬صورت اشرار شما، شما را به كار خواهند كشيد [و بر شما حاكم خواهند شد]. آن¬گاه خوبان شما [براي رهايي از ظلم و جور اشرار] دعا مي¬كنند ولي دعايشان مستجاب نمي¬شود».

    پس اگر در برابر فساد، انحراف و گناه بي‌تفاوت باشيم، فساد به‌تدريج گسترش پيدا‌ مي¬كند، آزادي از افراد سلب مي‌شود، محيط اجتماعي دچار ناامني شده و در نتيجه افراد فاسد بر مردم حاكم خواهند شد.

    3ـ2ـ4. شيوع خرافه و انديشه‌هاي انحرافي

    با گسترش منكرات و بي‌تفاوتي مردم نسبت به آن، افكار و انديشه‌هاي انحرافي در بين مردم ايجاد و گسترش پيدا مي‌كند و افراد جامعه به فرقه‌هاي منحرف روي مي‌آورند.

    عوامل متعددي در پيدايش فرقه¬هاي انحرافي تأثير داشته¬اند؛ از جمله:

    1. عدم شناخت و ناآگاهي مردم از آيات و روايات؛

    2. ناآگاهي نسبت به سيرة پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل بيتعلیهم‌السلام؛

    3. عدم بصيرت نسبت به معارف الهي و احكام ديني؛

    4. عدم شناخت معيارهاي حق و باطل؛

    5. ايجاد فتنه و اختلاف در بين آحاد جامعه توسط فرصت ‌طلب‌ها؛

    6. عدم تقويت روحيه مسئوليت‌پذيري در افراد جامعه.

    «در كتاب احتجاج طبرسي آمده است كه هنگامي كه امام علي علیه‌السلام بصره را فتح كردند، مردم اطراف ايشان را گرفتند و در ميان آنها «حسن بصري» بود، كه الواحي با خود آورده بود كه هر سخني را كه امير مؤمنان علي علیه‌السلام مي¬فرمود، فوراً يادداشت مي¬كرد. امام با صداي بلند او را در ميان جمعيت مخاطب قرار داده و فرمودند: چه مي¬كني؟! عرض كرد: آثار و سخنان شما را مي¬نويسم تا براي آيندگان بازگو كنم. امير مؤمنان علیه‌السلام فرمودند:

    اما ان لكل قوم سامريا وهذا سامرى هذه الامة! انه لا يقول لا مساس ولكنه يقول لا قتال؛ «بدانيد هر قوم و جمعيتي سامري¬ای دارد، و اين مرد (حسن بصري) سامري اين امت است! تنها تفاوتش با سامري زمان موسي علیه‌السلام اين است كه هركس به سامري نزديك مي¬شد مي¬گفت «لامساس» (هيچ¬كس با من تماس نگيرد)؛ ولي اين به مردم مي¬گويد «لاقتال» (يعني نبايد جنگ كرد حتي با منحرفان). اشاره به تبليغاتي است كه حسن بصري برضد جنگ جمل داشت».

    امام علي علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    ...وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِكَ بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ وَ الْزَمُوا الْمَهْيَعَ إِنَّ عَوَازِمَ الْأُمُورِ أَفْضَلُهَا وَ إِنَّ [مُحْدَثَاتِهَا] مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَا؛   «هيچ بدعتي در دين ايجاد نمي‌شودمگر آن‌كه سنتي در دين ترك گردد، پس از بدعت‌ها بپرهيزيد، و با راه راست و جاده آشكار حق باشيد، نيكوترين كارها سنتي است كه سالياني بر آن گذشته و درستي آن ثابت شده باشد، و بدترين كارها آن‌چه كه تازه پيدا شده و آينده آن روشن نيست».

    «در مورد شيوع خرافه و انديشه¬هاي انحرافي بايد به نكاتي توجه شود:

    الف) بررسي ريشه هاي خرافه و انحراف؛

    ب) از بين بردن زمينه‌هاي خرافه و انحراف؛

    ج) مبارزه با جهل و ناآگاهي مردم؛

    د) گسترش فرهنگ مطالعه و بالابردن سطح آگاهي ديني؛

    ﻫ) برخورد قانوني با منحرفان و مفسدان.

    3ـ2ـ5. شركت در گناه ديگران

    اگر افراد جامعه به گناه و منكر روي آورند و ديگران مانع آن‌ها نشوند و با بي‌اعتنايي از آن بگذرند، اين بي‌توجهي در واقع تاييد كارهاي آنان است و در حقيقت نوعي توافق با گنهكاران محسوب مي‌شود.

    «پس نيكان جامعه وظيفه دارند كه در برابر گناهكاران سكوت نكنند و اگر سكوت اختيار كنند در سرنوشت آنها نزد خدوند سهيم و شريك خواهند بود».

     

    در قرآن كريم آمده است:

    وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا؛  «و البته [خدا] در كتاب [قرآن‏] بر شما نازل كرده كه هرگاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مى‏گيرد، با آنان منشينيد تا به سخنى غير از آن درآيند؛ چراكه دراين¬صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد».

    «از اين آية شريفه چند نكته استفاده مي¬شود:

    الف) شركت در جلسات گناه به¬منزلة شركت در گناه است، اگر چه شركت¬كننده ساكت باشد؛ زيرا اين-گونه سكوت¬ها يك نوع رضايت و امضاى عملى است.

    ب) كسانى كه با سكوت خود و شركت در اين¬گونه جلسات عملاً گناهكاران را تشويق مي¬كنند مجازاتى همانند مرتكبين گناه دارند».

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي¬فرمايند:

    مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَى عَنْ مُنْكَرٍ أَوْ دَلَّ عَلَى خَيْرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِيكٌ وَمَنْ أَمَرَ بِسُوءٍ أَوْ دَلَّ عَلَيْهِ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِيكٌ؛  «كسي كه به معروفي امر كند يا از منكر نهي كند يا بر كار خوبي راهنمايي كند يا به آن اشاره كند شريك در آن نيكي است، و كسي كه به بدي امر كند يا به آن راهنمايي كند يا به آن اشاره كند، در آن بدي شريك است».

    امام علي علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    ... أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا يَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَالسُّخْطُ وَإِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا فَقَالَ سُبْحَانَهُ‏ «فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِين» ...؛  «... اي مردم، همة افراد جامعه در خشنودي و خشم شريك مي¬باشند؛ چنان¬كه شتر مادة ثمود را، يك نفر دست و پا بريد، اما عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت؛ زيرا همگي آن را پسنديدند. خداوند سبحان مي¬فرمايد: «ماده شتر را پي كردند و سرانجام پشيمان شدند...».

    همچنين مي¬فرمايند:

    الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ وَعَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَإِثْمُ الرِّضَى [الرِّضَا] بِه‏؛  «آن¬كس كه از كار گروهي خشنود باشد، چونان كسي است كه همراه آنان بوده، و هركس كه به باطلي روي آورد، دو گناه بر عهدة او باشد: گناه كردار باطل، و گناه خشنودي به كار باطل».

    امام صادق علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    مَنْ لَهُ جَارٌ وَيَعْمَلُ بِالْمَعَاصِي فَلَمْ يَنْهَهُ فَهُوَ شَرِيكُه؛  «هركس همسايه‌اي دارد كه اهل معصيت است و او را نهي نمي¬كند در گناه او شريك است».

     

    3ـ2ـ6. دچار شدن به لعن و نفرين

    اگر افراد در جامعه، نسبت به منكرات بي‌اعتنا باشند گرفتار لعن و نفرين خداوند، انبيا و اوليا مي‌شوند.

    «أبعدهم وطردهم من الرحمة»؛  «لعن به¬معناي طرد و دوري از رحمت واسعة پروردگار است».

    امام باقر علیه‌السلام مي فرمايند:

    «داوود علیه‌السلام، اهل [ايله] را به¬واسطة گناهي كه در روز شنبه مرتكب شده بودند لعن كرد. اين گناه در زمان وي روي داد، او به درگاه خدا عرض كرد: «خدايا لباس لعنت بر آنها بپوشان»، و خدا آنها را به شكل بوزينگان درآورد، اين به خاطر معصيت و تجاوز ايشان است؛ زيرا آنها يكديگر را نهي نمي¬كردند و كارهاي زشت را بدون توجه به منع خداوند مرتكب مي¬شدند».

    ابن¬عباس گويد:

    «بني اسرائيل سه فرقه بودند. فرقه¬اي كه در روز شنبه مرتكب معصيت شدند، و فرقه¬اي كه آنها را از اين كار نهي مي¬كردند، ولي از معاشرت آنها خودداري نكردند، و فرقه¬اي كه آنها را نهي كردند و از آنها جدا شدند. دو فرقة اول ملعون شمرده شدند».

    به همين منظور پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:

    «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر كنيد، دست نادانان را بگيريد و آنها را به راه حق بياوريد؛ وگرنه خداوند دل‌هاي شما را به هم مربوط مي¬سازد و همة شما را لعنت مي‌كند».

    امام علي علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    ... فَإِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِيَ [الْقُرُونَ الْمَاضِيَةَ] بَيْنَ أَيْدِيكُمْ إِلاّ لِتَرْكِهِمُ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلَعَنَ اللهُ السُّفَهَاءَ لِرُكُوبِ الْمَعَاصِي وَالْحُلَمَاءَ لِتَرْكِ التَّنَاهِي...؛  «... زيراكه خداي سبحان، مردم روزگاران گذشته را از رحمت خود دور نساخت مگر براي ترك امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر. پس خداوند بي‌خردان را براي نافرماني و خردمندان را براي ترك بازداشتن ديگران از گناه لعنت كرد...».

    3ـ2ـ7. عذاب و عقوبت الهي

    يكي ديگر از پيامدهاي ناگوار مسئوليت‌ناپذيري، عذاب و عقوبت الهي است. سنت الهي اين‌ چنين است كه اگر جامعه‌اي به فساد و گناه آلوده شود و افراد نسبت به گنهكاران بي‌تفاوت باشند قهر الهي اين جامعه را دربر‌مي‌گيرد و افراد خوب و بد، همه در عذاب الهي گرفتار مي شوند.

    خداوند متعال مي¬فرمايد:

    وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛  «و از فتنه‏اى كه تنها به ستمكاران شما نمى‏رسد بترسيد و بدانيد كه خدا سخت‏كيفر است». ‏

    «درحقيقت خاصيت حوادث اجتماعى چنين است. هنگامى كه جامعه در ادای رسالت خود كوتاهى كند و براثر آن قانون‏شكنى‏ها و هرج‌ومرج‏ها و ناامنى‏ها و مانند آن به بار آيد، نيكان و بدان در آتش آن مى‏سوزند و اين اخطارى است كه خداوند در اين آيه به همة جوامع اسلامى مى‏كند و مفهوم آن اين است كه افراد جامعه نه¬تنها موظف¬اند وظايف خود را انجام دهند، بلكه بايد ديگران را هم به انجام وظيفه وادارند؛ زيرا اختلاف و پراكندگى و ناهماهنگى در مسائل اجتماعى موجب شكست برنامه‏ها خواهد شد و دود آن در چشم همه مى‏رود. من نمى‏توانم بگويم چون وظيفة خود را انجام داده‏ام از آثار شوم وظيفه‏‌نشناسى‏هاى ديگران بركنار خواهم ماند؛ چه¬اينكه آثار مسائل اجتماعى، فردى و شخصى نيست».

    «در قرآن كريم داستان حضرت شعيب علیه‌السلام و قوم او كه همان اهل مدين مي¬باشد را بيان مي¬كند. اهل مدين بت¬ها را مي¬پرستيدند، و كم¬فروشي و فسادهاي ديگر در بين آنها رايج شده بود. خداي سبحان حضرت شعيب علیه‌السلام را به¬سوي آنان مبعوث كرد، و ايشان قومش را به¬سوي توحيد و كيل و وزن عادلانه و ترك فساد دعوت نمود و انذار داد؛ ليكن آنها نه¬تنها جوابي به او ندادند بلكه تهديدش كردند كه تو را سنگسار و از ديار خود تبعيد مي¬كنيم. اين مردم به رفتار خود ادامه دادند تا آنجا كه شعيب علیه‌السلام از خداوند خواست كه بين او و آنان حكم نموده و آنان را هلاك كند».

    «انس¬بن¬مالك از رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل مي¬كند كه در شب معراج بر مردمي گذشتم كه لبانشان را با آلاتي آتشين مي¬بريدند. من از جبرئيل پرسيدم اينها كه هستند؟ او گفت: اينها خطبا و گويندگان و واعظاني هستند كه خود به آنچه مي¬گفتند عمل نمي¬كردند».

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي¬فرمايند:

    ... لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيَعُمَّنَّكُمْ عَذَابُ اللهِ...؛  «...امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر كنيد وگرنه عذاب خدا شامل همة شما خواهد شد...».

    همچنين مي¬فرمايند:

    لَقَدْ أَوْحَى اللهُ إِلَى جَبْرَئِيلَ وَأَمَرَهُ أَنْ يَخْسِفَ بِبَلَدٍ يَشْتَمِلُ عَلَى الْكُفَّارِ وَالْفُجَّارِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ يَا رَبِّ أَخْسِفُ بِهِمْ إِلاّ بِفُلانٍ الزَّاهِدِ لِيَعْرِفَ مَا ذَا يَأْمُرُهُ اللهُ فِيهِ فَقَالَ اخْسِفْ بِفُلانٍ قَبْلَهُمْ فَسَأَلَ رَبَّهُ فَقَالَ يَا رَبِّ عَرِّفْنِي لِمَ ذَلِكَ وَهُوَ زَاهِدٌ عَابِدٌ قَالَ مَكَّنْتُ لَهُ وَأَقْدَرْتُهُ فَهُوَ لا يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَلا يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَكَانَ يَتَوَفَّرُ عَلَى حُبِّهِمْ فِي غَضَبِي...؛  «خداوند در زماني قبل از شما به جبرئيل وحي نمود و او را مأموريت داد شهري را كه داراي كفار و فجار بودند به زمين فرو برد! جبرئيل جهت امتثال امر الهي به آن ديار رهسپار شد، پس از آن عرضه داشت: پروردگارا، همة آنها را به زمين فرو مي¬برم، مگر فلان فرد زاهد. [جبرئيل چنين كاري را كرد] براي اينكه بداند علت چنين حكمي دربارة او چيست؟ سپس خداوند عزوجل فرمود: زاهد را قبل از ساير كفار و فجار به زمين فرو بر! جبرئيل از پروردگارش مسئلت نمود، گفت: پروردگارا، مرا روشن كن! براي چه به زمين فرو رود درحالي¬كه او زاهد و عابد است؟ خداوند فرمود: «من او را مكنت و قدرت عطا كردم، ولي او امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نمي¬كند و پيوسته بر محبت و علاقه به آنها زياده‌روي مي¬كرد؛ درحالي¬كه غضب و خشم من نسبت به آنان زياد بود....».

    امام علي علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    إِنَّ اللهَ لا يُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِذَنْبِ الْخَاصَّةِ إِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّةُ بِالْمُنْكَرِ سِرّاً مِنْغَيْرِ تَعْلَمَ الْعَامَّةُ فَإِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّةُ بِالْمُنْكَرِ جِهَاراً فَلَمْ تُغَيِّرْ ذَلِكَ الْعَامَّةُ اسْتَوْجَبَ الْفَرِيقَانِ الْعُقُوبَةَ مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ؛  «[اي مردم]، به¬درستي كه خداوند عامة مردم را به جهت گناه عده¬اي خاص عذاب نمي¬كند، درصورتي‌كه آن عده، گناه را مخيانه و بدون اطلاع عامة مردم انجام دهند؛ اما اگر افراد اعمال زشت را آشكارا انجام دهند و اكثريت مردم به آنها اعتراض نكنند، هم آن افراد گناهكار و هم اكثريت ساكت مستحق عقوبت الهي مي¬گردند».

    امام سجاد علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    ... وَالذُّنُوبُ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاءَ تَرْكُ إِغَاثَةِ الْمَلْهُوفِ وَ تَرْكُ مُعَاوَنَةِ الْمَظْلُومِ وَ تَضْيِيعُ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَر...؛  «...گناهاني كه سبب فرود آمدن بلا (مصيبت و عذاب) بر مردم مي¬شود عبارت¬اند از: به فرياد ستم¬ديده و دل¬سوخته نرسيدن، به ياري مظلوم نشتافتن، و پايمال ساختن امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر...».

    امام باقر علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    ... هُنَالِكَ يَتِمُّ غَضَبُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ عَلَيْهِمْ فَيَعُمُّهُمْ بِعِقَابِهِ فَيُهْلَكُ الأَبْرَارُ فِي دَارِ الْفُجَّارِ وَالصِّغَارُ فِي دَارِ الْكِبَار...؛  «... در آن زمان است كه غضب خداوند بلندمرتبه بر آنها فرود مي¬آيد كه عقاب الهي همه را فرا مي‌گيرد به¬صورتي¬كه نيكان در خانة بدكاران و كودكان در خانة بزرگان هلاك مي¬شوند...».

    امام صادق علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    مَا أَقَرَّ قَوْمٌ بِالْمُنْكَرِ بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ لا يُغَيِّرُونَهُ إِلاّ أَوْشَكَ أَنْ يَعُمَّهُمُ اللهُ بِعِقَابٍ مِنْ عِنْدِهِ؛  «مردمي كه نسبت به منكرات رايج در بينشان واكنشي از خود نشان نداده و درصدد تغيير آن برنيايند، عذاب فراگير پروردگار گريبان¬گير آنان خواهد شد».

    «امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه: فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ‏ عَنِ السُّوءِ ...  مى‏فرمايد: آنها سه گروه بودند: گروهى كه فرمانبر بودند و امر بدان هم مى‏كردند و رهايى يافتند، و گروهى كه خود فرمانبر بودند ولى امر به معروف نمى‏كردند كه اينها به شكل مورچه درآمدند، و گروهى كه نه خود فرمانبر بودند و نه امر به معروف مى‏كردند كه اينها نابود شدند».

    امام رضا علیه‌السلام از رسول گرامي اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل كرده¬اند:

                   إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْيَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللهِ تَعَالَى؛  «زماني كه امت من امربه‌معروف                 نهی‌ازمنکر را به يكديگر واگذارند [و آن را ترك گويند] بايد بدانند به نبرد با خدا برخاسته¬اند [و او را در برابر                           

              خود قرار داده¬اند، پس آماده نتايج هلاكت بار آن باشند]».

    پس اگر نسبت به گناه بي‌تفاوت باشيم زمينه‌هاي هلاكت را فراهم كرده‌ و دچار عقوبت الهي مي‌شويم.

    3ـ2ـ8. گسترش مفاسد اجتماعي و تبديل معروف به منكر

    مسئوليت‌ناپذيري عامل مهم و اصلي در ايجاد زمينه گناه و گسترش آن مي‌باشد.

    از آن‌جا كه چگونگي عملكرد افراد جامعه نشانه اخلاق عمومي آن جامعه مي‌باشد، در صورتي‌كه افراد نسبت به گناه و فساد بي‌تفاوت باشند، نظام اخلاقي اين جامعه دچار انحطاط و ضعف شده و افراد به گمراهي و تباهي كشيده مي‌شوند.

    در چنين جامعه¬اي، معروف به منكر تبديل خواهد شد و درنتيجه از هدايت و رستگاري محروم می¬شود و در گمراهي و تباهي فرو مي¬رود.

    «اشاعة فحشا و دعوت به منكرات و نهي از خوبي¬ها نشانة نفاق است و در فرهنگ منافقان خيررساني وجود ندارد».

    امام صادق علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    وَيْلٌ لِمَنْ يَأْمُرُ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَى عَنِ الْمَعْرُوفِ؛  «واي بر آن¬كه به منكر امر و از معروف نهي كند».

    3ـ2ـ9. عدم اجابت دعا

    با بي¬اعتنايي و بي‌تفاوتي افراد نسبت به انجام خوبي‌ها و ترك منكرات، رحمت خداوند از آنها دور می-شود و دعاهايشان مستجاب نخواهد شد.

    امام رضا علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيُسْتَعْمَلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ فَيَدْعُو خِيَارُكُمْ فَلا يُسْتَجَابُ لَهُم‏؛  «امربه‌معروف كنيد و نهی‌ازمنکر نماييد و درصورتي¬كه آن را ترك گوييد اشرار بر شما مسلط شده، افراد نيكوكار شما دعا مي¬كنند، ولي دعايشان مستجاب نمي¬شود».

    3ـ2ـ10. نفوذ و سلطة بيگانگان

    اگر افراد جامعه نسبت به منكرات بي‌اعتنا باشند، فساد در جامعه فراگير، و پايه¬هاي نظام اجتماعي سست می¬شود، در اين صورت است كه بيگانگان جرات دخالت پيدا كرده، و به جامعه طمع مي¬ورزند.

    امام رضا علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    أَيُّهَا النَّاسُ لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ وَلَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِينِ الْبَاطِلِ لَمْ يَطْمَعْ فِيكُمْ مَنْ لَيْسَ مِثْلَكُمْ وَلَمْ يَقْوَ مَنْ قَوِيَ عَلَيْكُمْ لَكِنَّكُمْ تِهْتُمْ مَتَاهَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَعَمْرِي لَيُضَعَّفَنَّ لَكُمُ التِّيهُ مِنْ بَعْدِي أَضْعَافاً بِمَا خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ...؛  «اي مردم، اگر در ياري حق كوتاهي نمي¬كرديد و در از بين بردن باطل سستي نداشتيد، ديگران كه مثل شما نيستند بر شما طمع نمي¬كردند، و بر تسلط آنها افزوده نمي¬شد، مانند سرگرداني بني‌اسرائيل. به جان خودم سوگند كه پس از من، اين سرگرداني شما چندين برابر خواهد شد؛ چراكه حق را رها كرديد».

    3ـ2ـ11. زوال تمدن‌ها و سقوط ملت‌ها

     از مهم‌ترين عوامل سقوط و انحطاط تمدن‌ها و ملت‌ها، بي‌بندو‌باري و گسترش منكرات در سطوح مختلف مردم جامعه مي‌باشد.

    در قرآن كريم آياتي وجود دارد كه خداوند مردم را به سير و گردش در زمين توصيه نموده است (سِيرُواْ فِى الأَرْض)، تا افراد متوجه علت سقوط تمدن‌ها بشوند.

    در قرآن كريم آمده است:

    أَ وَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللهِ مِن وَاقٍ؛‏  «آيا در زمين نگرديده‏اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها [زيسته‏]اند چگونه بوده است؟ آنها از ايشان نيرومندتر [بوده‏] و آثار [پايدارترى‏] در روى زمين [از خود باقى گذاشتند]، با¬اين¬همه، خدا آنان را به كيفر گناهانشان گرفتار كرد و در برابر خدا حمايتگرى نداشتند».

    امام علي علیه‌السلام مي¬فرمايند:

    ....وَ احْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالْأُمَمِ قَبْلَكُمْ مِنَ الْمَثُلَاتِ بِسُوءِ الْأَفْعَالِ وَ ذَمِيمِ الْأَعْمَالِ فَتَذَكَّرُوا فِي الْخَيْرِ وَ الشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ وَ احْذَرُوا أَنْ تَكُونُوا أَمْثَالَهُم‏...؛  «...از كيفرهايي كه بر اثر كردار بد و كارهاي ناپسندبر امت‌هاي پيشين فرود آمد خود را حفظ كنيد، و حالات گذشتگان را در خوبي‌ها و سختي‌ها به ياد آوريد، و بترسيد كه همانند آن‌ها باشيد...»!

    همچنين مي‌فرمايند:

    أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ أَنَّهُمْ مَنَعُوا النَّاسَ الْحَقَّ فَاشْتَرَوْهُ وَ أَخَذُوهُمْ بِالْبَاطِلِ فَاقْتَدَوْه‏؛  «پس از ياد خدا و درود! همانا ملت هاي پيش از شما به هلاكت رسيدند بدان جهت كهحق مردم را نپرداختند، پس دنيا را با رشوه دادن به‌دست آوردند، و مردم را به راه باطل بردند و آنان اطاعت كردند».

    «پس گناه، عامل قهر الهى است و زوال تمدن‏ها و سقوط ملت‏ها، كيفر گناه و كفر آنان است». 

    3ـ2ـ12. سلب آرامش روحي و رواني

    «به‌طور كلى آرامش و دلهره، نقش بسيار مهمى در سلامت و بيمارى فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسان‌ها دارد، و چيزى نيست كه بتوان از آن به¬آسانى گذشت».‏

    «اضطراب و نگرانى يكى از بزرگ‌ترين بلاهاى زندگى انسان¬ها بوده، و عوارض ناشى از آن در زندگى فردى و اجتماعى كاملاً محسوس است» .

    با اجراي فرامين و احكام الهي انسان به آرامش روحي مي‌رسد. اساسا دعا، توكل و توسل مهم‌ترين عامل تقويت روح و آرامش روان هستند. در صورت فراگيري فساد در جامعه و عدم مقابله با آن، اين آرامش سلب شده و افرد دچار اضطراب و نگراني مي‌شوند.

    در قرآن كريم آمده است:

    الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللهِ أَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛  «همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دل‌هايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد».

    از اين آيه نكاتي به دست مي¬آيد، ازجمله:

    «ياد خدا تنها به ذكر زبانى نيست، اگرچه يكى از مصاديق روشن ياد خداست؛ زيرا آنچه مهم است ياد خدا بودن در تمام حالات خصوصاً در وقت گناه است. ياد خداوند بركات بسيار دارد؛ ازجمله:

    الف) ياد نعمت‏هاى او، عامل شكر اوست؛

    ب) ياد قدرت او، سبب توكل بر اوست؛

    ج) ياد الطاف او، مايه محبت اوست؛

    د) ياد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست؛

    ﻫ) ياد عظمت و بزرگى او، سبب خشيت در مقابل اوست؛

    و) ياد علم او به پنهان و آشكار، ماية حيا و پاك¬دامنى ماست؛

    ز) ياد عفو و كرم او، ماية اميد و توبه است؛

    ح) ياد عدل او، عامل تقوا و پرهيزگارى است».

    در جاي ديگر مي‌فرمايد:

    أَلا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ؛  «آگاه باشيد، كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى‏شوند».

    از اين آيه نكاتي به دست مي¬آيد، ازجمله:

    «كسى كه خوف الهى داشته باشد، خوفى ديگر نخواهد داشت؛

    اولياى خدا، آينده‏اى روشن و بدون بيم و اندوه دارند؛

    ايمان و تقوا، خصلتِ ريشه‏دارِ اولياى خداست؛

    ايمان و تقواى دائمى، هم سبب رفع نگرانى است و هم انسان را از اولياى خدا قرار مى‏دهد».

     

     

     

    فصل چهارم: راهكار‌هاي تقويت روحيه مسئوليت‌پذيري

     

     

     

     

     

     

     

    4-1. توجه به جايگاه، اهميت، عظمت و فضيلت مسئوليت‌پذيري

    4-2. توجه به آثار و بركات مسئوليت‌پذيري

    آثار فردي دنيوي

    آثار فردي اخروي

    آثار اجتماعي

    آثار معنوي

    آثاراقتصادي

    4-3. راهكارهاي عملي براي تقويت روحيه مسئولیت‌پذیری

     

     

    مقدمه

    از آن‌جا‌كه آفرينش انسان بر اساس نظام تكوين و تشريع و بر پايه رشد و تعالي اخلاقي و معنوي انسانها طراحي شده تا بشر به مقام خليفه اللهي نائل گردد و بهشت موعود ثمره مجاهدات او شود خداوند متعال قوانين و احكام را توسط پيامبران الهي براي هدايت و راهنمايي انسان‌ها فرستاد.

      اين قوانين و احكام داراي جنبه فردي و اجتماعي مي‌باشند، و نشان‌دهنده اين است كه برنامه‌ريزي مكتب اسلام تنها براي خودسازي فردي نيست، بلكه صلاح و اصلاح جامعه را هم در نظر دارد.

    از آن‌جا‌كه دشمنان اسلام و نفس سركش آدمي درصددند با عدم رعايت ضوابط و دستورات الهي، نفوس بشري را به گناه و منكرات بكشند و درنتيجه جامعه و افراد آن را، در مسير ناصواب و ضلالت قرار دهند، و با بي‌تفاوتي و مسئوليت‌ناپذيري، گناه و بي‌بند‌و‌باري و تخلف در جامعه را افزايش دهند، در اين صورت است كه امر‌به‌معروف‌ و نهي‌از منكر كه نوعي نظارت عمومي و همگاني در جامعه است، مي‌تواند عامل مهم و بازدارنده انحراف و گناه افراد جامعه باشد.

      به همين منظور توجه به جايگاه، عظمت و فضيلت روحيه مسئوليت‌پذيري حائز اهميت مي‌باشد و در صورت آگاهي از بركات اين مهم و شناخت راهكارهاي عملي براي تقويت روحيه مسئوليت‌‌پذيري، مي‌توان به فرامين الهي عمل و به جايگاه رفيع انسانيت نائل شد.

     

    4ـ1. توجه به جايگاه، اهميت، عظمت و فضيلت مسئوليت‌پذيري

    دين مقدس اسلام به روحيه مسئوليت‌پذيري اهميت فراواني داده است چرا كه كوتاهي در اين امر مانع اجراي دستورات الهي و قرار‌گرفتن در مسيرحق مي‌باشد.

    جايگاه و عظمت اين امر تا جايي است كه از مسئوليت پيامبران در قيامت نيز سؤال خواهد شد.

    قرآن كريم مي‌فرمايد:

    فَلَنَسَْلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسَْلَنَّ الْمُرْسَلِين‏؛  «پس، قطعاً از كسانى كه [پيامبران‏] به سوى آنان فرستاده شده‏اند خواهيم پرسيد، و قطعاً از [خود] فرستادگان [نيز] خواهيم پرسيد».

    و نيز مي‌فرمايد:

    فَوَ رَبِّكَ لَنَسَْلَنَّهُمْ أَجْمَعِين؛  «پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان خواهيم پرسيد»؛

    عَمَّا كاَنُواْ يَعْمَلُون‏؛   «از آنچه انجام مى‏دادند».

    «عموميت" عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ" نشان مى‏دهد كه از همه اعمال آدمى بدون استثناء سؤال خواهد شد و اين خود درسى است براى همه انسانها كه لحظه‏اى از اعمال خود غافل نمانند».

    مسئوليت‌پذيري(امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منكر)، كه شامل هدايت، دعوت، ارشاد و نصيحت مي‌شود همواره بزرگترين عامل پيشرفت و توسعه آيين مقدس اسلام بوده است.

    يكي از عوامل گسترش اسلام به اين دليل بود كه افراد نسبت به منكرات بي‌تفاوت نبوده و روحيه‌اي مسئوليت‌پذير داشته‌اند.

    مسئوليت‌پذيري نشانه فطرت بيدار، علاقه به مردم، سلامتي جامعه و غيرت ديني است.

     

    امام صادق علیه‌السلام از قول جد بزرگوارشان حضرت علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

       «آن هنگام كه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مرا به يمن مي‌فرستاد به من فرمود: يَا عَلِيُّ لَا تُقَاتِلَنَّ أَحَداً حَتَّى تَدْعُوَهُ وَ ايْمُ اللَّهِ لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ رَجُلًا خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ ...؛  «با كسي جنگ نكن مگر آنكه او را دعوت به اسلام كني، سوگند به خدا اگر خداوند كسي را به‌وسيله تو هدايت كند، براي تو بهتر است از آنچه را كه خورشيد بر آن مي‌تابد و غروب مي‌‌كند».

    احكام انسان‌ساز اسلام به تمامي ابعاد روحي انسان و جنبه‌هاي فردي و اجتماعي او توجه داشته است، پس براي رسيدن به سعادت و خوشبختي اجراي احكام الهي امري ضروري است.

    اسلام به احكام اجتماعي بيش از احكام فردي اهميت داده است، زيرا انسان موجودي اجتماعي است و سرنوشت افراد جامعه با يكديگر ارتباط دارند.

    درصورتي‌كه افراد فاسد قوانين الهي را ناديده بگيرند و نظم جامعه را برهم‌ زنند، زيان آن تنها به آن فرد نمي‌رسد بلكه ديگر اعضاء آن جامعه نيز مبتلا به آلودگي شده و سعادت جامعه به خطر مي‌افتد. پس اگر افراد جامعه احساس مسئوليت داشته باشند و نسبت به مفاسد بي‌اعتنا نباشند احكام الهي برپا شده و روحيه بي تفاوتي از ميان مسلمانان برداشته مي‌شود و افراد آن جامعه به سعادت و رستگاري خواهند رسيد.

    مسئوليت‌پذيري آثار و بركات فراواني دارد؛ پس افرادي كه به مهم توجه می¬کنند بر ديگران برتري داشته، و در جامعه از جايگاه والايي برخوردارند. اين افراد نه تنها داراي اعتبار و منزلت خاصي هستند بلكه در ارتقای فضایل و كمالات انساني نیز نقش مهمي را ايفا مي كنند.

    «پس امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر واجب است، و راه وجوب آنها عقل نيست، بلكه سمع و شنيدن است و امت نيز بر آن اجماع دارند»؛

    البته بايد به اين نكته توجه كنيم آنچه در فرهنگ اسلامي ما به¬عنوان امري مهم ناميده می‌شود در فرهنگ غربي نه‌تنها ممدوح نيست، بلكه مذمت هم می‌شود؛ زيرا اين كار، از نگاه آنان، دخالت در امور ديگران است.

    «پس ما بايد منكر را با امور حسنه نه امور قبيح به ميزان توانمان رفع كنيم؛ چون جايز نيست قبيح را به‌وسيلة قبيح ديگري برطرف كرد».

    در جامعة امروز اگر نسبت به مفاسد بي‌تفاوت باشيم درواقع به¬سان سرنشينان كشتي¬ای خواهيم بود كه سوراخ كردن كشتي ازجانب يك هم¬سفر را می‌بينند ولي با سكوتشان باعث مرگ و نابودي همه می‌شوند؛ اما اگر خود را نسبت به عملكرد ديگران مسئول بدانيم و بدانيم كه سكوت و بي‌توجهي ما موجب خشم الهي مي‌شود و نه تنها در اين دنيا بلكه در آخرت دچار عقوبت الهي خواهيم شد، پس آيا می‌توانيم نسبت به آنچه در پيرامون ما مي‌گذرد بي‌تفاوت باشيم؟

    ازاین‌رو نظارت همگاني و  مسئوليت‌پذيري در جامعة اسلامي از جمله قوانين ضروري و مهمي است كه  اجراي آن موجب بقا و پايداري جامعه و فلاح و رستگاري افراد آن مي‌شود.

    به جايگاه و اهميت و عظمت مسئوليت‌پذيري در قرآن و روايات نيز اشاره شده است.

    در قرآن كريم آمده است:

    كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ...؛  «شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‏ايد: به كار پسنديده فرمان مى‏دهيد، و از كار ناپسند بازمى‏داريد و به خدا ايمان داريد...».

    «در اينجا امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر بر ايمان به خدا مقدم داشته شده، و اين نشانة اهميت و عظمت اين دو فريضة بزرگ الهى است. به علاوه انجام اين دو فريضه ضامن گسترش ايمان و اجراى همة قوانين فردى و اجتماعى مى‏باشد و اگر اين دو وظيفه اجرا نگردد ريشه‏ ايمان در دل‌ها سست مى‏گردد و هيچ‌ يك از اصول و فروع دين باقي نخواهد ماند، پس به همين جهت است كه امر‌و‌نهي ديني بر ايمان به خدا كه رأس اصول و فروع دين است مقدم داشته شده است».

    ازآنجاكه مسئوليت‌پذيري نزد خداوند جايگاه والايي دارد و در تعاليم اسلامي تأكيد زيادي به مبارزه با گناه شده است پس سفارش به معروف و نهي از فحشا سنت ابدي خداوند است.

    «و براساس آية قرآن، خدمت به جامعه، دعوت به نيكوكاري و همزيستي مسالمت¬آميز سبب دريافت اجر عظيم است».

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:

    جَاءَنِي جَبْرَئِيلُ فَقَالَ لِي يَا أَحْمَدُ الإِسْلامُ عَشَرَةُ أَسْهُمٍ وَقَدْ خَابَ مَنْ لا سَهْمَ لَهُ فِيهَا أَوَّلُهَا شَهَادَةُ أَنْ لا إِلَهَ إِلاّ اللهُ وَهِيَ الْكَلِمَةُ وَالثَّانِيَةُ الصَّلاةُ وَهِيَ الطُّهْرُ وَالثَّالِثَةُ الزَّكَاةُ وَهِيَ الْفِطْرَةُ وَالرَّابِعَةُ الصَّوْمُ وَهِيَ الْجُنَّةُ وَالْخَامِسَةُ الْحَجُّ وَهِيَ الشَّرِيعَةُ وَالسَّادِسَةُ الْجِهَادُ وَهُوَ الْعِزُّ وَالسَّابِعَةُ الأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَهُوَ الْوَفَاءُ وَالثَّامِنَةُ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَهِيَ الْحُجَّةُ وَالتَّاسِعَةُ الْجَمَاعَةُ وَهِيَ الأُلْفَةُ وَالْعَاشِرَةُ الطَّاعَةُ وَهِيَ الْعِصْمَةُ قَالَ حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ إِنَّ مَثَلَ هَذَا الدِّينِ كَمَثَلِ شَجَرَةٍ ثَابِتَةٍ الإِيمَانُ أَصْلُهَا وَالصَّلاةُ عُرُوقُهَا وَالزَّكَاةُ مَاؤُهَا وَالصَّوْمُ سَعَفُهَا وَحُسْنُ الْخُلُقِ وَرَقُهَا وَالْكَفُّ عَنِ الْمَحَارِمِ ثَمَرُهَا فَلا تَكْمُلُ شَجَرَةٌ إِلاّ بِالثَّمَرِ كَذَلِكَ الإِيمَانُ لا يَكْمُلُ إِلاّ بِالْكَفِّ عَنِ الْمَحَارِم؛‏  «جبرئيل نزد من آمد و گفت: اى احمد اسلام ده جزء دارد و كسى كه سهمى و جزئى از آن را ندارد زيان‌كار و نااميد مى‏باشد، اول آن ده جزء، عبارت است از: شهادت دادن به لا اله الا الله و آن كلمة توحيد است؛ دوم نماز است كه پاك‏كننده از گناهان مى‏باشد؛ سوم زكات بوده كه آن دَيْن مى‏باشد؛ چهارم روزه است كه سپر از آتش جهنم مى‏باشد؛ پنجم حج است كه آن از اعظم شرايع مى‏باشد؛ ششم جهاد است كه موجب عزت و بزرگى دين مى‏باشد؛ هفتم امربه‌معروف است كه وفای به عهد خدا مى‏باشد؛ هشتم نهى‌ازمنكر است كه اتمام حجت حق‌تعالى است بر خلایق؛ نهم جماعت است در نماز و آن موجب الفت بين مردم مى‏باشد؛ دهم طاعت است كه آن مردم را از گناهان باز مى‏دارد. حبيب من جبرئيل خبر داد كه مَثل اين دين همچون مَثل درخت ثابت بوده كه ايمان پاية آن و نماز ريشه‏هايش و زكات آبش و روزه شاخه‏هايش و حسن خلق برگ¬هاى آن و خوددارى از محارم ميوه‏اش مى‏باشد و همان¬طورى كه درخت كامل نمى‏شود مگر با ميوه، همان¬طور ايمان كامل نمى‏گردد مگر با نگهدارى از محارم».

    حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    أفضَلُ الجِهادِ الأَمـْرِ بـِالْمـَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَمَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَغَضِبَ لِلَّهِ، غَضِبَ اللهُ لَهُ؛  «برترين جهاد امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر است، و هركه گنهكاران را سرزنش كند و در راه خدا خشمگين شود، خدا هم براي دفاع از او خشمگين خواهد شد».

    خلاس¬بن¬عمرو می‌گويد نزد امام علي علیه‌السلام نشسته بوديم كه مردي از خزاعه به نزد او آمد و گفت اي امير مؤمنان آيا در تعريف اسلام سخني از رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله شنيده-ايد؟ ايشان فرمودند:

       بُنِىَ الإسلامُ عَلَى أرْبَعة أرْكان: الصَّبْرِ وَالْيَقِينِ وَالْجِهَادِ وَالْعَدْلِ؛ «اسلام بر چهار پايه بنا شده: صبر، يقين، جهاد، عدل»، تا جايي كه فرمودند: وَالْجِهَاد أرْبَعِ شُعَب الأَمـْر بـِالْمـَعْرُوفِ وَالنَّهْي عَنِ الْمُنْكَرِ وَالصِّدق فِي مَواطِنِ الصَّبرِ، وَشَنآن الْفَاسِقِينَ؛ «جهاد بر چهار بخش است: امربه‌معروف، نهي‌ازمنكر، و راستي در جايي كه بايد صبر كرد و نكوهش گنهكاران».

    همچنين مي‌فرمايند:

    ... وَمَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللهِ عِنْدَ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلاّ كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ...؛  «...تمام كارهاي نيكو و جهاد در راه خدا، در برابر امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر، چونان قطره‌‌اي در درياي مواج و پهناور است...».

    همچنین می‌فرمايند:

    مَنْ تَرَكَ إِنْكَارَ الْمُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَلِسَانِهِ(وَ يَدِهِ) فَهُوَ مَيِّتٌ بَيْنَ الأَحْيَاءِ؛  «كسي كه انكار منكر را با قلب و دست و زبانش ترك كند، مرده‌‌اي است ميان زندگان».

    نيز می‌فرمايند:

    مَنْ مَشَى إِلَى سُلْطَانٍ جَائِرٍ فَأَمَرَهُ بِتَقْوَى اللهِ وَوَعَظَهُ وَخَوَّفَهُ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الثَّقَلَيْنِ الْجِنِّ وَالإِنْسِ وَمِثْلُ أَعْمَالِهِمْ؛  «هركس به‌سوي پادشاه ستمكاري برود و او را امر به پرهيزگاري كند و پند دهد و بترساند، براي او مثل اجر ثقلين جن و انس و مثل اجر عمل‌هاي ايشان می‌باشد».

    امیرالمؤمنین علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    الأمْرُ بِالْمَعْروفِ أفْضَلُ أعْمالِ الخَلْقِ؛  «امربه‌معروف، برترين كارهاي مردم است».

    نيز مي‌فرمايند:

    ... فَإِنَّ اسْتِتْمَامَ الأُمُورِ عِنْدَ اللهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى الأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ...؛  «....همانا ختم و پايان كار‌ها نزد خداوند تبارك و تعالي به‌وسيلة امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر است....».

    امام صادق علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    «مردى از قبيله خثعم به خدمت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: يا رسول اللَّه! افضل اعمال اسلام، كدام است؟ فرمود: ايمان به خداى- عزَّ و جلَّ- گفت: بعد از آن، چه چيز افضل است؟ فرمود: صِله رحِم. گفت: بعد از آن؟ فرمود: امر به معروف و نهى از منكر، گفت: كدام يك از اعمال، دشمن‏تر است نزد خداى تعالى؟ فرمود: شرك به خداى تعالى،گفت: بعد از آن؟ فرمود: قطعِ رحِم. گفت: بعد از آن؟ فرمود: امر به منكر و نهى از معروف». 

    و اهميت اين فريضه تا جايي است كه امام سجاد علیه‌السلام در دعاي زيبايي مي‌فرمايند:

    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ وَفِّقْنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا وَ لَيْلَتِنَا هَذِهِ وَ فِي جَمِيعِ أَيَّامِنَا لِاسْتِعْمَالِ الْخَيْرِ، وَ هِجْرَانِ الشَّرِّ، وَ شُكْرِ النِّعَمِ، وَ اتِّبَاعِ السُّنَنِ، وَ مُجَانَبَةِ الْبِدَعِ، وَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ حِيَاطَةِ الْإِسْلَامِ، وَ انْتِقَاصِ الْبَاطِلِ وَ إِذْلَالِهِ، وَ نُصْرَةِ الْحَقِّ وَ إِعْزَازِهِ، وَ إِرْشَادِ الضَّالِّ، وَ مُعَاوَنَةِ الضَّعِيفِ، وَ إِدْرَاكِ اللَّهِيف‏؛  «بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را در اين روز و اين شب و هر روز به انجام دادن كارهاى نيك و دورى از كارهاى ناپسند توفيق ده و به شكر نعمتها و پيروى از سنتها و دورى از بدعتها و امر به معروف و نهى از منكر و پاسداشت اسلام و نكوهش باطل و خوار داشت آن، و نصرت حق و عزيز داشتن آن و راهنمايى گمگشتگان و يارى نا توانان و فريادرسى ستمديدگان، توفيق ده».

    4ـ2. توجه به آثار و بركات مسئوليت‌پذيري

    الف) آثار فردي دنيوي

    دنياي سالم يعني دنيايي كه در آن زمينة رشد و تعالي به‌سوي كمال فراهم است و يكي از اين زمينه‌ها وجود محيطي پاك و دور از گناه است كه زمينه را براي رشد انسان‌ها فراهم می‌سازد. چنانچه فرد از روحيه مسئوليت‌پذيري برخوردار باشد بركات دنيوي فراواني نصيب او می‌گردد.

    4ـ2ـ1ـ1. افزايش ايمان و يقين

    ايمان و يقين دو ركن مهم در اجراي اوامر الهي هستند. افراد باايمان، در گفتار و عمل مسئوليت‌پذيرند. زيرا قلبا باور ديني دارند و عملا اقدام به امر و نهي مي‌كنند و همين امر موجب افزايش ايمان و يقين آن‌ها مي‌شود.

    حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ...ِ أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ إِنَّهُ مَنْ رَأَى عُدْوَاناً يُعْمَلُ بِهِ وَمُنْكَراً يُدْعَى إِلَيْهِ فَأَنْكَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَبَرِئَ وَمَنْ أَنْكَرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَهُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ وَمَنْ أَنْكَرَهُ بِالسَّيْفِ لِتَكُونَ‏ كَلِمَةُ اللهِ هِيَ الْعُلْيا وَكَلِمَةُ الظَّالِمِينَ هِيَ السُّفْلَى فَذَلِكَ الَّذِي أَصَابَ سَبِيلَ الْهُدَى وَقَامَ عَلَى الطَّرِيقِ وَ[نُوِّرَ] نَوَّرَ فِي قَلْبِهِ الْيَقِين‏؛  «...اي مؤمنان، هركس تجاوزي را بنگرد، و شاهد دعوت به منكري باشد، و در دل آن را انكار كند خود را از آلودگي سالم داشته است، و هركس با زبان آن را انكار كند پاداش داده خواهد شد و از اولي برتر است، و آن¬كس كه با شمشير به انكار برخيزد تا كلام خدا بلند، و گفتار ستمگران پست گردد، او راه رستگاري را يافته و نور يقين در دلش تابيده است».

    4ـ2ـ1ـ2. نصرت الهي

    افراد مومن با امر به خوبي و نهي‌از‌منكر رضايت خداوند را به دست مي‌آورند و خدا نيز آنان را نصرت و ياري خواهد كرد.

     

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    الأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ خُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ اللهِ فَمَنْ نَصَرَهُمَا أَعَزَّهُ اللهُ وَمَنْ خَذَلَهُمَا خَذَلَهُ اللهُ؛  «امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر دو آفريدة الهي هستند كه هركس آنها را ياري كند خدا ياري¬اش می‌كند، و هركس آن دو را تنها گذارد خدا تنهايش می‌گذارد».

    4ـ2ـ1ـ3. نجات از غضب الهي در دنيا

    در قرآن و روايات افرادي كه آمر‌به معروف و ناهي‌از‌منكر هستند را نجات يافتگان از بلا و غضب الهي معرفي كرده و افراد فاسد يا كساني‌كه بي‌تفاوت بوده‌اند و اعتراضي به گنهكاران نداشته‌اند را مشمول غضب الهي دانسته است.

    قرآن كريم می‌فرمايد:

    فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * فَلَمَّا عَتَوْا عَن مَّا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ؛  «پس هنگامى كه آنچه را بدان تذكر داده شده بودند، از ياد بردند، كسانى را كه از [كار] بد بازمى‏داشتند نجات داديم، و كسانى را كه ستم كردند، به سزاى آنكه نافرمانى مى‏كردند، به عذابى شديد گرفتار كرديم، ‏و چون از آنچه از آن نهى شده بودند سرپيچى كردند، به آنان گفتيم: بوزينگانى رانده‏شده باشيد».

    «در خود آيه دلالت است بر اينكه نجات¬يافتگان از ايشان تنها همان اشخاصى بوده‏اند كه نهى‌ازمنكر مى‏كردند، و خداوند مابقى ايشان يعنى مرتكبين صيد ماهى در روز شنبه و آن كسانى را كه سكوت كرده بودند و به دستة اول اعتراض مى‏كردند كه چرا ايشان را موعظه مى‏كنيد، همه را به عذاب خود هلاك كرده است، و نيز خداوند اعتراض كنندگان را به خاطر سكوتشان و ترك نكردن مراوده با ايشان شريك ظلم و فسق متجاوزين شناخته است.

    و اين نيز يك سنت عمومى الهى است؛ نه‌اينكه اين روش تنها اختصاص به بنى¬اسرائيل داشته باشد و آن سنت اين است كه جلوگيرى نكردن از ستم ستمگران و موعظه نكردن ايشان درصورت امكان، و قطع نكردن رابطه با ايشان درصورت عدم امكان موعظه، شركت در ظلم است، و عذابى كه ازطرف پروردگار در كمين ستمگران است ‏در كمين شركاى ايشان نيز هست».

    «پس شك نيست كه اين فراموشى، فراموشى حقيقى كه موجب عذر است نبوده؛ بلكه آن‌چنان بى‏اعتنايى به فرمان خدا كردند كه گويى به¬كلى آن را فراموش نموده‏اند. سپس مجازات آنها را چنين شرح مى‏دهد: هنگامى كه در برابر آنچه از آن نهى شده بودند، سركشى كردند به آنها گفتيم به شكل ميمون‌هاى طردشده درآیيد».

    پس افرادي‌كه مسئوليت‌پذير هستند اگر ديگران با نصايح آن‌ها هدايت نشوند، از غضب الهي در امان خواهند ماند.

    4ـ2ـ1ـ4. سلامتي و سودمندي در دنيا

    مسئوليت‌پذيري موجب سلامتي و سودمندي در دنيا می‌شود.

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... ثَلاثُ خِصَالٍ سَلِمَتْ لَهُ الدُّنْيَا وَالآخِرَةُ مَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَائْتَمَرَ بِهِ وَنَهَى عَنْ الْمُنْكَرِ وَانْتَهَى عَنْهُ وَحَافَظَ عَلَى حُدُودِ اللهِ الْخَبَرَ؛  «...هركس سه خصلت و و يژگي را داشته باشد، دنيا و آخرت تسليم او و برايش سالم [و سودمند] خواهد بود:

    الف) هنگامي كه امربه‌معروف كند و خودش نيز به آن گردن نهد؛

    ب) چنانچه نهي‌ازمنكر كند و خود را نيز از عمل به آن منكر بازدارد؛

    ج) حدود الهي را [با عمل خود و توصيه به ديگران] پاس بدارد.

    4ـ2ـ1ـ5. اصلاح فردي

    مسئوليت‌پذيري و بي‌تفاوت نبودن نسبت به منكرات علاوه بر تأثير بر محيط و جامعه، تأثير شاياني در اصلاح كردار و رفتار فردي دارد.

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    فَرَضَ اللهُ الإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَالصَّلاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ وَالزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ وَالصِّيَامَ ابْتِلاءً لِإِخْلاصِ الْخَلْقِ وَالْحَجَّ [تَقْوِيَةً] تَقْرِبَةً لِلدِّينِ وَالْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلامِ وَالأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاء...؛  «خدا ايمان را براي پاك¬سازي دل از شرك، و نماز را براي پاك بودن از كبر و خودپسندي، و زكات را عامل فزوني روزي، و روزه را براي آزمودن اخلاص بندگان، و حج را براي نزديكي و هم‌بستگي مسلمانان، و جهاد را براي عزت اسلام، و امربه‌معروف را براي اصلاح توده‌هاي ناآگاه، و نهي‌ازمنكر را براي بازداشتن بي‌خردان از زشتي‌ها و... قرار داد».

    4ـ2ـ1ـ6. بركت در عمر و روزي

    افراد مسئوليت‌پذير مورد لطف پروردگار قرار مي‌گيرند و رزق و روزي آن‌ها افزون مي‌شود، همين امر موجبات طول عمر آن‌ها را فراهم می‌سازد.

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لا يُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ وَلا يَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ‏...؛  «... و همانا امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر، نه اجلي را نزديك می‌كند و نه از مقدار روزي می‌كاهد...».

    ب) آثار فردي اخروي

    منظور از آثار فردي اخروي برخورداري از پاداش‌هاي الهي است. اين پاداش يا از جانب دعاي مردم به فرد می‌رسد و يا از انجام كارهاي شايستة ديگران نصيب او می‌شود و فرد در ثواب اعمال شايستة ديگران شريك مي‌گردد.

    4ـ2ـ2ـ1. شركت در ثواب ديگران

    اگر فردي نسبت به مفاسد ديگران بي‌تفاوت نباشد و امربه‌معروف كند در ثواب عمل آنان سهيم خواهد شد،  البته اين امر موجب كاستي در ثواب فرد آمر نمي‌شود بلكه به همان ميزان كه فرد عمل كننده ثواب مي‌برد آمر‌به‌معروف نيز ثواب خواهد برد.

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:

    مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَى عَنْ مُنْكَرٍ أَوْ دَلَّ عَلَى خَيْرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِيكٌ وَمَنْ أَمَرَ بِسُوءٍ أَوْ دَلَّ عَلَيْهِ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِيكٌ؛  «هركس امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر كند، يا به كار خيري راهنمايي نمايد، يا حتي به آن اشاره نمايد پس او [در ثواب آن عمل] شريك است، و هركس به كار بد امر كند يا به آن دلالت و يا اشارت نمايد او نيز [در گناه آن عمل] شريك است».

    همچنين مي‌فرمايند:

    ... وَالدَّالُّ عَلَى الْخَيْرِ كَفَاعِلِه...؛  «... امركننده به خير (معروف) همانند انجام‌دهندة آن در ثواب است...».

    4ـ2ـ2ـ2. جلب رضايت خداوند

    بديهي است فرد مسئوليت‌پذير مورد خشنودي و رضاي خداوند متعال قرار می‌گيرد.

    قرآن دربارة حضرت اسماعيل علیه‌السلام می‌فرمايد: «او بستگان خود را، و به‌قولى امت خود را، به نماز و زكات، و به نماز شب و صدقة روز، امر مى‏كرد، و خداوند از كردار او خشنود بود؛ زيرا جز طاعت، كارى از او سر نمی‌زد و هرگز مرتكب كارهاى زشت نمى‏شد. برخى گويند: مرضى، يعنى صالح و پاك و پسنديده، به خاطر همين صفات بود كه پيش خداوند منزلتى بزرگ يافت».

    «و درواقع با توصيف اسماعيل به «مرضى» بودن، اشاره به اين حقيقت شده است كه او در كل برنامه‏هايش رضايت خدا را جلب كرده بود. اصولاً نعمتى از اين بالاتر نيست كه معبود و مولا و خالق انسان از او راضى و خشنود باشد. به همين دليل قرآن کریم، در سورة مائده، بعد از آنكه نعمت بهشت جاويدان را براى بندگان خاص خدا بيان مى‏كند در پايان مى‏گويد:

    رَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم؛  «خداوند از آنها خشنود، و آنها نيز از او خشنود خواهند بود، و اين فوز عظيم و رستگارى بزرگى است».

    4ـ2ـ2ـ3. فلاح و رستگاري

    فرد مسئوليت‌پذير به امر و نهي الهي عمل كرده و از گناه و فساد دوري مي‌كند و همين امر موجب رضاي خداوند شده و او را به فلاح و رستگاري مي‌رساند.

    قرآن كريم می‌فرمايد:

    وَلْتَكُن مِّنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلىَ الخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛  « و بايد از ميان شما، گروهى، [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند ».

    «كسانى كه براى رشد و اصلاح جامعه دل مى‏سوزانند، رستگاران واقعى هستند و گوشه‏گيرانِ بى‏تفاوت را از اين رستگارى سهمى نيست و همچنين فلاح و رستگارى، تنها در نجات و رهايى خود خلاصه نمى‏شود، بلكه نجات و رشد ديگران نيز از شرايط فلاح است».

    پس افراد با‌ايمان و مسئوليت پذير كه در مقابل مفاسد و منكرات بي‌تفاوت نيستند به فلاح و رستگاري خواهند رسيد.

    4ـ2ـ2ـ4. نجات از عذاب الهي در آخرت

    افرادي‌كه نسبت به مفاسد بي‌تفاوت نيستند در آخرت به پاداش الهي مي‌رسند و از عذاب خداوند در امان خواهند ماند. پس اگر فردي گناهي انجام دهد و سزاوار عذاب پروردگار باشد اما براي جلب رضايت خداوند امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منكر كرده‌ باشد اين كار او موجب نجاتش خواهد شد.

     

    رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:

    رَأَيْتُ رَجُلاً مِنْ أُمَّتِي فِي الْمَنَامِ قَدْ أَخَذَتْهُ الزَّبَانِيَةُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَجَاءَهُ أَمْرُهُ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهْيُهُ عَنِ الْمُنْكَرِ فَخَلَّصَاهُ مِنْ بَيْنِهِمْ وَجَعَلاهُ مَعَ الْمَلائِكَة؛  «شبي در خواب ديدم كه شعله‌هاي آتش مردي را دربر گرفته‌اند، ولي امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر آمدند و او را از آتش نجات داده و با فرشتگان قرارش دادند».

    ج) آثار اجتماعي

    مقصود از آثار اجتماعي مسئوليت‌پذيري تأثيراتي است كه اين مهم بر جامعه می‌گذارد.

    روحيه مسئوليت‌پذيري سبب تشويق نيكوكاران، كاهش بزهكاري و گناه، ايجاد امنيت اجتماعي، آگاه كردن افراد جاهل، است.

    اگرچه آثار اجتماعي آن ابعاد گوناگوني دارد، لكن بررسي دقيق‌تر روحيه مسئوليت‌پذيري اثرات بيشتري را به همراه دارد.

    4ـ2ـ3ـ1. بهترين امت

    بهترين مردم افرادي هستند كه درجامعه احساس مسئوليت داشته باشند.

    در قرآن كريم آمده است:

    كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ‏...؛  « شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‏ايد: به كار پسنديده فرمان مى‏دهيد، و از كار ناپسند بازمى‏داريد، و به خدا ايمان داريد...».

    «از پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله درحالي¬كه حضرت بر منبر بود سؤال شد: يا رسول‌الله، بهترين مردم كيست؟ حضرت فرمودند: آن¬كه مردم را امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر كند و آنها را از خدا بترساند و به او علاقه¬مند سازد».

    روحيه مسئوليت‌پذيري و بي‌تفاوت نبودن در مقابل منكرات سبب ارشاد و هدايت مردم مي‌شود، و معيار بهترين امت بودن با دوري از كارهاي ناپسند و بي‌تفاوت نبودن در مقابل منكرات است، و اين امر مهم زماني حاصل مي‌شود كه افراد جامعه فرامين الهي را اجرا كنند .

     

     

    «پس بهترين امت، امتي است كه افرادش اگر كسي را ببينند كه تخلف كرد، نگذارند او در پرتگاه منكر سقوط كند و در مهلكة شر و فساد بيفتد، بلكه هريك از افراد آن جامعه با شخص منحرف برخورد نمايد و او را از انحراف نهي كند».

    4ـ2ـ3ـ2. قدرت مؤمنان و ذلت دشمنان

    جامعه قدرتمند و با عزت، جامعه‌اي است كه افراد آن داراي ايماني قوي و عقايدي محكم باشند و اين حاصل نمي‌شود مگر در سايه اجراي دستورات الهي و جلوگيري از فساد و منكر. پس با ايجاد روحيه مسئوليت‌پذيري و مبارزه با فساد و انحراف مومنان، قدرتمند و دشمنان آنان ضعيف و ذليل خواهند شد.

    امیرالمؤمنین علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... وَالْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالصِّدْقِ فِي الْمَوَاطِنِ وَشَنَآنِ الْفَاسِقِينَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ [الْمُنَافِقِينَ‏] الْكَافِرِينَ وَمَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ وَمَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَغَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللهُ لَهُ وَأَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ...؛  «....جهاد نيز بر چهار پايه استوار است: امربه‌معروف؛ نهي‌ازمنكر، راستگويي در هر حال، و دشمني با فاسقان. پس هركس به معروف امر كرد، پشتوانة نيرومند مؤمنان است، و آن¬كس كه از زشتي‌ها نهي كرد، بيني منافقان را به خاك ماليده، و آن¬كس كه در ميدان نبرد صادقانه پايداري كند حقي را كه بر گردن او بوده ادا كرده است، و كسي كه با فاسقان دشمني كند و براي خدا خشم گيرد، خدا هم به خاطر او به خشم می‌آيد، و روز قيامت او را خشنود سازد...».

     

    4ـ2ـ3ـ3. اصلاح عموم مردم

    افرادي‌كه داراي روحيه مسئوليت‌پذيري هستند نه‌تنها به رفع معايب خود مي‌پردازند، بلكه درصدد اصلاح عموم مردم نيز هستند. اگر افراد نسبت به منكرات بي‌تفاوت نباشند، اعمال شايسته رواج پيدا كرده و منكرات قبح خود را از دست نمي‌دهند. پس در اين صورت است كه مردم تمايل به خوبي‌ها پيدا كرده و از بدي‌ها دوري خواهند كرد و همين امر بر زندگي دنيوي و اخروي آن‌ها تاثير مطلوبي خواهد داشت.

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    فَرَضَ اللهُ الإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَالصَّلاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ وَالزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ وَالصِّيَامَ ابْتِلاءً لِإِخْلاصِ الْخَلْقِ وَالْحَجَّ [تَقْوِيَةً] تَقْرِبَةً لِلدِّينِ وَالْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلامِ وَالأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَام...؛  «خداوند ايمان آوردن را براي پاك نمودن انسان از شرك، نماز را براي دوري جستن و پاكي از كبر، زكات را براي فراوان شدن رزق و روزي، روزه را براي ثابت ساختن اخلاص، حج را براي استحكام دين، جهاد را به خاطر عزت اسلام، و امربه‌معروف را براي اصلاح عموم مردم واجب نموده است...».

    4ـ2ـ3ـ4. برپايي عدالت اجتماعي

    دين مبين اسلام بر پايه خداپرستي و عدالت‌خواهي استوار است و پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله بعد از دعوت به توحيد اقدام به برپايي عدالت و زدودن منكرات در جامعه نمودند. پس روحيه مسئوليت‌پذيري زمينه‌ساز‌ عدالت اجتماعي در جامعه مي‌باشد و در سايه اجراي احكام الهي و نظارت همگاني، عدالت در جامعه حاكم و منكرات از بين خواهد رفت.

    «عدل همان قانونى است كه تمام نظام هستى بر محور آن مى‏گردد. آسمان¬ها و زمين و همة موجودات با عدالت برپا هستند (بالعدل قامت السماوات والارض)؛ جامعة انسانى نيز كه گوشة كوچكى از اين عالم پهناور است نمى‏تواند از اين قانون عالم‌شمول، بركنار باشد، و بدون عدل به حيات سالم خود ادامه دهد.

    يك انسان سالم كسى است كه تمام دستگاه‌هاى بدن او هريك كار خودش را بدون كم و زياد انجام دهد؛ اما به‌محض اينكه يك يا چند دستگاه در انجام وظيفه كوتاهى كرد يا در مسير تجاوز گام نهاد، فوراً آثار اختلال در تمام بدن نمايان مى‏شود، و بيمارى حتمى است. پس كل جامعة انسانى نيز همانند بدن يك انسان است، كه بدون رعايت اصل عدالت بيمار خواهد بود».

    حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... أَنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الإِسْلامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَمُخَالَفَةِ الظَّالِمِ وَقِسْمَةِ الْفَيْ‏ءِ وَالْغَنَائِمِ وَأَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا وَوَضْعِهَا فِي حَقِّهَا؛  «... امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر دعوت به اسلام می‌كند... و همچنين تقسيم [عادلانة] بيت‌المال و غنائم را در پي دارد، و صدقات (ماليات‌هاي شرعي) از جاهاي لازم گرفته شده، در جاي خود و مناسب مصرف می‌شود».

    4ـ2ـ3ـ5. حفظ، اجرا و استواري احكام اسلامي

    روحيه مسئوليت‌پذيري ضامن حفظ، اجرا و استواري احكام اسلامي مي‌باشد. مردم مسئوليت‌پذير كه از هرگونه بي‌توجهي و سستي در برابر منكرات دوري مي‌كنند، مي‌توانند ضامن اجراي قوانين و استواري احكام اسلامي باشند. پس در صورتي‌كه آحاد مردم از اين روحيه برخوردار باشند، ارزش‌ها گسترش مي‌يابد و قوانين و احكام الهي با پشتوانه مردمي استحكام و به اجرا در خواهد آمد. هم‌چنين مسئولان جامعه نيز متأثر از مردم، خود را موظف به اجراي قوانين و برپايي قسط و عدل در جامعه خواهند دانست.

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    قِوَامُ الشَّرِيعَةِ الأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَإِقَامُ الْحُدُودِ؛  «قوام و استواري دين به امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر و اجراي حدود الهي وابسته است».

    امام باقر علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِض‏....ويَسْتَقِيمُ الأَمْر؛  «... امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر واجب بزرگي است كه به‌وسيلة آن واجبات ديگر ثبات می‌يابد... و امر [حكومت] مستقيم می‌گردد».

    4ـ2ـ3ـ6. برقراري امنيت اجتماعي

    براي اجراي قوانين الهي نياز به ايجاد امنيت از جانب حكومت است و مردم مسئوليت‌پذير ضامن اجراي امنيت اجتماعي هستند. در سايه امنيت اجتماعي به اعتقادات و انديشه‌هاي اسلامي عمل خواهد شد، فرهنگ اسلامي گسترش خواهد يافت، اقتصاد و كشاورزي رونق خواهد گرفت و مرزهاي حكومت اسلامي در برابر دشمنان در امان خواهند ماند.

          در صورت تحقق امنيت اجتماعي احكام الهي اجرا خواهد شد و آن‌چه موجب سلب آرامش و آسايش مردم مي‌شود از بين خواهد رفت.

    يكي از آثار ارزشمند مسئوليت‌پذيري در جامعة اسلامي كمك به امنيت راه‌ها و مرز‌ها از تجاوز دشمنان دروني و بيروني است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام نيز هدف خود را از پذيرفتن حكومت اجرای قوانين و برقراری امنيت ستم‌ديدگان برشمرده‌اند. ایشان مي‌فرمايند:

    ... اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ وَلا الْتِمَاسَ شَيْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَلَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَنُظْهِرَ الإِصْلاحَ فِي بِلادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَتُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِك‏...؛  «....خدايا تو می‌داني كه جنگ و درگيري ما براي به دست آوردن قدرت و حكومت و دنيا و ثروت نبود؛ بلكه می‌خواستيم نشانه‌هاي حق و دين تو را به جايگاه خويش بازگردانيم و در سرزمين‌هاي تو اصلاح را ظاهر كنيم، تا بندگان ستم‌ديده‌ات در امن و امان زندگي كنند، و قوانين و مقررات فراموش‌شدة تو بار ديگر اجرا گردد....».

    امام باقر علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِيلُ الأَنْبِيَاءِ وَمِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَتَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ‏ وَتَحِلُّ الْمَكَاسِبُ وَتُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَتُعْمَرُ الأَرْضُ وَيُنْتَصَفُ مِنَ الأَعْدَاءِ وَيَسْتَقِيمُ الأَمْر...؛  «... همانا امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر راه انبيا و روش صالحان و واجب بزرگي است كه همة واجبات به‌واسطة آن برپا داشته می‌شود، اعتقادات و انديشه‌هاي اسلامي [از خطر انحراف] در امان می‌ماند، [و يا امنيت اجتماعي برقرار می‌گردد]؛ درآمد‌ها حلال می‌گردد، مظالم رد می‌شود، زمين آباد می‌گردد، از دشمنان انتقام گرفته می‌شود، و امور [دين و دنيا] در جهت صحيح و مستقيم قرار می‌گيرند...».

    4ـ2ـ3ـ7. پايداري در برابر ستمكاران

    در قرآن و روايات به مبارزه با ظلم ظالمان و حمايت از مظلومان اهميت بسياري داده شده و سكوت و بي‌اعتنايي در برابر ستمكاران مذمت شده است. در سايه امربه‌معروف و نهي‌از‌منكر حقوق مظلومان احيا خواهد شد و عدالت اجتماعي در جامعه برپا مي‌شود.

     امام علي علیه‌السلام در ياري از ستم‌ديدگان و مبارزه با ستمكاران مي‌فرمايند:

    ...أَمَا وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْز....؛  «....سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعت كنندگان نبود و ياران حجت را بر من تمام نمي‌كردند و اگر خداوند از علما عهد و پيمان نگرفته بود كه برابر شكم‌بارگي ستمگران و گرسنگي مظلومان سكوت نكنم، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رهايش مي‌ساختم و آخر خلافت را به كاسه اول آن سيراب مي‌كردم؛ آن‌گاه مي‌ديديد كه دنياي شما نزد من از آب بيني بزغاله‌اي بي‌ارزش‌تر است...».

    نيز مي‌فرمايند:

    ... وَأَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِر...؛  «... از همة اينها برتر [و مهم‌تر] سخني است كه از موضع عدالت‌خواهي نزد پيشواي ستمگري گفته شود...».

    نيز مي‌فرمايند:

    ... أَنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلىَ الإِسْلامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَمُخَالَفَةِ الظَّالِمِ‏...؛  «...امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر فراخوان به اسلام است، همراه با برگرداندن مظالم [وحقوق مردم] و مخالفت كردن با ظالم [و ستمگر]...».

    همچنين مي‌فرمايند:

    ... كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَلِلْمَظْلُومِ عَوْنا...؛  «... دشمن ستمگر و ياور ستم‌ديده باشيد...».

    د) آثار معنوي

    منظور از آثار معنوي پيامدهايي است كه در اعتقادات و باورهاي افراد جامعه اسلامي ظهور می‌يابد. با اجراي احكام الهي، افراد در مسير حق قرارگرفته، و در برابر يكديگر احساس مسئوليت مي‌كنند، در اين صورت است كه آثار و بركات معنوي، شامل آحاد مردم خواهد شد.

    14ـ2ـ4ـ1. دعوت به اسلام

    افرادي ‌كه به ارزش‌هاي اسلامي پايبندند، و از منكر دوري و به معروف امر مي‌كنند، در واقع به تعاليم و معارف اسلام دعوت و عمل كرده‌اند. پاداش اين افراد نزد خداوند، حيات طيبه و رضوان الهي خواهد بود.

    قرآن كريم خطاب به مؤمنان چنين فرموده است:

    مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛  «هر زن و مردى كه كارى نيكو انجام دهد، اگر ايمان آورده باشد زندگى خوش و پاكيزه‏اى بدو خواهيم داد و پاداشى بهتر از كردارشان عطا خواهيم كرد».

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّـهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛  «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون خدا و پيامبرش شما را به چيزى فرا خوانند كه زندگيتان مى‏بخشد دعوتشان را اجابت كنيد و بدانيد كه خدا ميان آدمى و قلبش حايل است و همه به پيشگاه او گرد آورده شويد».

    پس آنچه اسلام براي انسان می‌خواهد چيزي جز سعادت در دنيا و آخرت و رضوان الهي نيست.

    «و همچنين تواصي و سفارش به حق، و نشر تعليمات معارف الهي، و تواصي و ترغيب مردم به صبر و سعي در آموزش احكام، و نيز توصيه به صبر در برابر حوادث جهان از وظايف داعيان به حق است، و نيز مرتبه‌‌اي از دعوت به حق است كه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به آن قيام نموده و به همين جهت اهل ايمان بايد از آن پيروي نمايند و به ديگران هم بياموزند و آنها را ترغيب كنند؛ زيرا از لوازم ايمان، ارشاد جاهل است».

    حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام مي‌فرمايند: 

    ... أَنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الإِسْلامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَمُخَالَفَةِ الظَّالِم‏...؛  «... همانا امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر به اسلام دعوت می‌كند و با برگرداندن مظالم [به صاحبان اصلي آنها] و مخالفت با ستمگر همراه است...».

    از امام حسين علیه‌السلام به نقل از پدر بزرگوار خود چنين رسيده است كه فرمودند:

       ... أَنَّهَا إِذَا أُدِّيَتْ وَأُقِيمَتِ اسْتَقَامَتِ الْفَرَائِضُ كُلُّهَا هَيِّنُهَا وَصَعْبُهَا وَذَلِكَ أَنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الإِسْلامِ...؛  «... هرگاه امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر انجام و برپا داشته شود، همة واجب‌هاي الهي از ساده و دشوار آن به‌پا داشته می‌شوند، و اين به دلیل آن است كه امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر مردم را به اسلام می‌خواند...».

    بنابراين می‌توان يكي از آثار امرونهي ديني را دعوت و توجه دادن مردم به اسلام و احكام آن دانست.

    4ـ2ـ4ـ2. راه و هدف انبيا و اوليای الهي

    هدف انبيا و اوليا الهي ساختن جامعه‌اي پاك و به دور از هرگونه آلودگي است. آنان در طول رسالت خود  تلاش كرده‌اند تا مفاسد اجتماعي را از بين ببرند و محيطي پاك و زندگي سالم براي مردم فراهم كنند.

     روحيه مسئوليت پذيري (امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر)، راه و روش انبيا و اوليا خدا است و آمران و ناهيان در رديف آنان قرار دارند.

    «پيامبري كه محتواي دعوت او با فرمان عقل كاملاً سازگار است، به نيكي‌ها و آنچه خرد آن را می‌شناسد و نزدش معروف است دعوت می‌كند و از زشتي‌ها نهي می‌نمايد».

    «همچنين نام كساني كه به عدالت دعوت می‌كنند و آمران به معروف و ناهيان از منكر در رديف انبيا قرار داده شده است».

    امام حسين علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... وَأَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظَالِماً وَإِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي ص أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَأَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ [عليه¬السلام]‏...؛  «... من به جهت طغيانگري و ايجاد تفرقه بين مسلمانان و فساد و ظلم قيام نكردم؛ بلكه براي اصلاح در امت جدّ خود خروج نمودم، می‌خواهم كه امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر كنم و به سيرة جد و پدرم علي¬بن¬ابي¬طالب علیه‌السلام عمل كنم...».

    امام باقر علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِيلُ الأَنْبِيَاءِ وَمِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ...؛  «...همانا امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر راه انبيا و روش صالحان است...».

    4ـ2ـ4ـ3. برپايي واجبات الهي

    احكام و قوانين الهي در سايه امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منكر برپا خواهد شد. جامعه‌اي كه فاقد روحيه مسئوليت‌پذيري باشد و افراد نسبت به منكرات بي‌تفاوت باشند، به واجبات الهي عمل نمي‌شود و از اسلام پوسته‌اي بدون محتوا باقي خواهد ماند.

    از امام حسين علیه‌السلام به نقل از پدر بزرگوار خود چنين رسيده است كه فرمودند:

      ... أَنَّهَا إِذَا أُدِّيَتْ وَأُقِيمَتِ اسْتَقَامَتِ الْفَرَائِضُ كُلُّهَا هَيِّنُهَا وَصَعْبُهَا...؛  «... هرگاه امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر انجام و برپا داشته شود، همة واجب‌هاي الهي از ساده و دشوار آن به‌پا داشته می‌شوند...».

    امام باقر علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ...؛  «... همانا امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر واجب بزرگي است كه همة واجبات به واسطه آن برپا داشته می‌شود...».

    پس درصورت تحقق اين مهم در جامعه، به احكام الهي عمل خواهد شد و به مصداق آية مباركة وَيُسَارِعُونَ فىِ الْخَيرَْاتِ،  مردم باايمان نيز در كارهاي شايسته از يكديگر پيشي گرفته، براي رسيدن به رضوان و غفران الهي بر يكديگر سبقت می‌گيرند.

    4ـ2ـ4ـ4. جانشين خدا و رسول شدن

    خداوند در قرآن تأكيد فراواني بر امر‌به‌معروف و نهي‌از منكر كرده است و پيامبران الهي نيز در جهت تحقق اين مهم تلاش فراواني كرده‌اند. بنابراين اگر فردي نسبت به انجام معروف و ترك منكر بي‌تفاوت نباشد، و به آن اهتمام ورزد خليفة خدا و رسول خواهد بود.

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:

    مَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ فَهُوَ خَلِيفَةُ اللهِ فِي الأَرْضِ وَخَلِيفَةُ رَسُولِهِ‏؛  «كسي كه امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر كند خليفة خدا در زمين و خليفة رسول اوست».

    4ـ2ـ4ـ5. در مسير حق قرار داشتن

    فردي كه می‌خواهد در مسير حق قرار گيرد و اعمال و رفتارش مورد رضايت خداوند باشد، سعي می‌كند نسبت به منكرات بي‌اعتنا نباشد.

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ لا يَدْخُلُ فِي الْبَاطِلِ وَلا يَخْرُجُ مِنَ الْحَقِّ‏...؛  «... كسي كه امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر كند در باطل داخل نمی‌شود و از حق خارج نمی‌گردد...».

    4ـ2ـ4ـ6. تصحيح و حفظ اخلاق و فرهنگ جامعه

    ايجاد روحيه مسئوليت‌پذيري عامل مهمي در تصحيح و حفظ اخلاق و فرهنگ جامعه است.

    در جامعه‌اي كه تعاليم اسلامي به صورت صحيح اجرا نشود، رفتارها، عادات و سنت‌هاي غلط با عقايد اسلامي آميخته مي‌شود، در اين صورت براي تشخيص درستي و نادرستي اين رفتارها، قرآن و اهل¬بيت علیهم‌السلام  دو معيار اصلي هستند كه افراد بايد به آن‌ها رجوع كنند، و در صورت ناسازگاري با اين دو معيار به تصحيح اخلاق و فرهنگ اقدام نمايند.

    پس براي حفظ اخلاق و فرهنگ جامعه بايد آحاد مردم مسئوليت‌پذير باشند، و بهترين و مؤثرترين راه،  بي‌تفاوت نبودن در برابر منكرات است.

    در کلام نورانی پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده است که مي‌فرمايند:

    ... إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي لَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّكْتُمْ‏ بِهِمَا وَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضِ‏...؛  «... همانا من در ميان شما دو چيز گران‌بها گذاشتم، كتاب خدا و اهل‌بيتم را، هركس از شما كه تمسك كند به اين دو هرگز گمراه نمی‌شود، و همانا اين دو جدايي‌ناپذير هستند تا زماني كه بر سر حوض بر من وارد شوند...».

    «از هشام روايت شده كه گفت: از امام صادق علیه‌السلام پرسيدم معناى آية وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً چيست؟ فرمود موازين قسط، انبياء و اوصياى ايشان¬اند».

    ﻫ) آثار اقتصادي

    رشد و پيشرفت اقتصادي جامعه در گرو داشتن روحيه مسئوليت‌پذيري افراد مي‌باشد. اگر آحاد مردم نسبت به مفاسد اقتصادي بي‌تفاوت نباشند، بازار و تجارت و كشاورزي رونق مي‌گيرد و مردم در فضايي سالم امرار معاش خواهند كرد، همين امر موجبات پيشرفت جامعه را فراهم خواهد نمود.

    14ـ2ـ5ـ1. عمران و آباداني و سازندگي

    اسلام دين جامع و كاملي است زيرا به همان ميزان كه به حيات اخروي عنايت دارد، به زندگي مادي و دنيوي بشر نيز توجه كرده است. در سيره پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله  و اوليا بسيار ديده شده است كه آنان براي سازندگي و آباداني تلاش فراواني داشته‌اند و مردم را سفارش به عمران و آبادي زمين كرده‌اند، و اين امر مهم را در عمل با احيا زمين‌هاي زراعي، كندن چاه، درختكاري، وحتي بوسيدن دست كارگر نشان داده‌اند.

      روحيه مسئوليت‌پذيري موجب مي‌شود بيكاري كه عامل فساد است ريشه‌كن و جامعه از اسارت و وابستگي نجات‌يابد.

    در قرآن كريم آمده است:

    وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ؛  «و بر قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم. گفت: اى قوم من، خداى يكتا را بپرستيد. شما را جز او خدايى نيست. اوست كه شما را از زمين پديد آورده است و خواست كه آبادش داريد. پس آمرزش خواهيد و به درگاهش توبه كنيد. هرآينه پروردگار من نزديك است و دعاها را اجابت مى‏كند».

    پس با توجه به اين آيه:

    «اسلام، دين جامع بين دنيا و آخرت است (هم آباد كردن زمين، هم استغفار و توبه)، و خواست خداوند نيز، عمران و آبادى زمين است».

     

    حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    .... فَقَوْلُهُ تَعَالَى «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيها»؛  فَأَعْلَمَنَا سُبْحَانَهُ أَنَّهُ قَدْ أَمَرَهُمْ بِالْعِمَارَةِ لِيَكُونَ ذَلِكَ سَبَباً لِمَعَايِشِهِمْ بِمَا يَخْرُجُ مِنَ الأَرْضِ مِنَ الْحَبِّ وَالثَّمَرَاتِ وَمَا شَاكَلَ ذَلِكَ مِمَّا جَعَلَهُ اللهُ مَعَايِشَ لِلْخَلْقِ؛    «... خداوند انسان‌ها را به آباد كردن زمين فرمان داده است تا به‌وسيلة آن چه از زمين به دست می‌آيد [مانند محصولات كشاورزي، ميوه‌ها و...] نياز‌هاي زندگي خود را تأمين كنند».

    امام باقر علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ... فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ... وَتُعْمَرُ الأَرْض‏...؛  «... همانا امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر واجب بزرگي است كه همة واجبات به‌واسطة آن برپا می‌شوند، و زمين آباد می‌گردد...».

    امام صادق علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ...اِزْرَعُوا وَاغْرِسُوا وَاللهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ وَلا أطْیَبَ مِنْهُ...؛  «....زراعت كنيد و درخت غرس كنيد. به خدا سوگند اين كار، حلال‌ترين و پاكيزه‌ترين كاري است كه مردم انجام مي‌دهند...».

    4ـ2ـ5ـ2. حلال‌شدن درآمد‌ها

    در قوانين و احكام اسلام تأكيد فراواني به كسب درآمد حلال شده است، زيرا فساد اقتصادي زمينه‌ساز فساد اخلاقي است.

       سلامت اقتصادي، و كسب حلال از مهم‌ترين معروف‌ها است، و موجب مي‌شود مردم گرفتار اختلاس، ربا و كم¬فروشي و... نشوند.

    خداوند در قرآن می‌فرمايد:

    يَأَيهَُّا الرُّسُلُ كُلُُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنّى‏ِ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ؛  «اى پيامبران، از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد، كه من به آنچه انجام مى‏دهيد دانايم».

    مردي به پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله عرض كرد:

    يَا رَسُولَ اللهِ أُحِبُّ أَنْ يُسْتَجَابَ دُعَائِي فَقَالَ طَهِّرْ مَأْكَلَكَ وَلا تُدْخِلْ بَطْنَكَ الْحَرَامَ؛  «ای رسول خدا، دوست دارم دعايم مستجاب شود. حضرت فرمودند: غذاي خود را پاك كن، و از هرگونه غذاي حرام بپرهيز».

    رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله همچنین مي‌فرمايند:

    الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِي طَلَبِ الْحَلال؛‏  «عبادت ده جزء است كه نه جزء آن در طلب حلال است».

    امام باقر علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِيلُ الأَنْبِيَاءِ وَمِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَتَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ‏ وَتَحِلُّ الْمَكَاسِبُ وَتُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَتُعْمَرُ الأَرْضُ وَيُنْتَصَفُ مِنَ الأَعْدَاءِ وَيَسْتَقِيمُ الأَمْر...؛  «... همانا امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر... واجب بزرگي است كه همة واجبات به¬واسطة آن برپا داشته می‌شود... و درآمد‌ها حلال می‌گردد...». «در روايات اسلامى نيز مى‏خوانيم خوردن غذاى حرام جلو استجابت دعاى انسان را مى‏گيرد».

    پس تغذيه حلال و سالم موجب توفيق عمل صالح و توصيه تمامي انبيا و اولياي الهي بوده است.

    4ـ2ـ5ـ3. پرداخت حقوق ديگران

    در دين مبين اسلام حق¬الناس جايگاه مهمي دارد. انسان مسئوليت‌پذير خود را در برابر ديگران مسئول دانسته و حقوق برادران ديني خود را ضايع نمي‌كند. چنان‌چه فردي نسبت به حق‌الناس بي‌تفاوت باشد، در دنيا و آخرت دچار عقوبت الهي خواهد شد.

    امام باقر علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ... فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ... وَتُرَدُّ الْمَظَالِمُ...؛  «... همانا امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر... واجب بزرگي است كه همة واجبات به‌واسطة آن برپا داشته می‌شود...و مظالم رد می‌شود...».

    4ـ2ـ5ـ4. بهترين انفاق

    امر‌به‌معروف بزرگ‌ترين انفاق است. با ايجاد روحيه مسئوليت‌پذيري افراد نسبت به يكديگر بي‌تفاوت نمي‌باشند و با جمع‌آوري صدقات و كمك به مستمندان، در امور خير مشاركت مي‌كنند.

    قرآن كريم می‌فرمايد:

    إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللهِ وَاللهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ؛  «صدقات براى فقيران است و مسكينان و كارگزاران جمع‏آورى آن. و نيز براى به دست آوردن دل مخالفان و آزاد كردن بندگان و قرض داران و انفاق در راه خدا و مسافران نيازمند و آن فريضه‏اى است از جانب خدا. و خدا دانا و حكيم است».

    پيامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:

    وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَيْرِ؛  «قسم به خدا كه هيچ انفاقي بهتر از امربه‌معروف نيست».

    4ـ2ـ5ـ5. گسترش فرهنگ كار و تلاش

    در اسلام سفارش و تشويق به كار و تلاش شده است، و افراد را از تنبلي و كسالت نهي كرده است، زيرا كار و تلاش موجب سلامت جسمي، و نشاط و اميد روحي مي‌شود، و اقتصاد جامعه رونق مي‌گيرد.

    امام صادق علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    عَدُوُّ الْعَمَلِ الْكَسَلُ؛  «تنبلي دشمن كار است».

    امام صادق علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللهِ؛  «كسي كه براي ادارة خانوادة خود تلاش می‌كند [و خود را به زحمت و رنج می‌اندازد] همانند مجاهد در راه خدا [داراي پاداش] است».

    4ـ2ـ5ـ6. تجارت اسلامي

    براي انجام تجارتي اسلامي بايد با احكام دين آشنا بود و راه‌هاي كسب درآمد و خريد و فروش اسلامي را دانست، در اين صورت است كه داد‌و‌ستد و كسب‌و‌كار اسلامي شده و ربا و اختلاس و كم‌فروشي ريشه‌كن مي‌شود، بيكاري از بين مي‌رود، و افراد از راه صحيح به كسب درآمد خواهند پرداخت.

    امام علي علیه‌السلام افرادي را كه می‌خواستند به امر دادوستد و تجارت اقدام كنند، به مطالعه و يادگيري احكام دراين‌زمینه توصيه می‌كردند؛ زيرا درصورت عدم آگاهي ممكن بود گرفتار ربا شوند.

    آن حضرت مي‌فرمايند:

    مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ فِقْهٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِي الرِّبَا؛  «كسي كه بدون آگاهي [از احكام دين] به تجارت روي آورد در ربا فرو می‌رود».

    امام باقر علیه‌السلام دربارة جد بزرگوارشان مي‌فرمايند:

    كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالْكُوفَةِ عِنْدَكُمْ يَغْتَدِي كُلَّ يَوْمٍ بُكْرَةً مِنَ الْقَصْرِ فَيَطُوفُ فِي أَسْوَاقِ الْكُوفَةِ سُوقاً سُوقاً وَمَعَهُ الدِّرَّةُ عَلَى عَاتِقِهِ وَكَانَ لَهَا طَرَفَانِ وَكَانَتْ تُسَمَّى السَّبِيبَةَ فَيَقِفُ عَلَى أَهْلِ كُلِّ سُوقٍ فَيُنَادِي يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ اتَّقُوا اللهَ عَزَّ وَجَلَّ فَإِذَا سَمِعُوا صَوْتَهُ ع أَلْقَوْا مَا بِأَيْدِيهِمْ وَأَرْعَوْا إِلَيْهِ بِقُلُوبِهِمْ وَسَمِعُوا بِآذَانِهِمْ فَيَقُولُ ع قَدِّمُوا الإسْتِخَارَةَ وَتَبَرَّكُوا بِالسُّهُولَةِ وَاقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتَاعِينَ وَتَزَيَّنُوا بِالْحِلْمِ وَتَنَاهَوْا عَنِ الْيَمِينِ وَجَانِبُوا الْكَذِبَ وَتَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَأَنْصِفُوا الْمَظْلُومِينَ وَلا تَقْرَبُوا الرِّبَا وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ‏ ... وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ* فَيَطُوفُ ع فِي جَمِيعِ أَسْوَاقِ الْكُوفَةِ ثُمَّ يَرْجِعُ فَيَقْعُدُ لِلنَّاسِ؛  امام علي علیه‌السلام عملاً دراين‌باره به امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر می‌پرداختند«در آن ايّام كه در كوفه بود چنين عادت داشت كه‏ هر روز صبح از دار الاماره بيرون مى‏شد و در يكايك بازارهاى كوفه مى‏گشت و تازيانه‏اى دو شاخه بنام سبيبه بهمراه داشت، در هر بازارى مى‏ايستاد و در ميان اهل آن صدا مى‏زد: اى تاجران پيش از داد و ستد از خداوند خير و نيكى طلبيد، و با آسانگيرى در معامله از خداوند بركت‏ جوئيد، و با خريداران نزديك شويد (گران نفروشيد تا از شما بگريزند)، و خود را به زينت حلم و بردبارى آرايش دهيد، و از سوگند خوردن خوددارى كنيد، و از دروغ بپرهيزيد، و از ستم كناره گيريد، و با مظلومان به انصاف رفتار نمائيد، و به ربا خوارى نزديك مشويد، و پيمانه را كامل بدهيد (كمفروشى نكنيد)، و چيزى از حقّ مردم كم نگذاريد، و روى زمين در غرقاب فساد فرو نرويد.

    و همين طور در تمام بازارهاى كوفه دور مى‏زد، و سپس بازمى‏گشت و در محلّى براى رسيدگى بكارهاى مردم مى‏نشست. و چون مردم مى‏ديدند كه آن حضرت بسوى آنان مى‏آيد، و فرياد «اى مردم» او بلند مى‏شد همگى دست از كار مى‏كشيدند و خوب به فرمايشات حضرتش گوش مى‏دادند، و به روى آن حضرت چشم مى‏دوختند تا از سخن خود فارغ مى‏گشت، و چون سخنش تمام مى‏شد مى‏گفتند: اى امير مؤمنان شنيديم و اطاعت خواهيم كرد».

    سيرة پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نيز چنين بود و گاه به فروشندگان تذكر می‌دادند.

    امام صادق علیه‌السلام دراين‌باره مي‌فرمايند:

    جَاءَتْ زَيْنَبُ الْعَطَّارَةُ الْحَوْلاءُ إِلَى نِسَاءِ النَّبِيِّ ص فَجَاءَ النَّبِيُّ ص فَإِذَا هِيَ عِنْدَهُمْ فَقَالَ النَّبِيُّ ص إِذَا أَتَيْتِنَا طَابَتْ بُيُوتُنَا فَقَالَتْ بُيُوتُكَ بِرِيحِكَ أَطْيَبُ يَا رَسُولَ اللهِ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللهِ ص إِذَا بِعْتِ فَأَحْسِنِي وَلا تَغُشِّي فَإِنَّهُ أَتْقَى لِلَّهِ وَأَبْقَى لِلْمَالِ؛ ‏ «زينب عطاره، حولا (عطر فروش) نزد همسران پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده (و به خاندان پيغمبر عطر مي‌فروخت) پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به خانه آمد و زينب در ميان آنان بود، رو به او كرد و فرمود: هر گاه تو نزد ما بيائى خانه‏هاى ما خوش بو مى‏شود زينب عرض كرد: يا رسول الله خانه‏هاى تو ببوى خوش خودت خوشبوتر است ، پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله  فرمود: هر گاه معامله كنى خوب معامله‌كن و غش مكن و با عطر چيزى ديگر آميخته مكن زيرا كه پرهيزكارى بهتر است و براى دارائى نگهدارتر است.

    4ـ3. راهكارهاي عملي براي تقويت روحية مسئوليت‌پذيري

    اسلام كه بهترين برنامة سعادت¬بخش را براي زندگي فردي و اجتماعي بشر دارد، براي اجراي قوانين سه عامل را پيش‌بيني كرده است كه به تبيين آنها می‌پردازيم.

    الف) تقويت روحية ایمان و تقوا؛

    ب) اجرا و نظارت حكومت، مسئولان و علما؛

    ج) نظارت عمومي و همگاني مردم.

    4ـ3ـ1. تقويت روحية ايمان و تقوا

    از مؤثرترين عوامل براي تقويت روحية مسئوليت‌پذيري ايمان و تقواي الهي است. ايمان و تقوا دو عامل مهم در ايجاد انگيزه، براي انسان مؤمن در عمل به دستورات و فرامين الهي مي‌باشد، كه موجب اجتناب افراد از گناه و خطا خواهد بود.

    «نيروي ايمان سبب قيام به ادای وظايف و التزام به اعمال صالحه است؛ همچنان‌كه ادای وظايف سبب ثبات و استقامت ايمان خواهد بود، و با به كار بردن دو نيروي ايمان و قيام به اعمال صالحه، شعار عبوديت در جوار رحمت استقرار خواهد يافت».

    يكي از راه‌هاي تقويت ايمان، نماز و ياد خداوند است. «امر به نماز از بهترين اعمال است؛ زيراكه انسان را از فحشا و منكر بازمی‌دارد. البته ذكر اين نكته لازم است كه بازداري نماز از فحشا و منكر به‌نحو اقتضاست نه علت تامه، كه بگوييم هركس نماز خواند ديگر نتواند گناه كند».

    خداوند در قرآن مي‌فرمايد:

    ....إِنَّ الصَّلَوةَ تَنهَْى‏ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنكَرِ  وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبر....؛  «نماز از كار زشت و ناپسند بازمى‏دارد، و قطعاً ياد خدا بالاتر است».

    انس¬بن¬مالك جهني از حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله روايت نموده كه فرموده‌اند:

    «هركس نمازش او را از فحشا و منكر بازندارد پس بيشتر از خداوند دور شده است».

    همچنین ابن¬مسعود از پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله روايت نمود كه فرموده‌اند:

    «كسي كه مطيع نماز نباشد، نمازش كامل نيست، و اطاعت از نماز همان دوري از فحشا و منكر است».

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    ... أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلاً يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَيَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِم‏...؛  «... پرهيزگاران در شب برپا ايستاده، مشغول نماز هستند؛ قرآن را جزءبه‌جزء و با تفكر و انديشه می‌خوانند؛ با خواندن قرآن جان خود را محزون ساخته، داروي درد خود را می‌يابند...».

    امام صادق علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    «كسي كه دوست دارد بداند نمازش قبول خداوند گرديده يا خير، بنگرد كه تا چه اندازه نماز او را از بدي‌ها و گناهان دور داشته، پس به همان اندازه قبول شده است».

    ذكر اين نكته نيز لازم است كه:

    «چه‌بسا نمازگزاراني كه گناه می‌كنند و حال‌آنكه نمازشان آنان را از گناه بازنمی‌دارد؛ پس نمازي انسان را از فحشا بازمی‌دارد كه با خشوع قلبي و جسمي همراه با شد».

    4ـ3ـ2. اجرا و نظارت حكومت، مسئولان و علما

    مسئوليت‌پذيري از وظايف مسئولان حكومت اسلامي است، البته مسئولان بايد توان اجراي قوانين را داشته باشند و از موضع قدرت برخورد كنند.

    وظيفه حكومت در جامعة اسلامي ايجاد زمينه‌هاي لازم براي رشد اخلاقي مي‌باشد تا بتواند با بي‌تفاوتي  و مسئوليت‌ناپذيري در جامعه مقابله كند.

    «خداي‌تعالي نيز زماني به امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر دستور داد كه امركننده به معروف بر انجام اين تكليف بر ظالمان و افراط‌كنندگان توانا باشد، و اين توانايي به دست نمي‌آيد مگر با دوستي و محبت بين دين‌داران و حق‌مداران».

    «پس براي حفظ حدود الهي هم بايد با دشمن خارجي جنگيد و هم با مفاسد داخلي مبارزه كرد و رزمندگان [مجريان حكومت] براي جلوگيري از مفاسد اجتماعي بيشتر از ديگران مسئول‌اند».

    پس مسئولان نظام حكومتي نقش مهمي در از بين بردن مسئوليت‌ناپذيري در جامعه دارند، و درنهايت افرادي موفق می‌شوند كه در اجراي قوانين ثابت قدم باشند.

    علاوه بر مسئولان، نقش علما نيز در جلوگيري از بي‌تفاوتي نسبت به منكرات در اجتماع بسیار مهم است.

    «سكوت و بي‌تفاوتي علما زمينة ترويج فساد است، و آنها بايد قدرت داشته باشند تا بتوانند علاوه بر موعظه و دعوت جلوي مفاسد را بگيرند. پس سكوت عالم بدتر از گناه خلاف‌كار است، و تظاهر به گناه، كثرت گناهكار، تنوع در گناه، هيچ‌يك دليل بر سكوت علما نيست».

    البته بايد حكومت، مسئولان و علما در بي‌اعتنا نبودن افراد جامعه نسبت به منكرات تلاش كنند، و افراد نيز وظيفه دارند در انجام اين امر مهم سستي و كوتاهي نكنند.

    امام علي علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ يُعَلِّمُوا؛  «خدا از مردم نادان عهد نگرفت كه بياموزند، تا آن‌كه از دانايان عهد گرفت كه آموزش دهند».

    «پس بازخواست و عقاب در تخلف اين وظيفه متوجه افراد است؛ ولي پاداش و اجر آن از آن كسي است كه اين وظيفه را انجام داده باشد و به همين جهت است كه می‌بينيم خداوند فرموده وَأُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُون ».

    4ـ3ـ3. نظارت عمومي و همگاني مردم

    در اصل هشتم قانون اساسي آمده است:

    در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر‌‌به معروف و نهي‌از‌منكر وظيفه‌اي همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت است، شرايط، حدود و كيفيت آن‌ را قانون معين مي‌كند.

    افراد بايد در جامعة اسلامي احساس وظيفه كنند و با حرف و عمل، خوبي‌ها را تشويق نمایند و مانع كارهاي خلاف و منكر شوند و نسبت به مفاسد و منكرات بي‌تفاوت و مسئوليت‌ناپذير نباشند. نام اين نظارت و كنترل مردمي امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر است. اگر مردم در امور اجتماعي حضور مستقيم داشته باشند، فرهنگ ديني گسترش پيدا مي‌كند؛ دراين‌صورت است كه مردم خود را در سرنوشت جامعه سهيم می‌دانند و نسبت به منكرات در جامعه بي‌اعتنا نخواهند بود؛ پس ضامن اجراي تمامي مقررات مردم هستند و نظارت عمومي پشتوانه دولت در اجراي قوانين است.

     البته گاهي تذكرات ما گناهكاران را از گناه بازنمی‌دارد ولي لذت گناه را در كام آنان تلخ می‌كند، پس افراد بايد براي تقويت روحيه مسئوليت‌پذيري به نكات ذيل توجه كنند.

     

    4-3-1-1. آشنايي با معروف و منكر

    براي از بين بردن روحية مسئوليت‌ناپذيري ابتدا بايد بدانيم «آنچه را كه نهي می‌كنيم چيز قبيحي است، و نيز آن چيز به وقوع پيوسته باشد و اينكه اگر امرونهي كنيم باعث افزايش منكر نخواهد شد و امرونهي در فرد تأثير خواهد داشت».  «شيوة قرآن نيز آن است كه امربه‌معروف را قبل از نهي‌ازمنكر می‌آورد؛ پس يعني اگر در‌هاي معروف باز شود راه منكر بسته می‌شود».

    بنابراین آشنايي با معروف و منكر به ‌منظور برنامه‌ريزي براي شناختن و شناساندن كارهاي پسنديده و مبارزه با كارهاي ناپسند نيز لازم است، تا زمينة عمل به احکام الهي فراهم شود.

    4-3-1-2. تبليغ و ارشاد

    در اسلام از مسأله دعوت به حق و تبليغ حقايق زندگي‌ساز الهي با تعبيراتي از قبيل: دعوت به خير، تبليغ، ‌‌رسالت الهي، هدايت، ارشاد، دلالت، امربه‌معروف و نهي‌از‌منكر و نظاير اين‌ها ياد شده است.

    قرآن كريم مي‌فرمايد:

    الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَلَتِ اللَّهِ وَ يخَْشَوْنَهُ وَ لَا يخَْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ  وَ كَفَى‏ بِاللَّهِ حَسِيبًا؛  «كسانى كه پيامهاى خدا را مى‏رسانند و از او مى‏ترسند و از هيچ كس جز او نمى‏ترسند، خدا براى حساب‏كردن اعمالشان كافى است‏». 

    و نيز مي‌فرمايد:

    ادْعُ إِلىَ‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالحِْكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الحَْسَنَةِ وَ جَدِلْهُم بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِين‏؛  «مردم را با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت بخوان و با بهترين شيوه با آنان مجادله كن. زيرا پروردگار تو به كسانى كه از راه او منحرف شده‏اند آگاه‏تر است و هدايت‏يافتگان را بهتر مى‏شناسد». ‏

    الف) «نخست مى‏گويد: به وسيله حكمت به سوى راه پروردگارت دعوت كن (ادْعُ إِلى‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ).

     حكمت به معنى علم و دانش و منطق و استدلال است، و در اصل به معنى منع آمده و از آنجا كه علم و دانش و منطق و استدلال مانع از فساد و انحراف است به آن حكمت گفته شده، و به هر حال نخستين گام در دعوت به سوى حق استفاده از منطق صحيح و استدلالات حساب شده است، و به تعبير ديگر دست انداختن در درون فكر و انديشه مردم و به حركت در آوردن آن و بيدار ساختن عقلهاى خفته نخستين گام محسوب مى‏شود.

    ب)  به وسيله اندرزهاى نيكو (وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ).

    و اين دومين گام در طريق دعوت به راه خدا است، يعنى استفاده كردن از عواطف انسانها، چرا كه موعظه، و اندرز بيشتر جنبه عاطفى دارد كه با تحريك آن مى‏توان توده‏هاى عظيم مردم را به طرف حق متوجه ساخت.

    در حقيقت حكمت از بعد عقلى وجود انسان استفاده مى‏كند و موعظه حسنه از بعد عاطفى.

    و مقيد ساختن موعظه به حسنه شايد اشاره به آن است كه اندرز در صورتى مؤثر مى‏افتد كه خالى از هر گونه خشونت، برترى جويى، تحقير طرف مقابل، تحريك حس لجاجت او و مانند آن بوده باشد، چه بسيارند اندرزهايى كه اثر معكوسى مى‏گذارند به خاطر آنكه مثلا در حضور ديگران و توام با تحقير انجام گرفته، و يا از آن استشمام برترى جويى گوينده شده است، بنا بر اين موعظه هنگامى اثر عميق خود را مى‏بخشد كه حسنه باشد و به صورت زيبايى پياده شود.

    ج) و با آنها (يعنى مخالفان) به طريقى كه نيكوتر است به مناظره پرداز (وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ).

    و اين سومين گام مخصوص كسانى است كه ذهن آنها قبلا از مسائل نادرستى انباشته شده و بايد از طريق مناظره ذهنشان را خالى كرد تا آمادگى براى پذيرش حق پيدا كنند.

    بديهى است مجادله و مناظره نيز هنگامى مؤثر مى‏افتد كه بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ باشد، حق و عدالت و درستى و امانت و صدق و راستى بر آن حكومت كند و از هر گونه توهين و تحقير و خلافگويى و استكبار خالى باشد، و خلاصه تمام جنبه‏هاى انسانى آن حفظ شود.

    و در پايان آيه نخستين اضافه مى‏كند: پروردگار تو از هر كسى بهتر مى‏داند چه كسانى از طريق او گمراه شده و چه كسانى هدايت يافته‏اند (إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ).

    اشاره به اينكه وظيفه شما دعوت به راه حق است، از طرق سه گانه حساب شده فوق، اما چه كسانى سرانجام هدايت مى‏شوند، و چه كسانى در طريق ضلالت پافشارى خواهند كرد آن را تنها خدا مى‏داند». 

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در يك تعبير نوراني خطاب به امام علي علیه‌السلام ثواب هدايت يك نفر را بالاتر از هر‌چه را كه خورشيد بر آن مي‌تابد اعلام فرموده است:

    ...لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْس...؛‏  «...هرگاه يك نفر را خداوند به دست تو هدايت كند، براي تو بهتر است از آنچه كه خورشيد بر آن مي تابد...».

    پس انسان نمی‌تواند نسبت به معروف و منكر در اجتماع بي‌اعتنا باشد.

     البته گاهي امرونهي ما به سرعت اثر نمی‌كند، ولي در، فطرت و قضاوت ديگران اثر دارد؛ چنان¬كه امام حسين علیه‌السلام در همين راه شهيد شد تا مردم در طول تاريخ بيدار شوند.

    «برنامة عملي پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نيز گواه بر اين است كه ايشان براي تبليغات و تذكرات خود هيچ قيد و شرطي قايل نبودند و همگان را وعظ می‌كردند و انذار می‌نمودند».

    امام سجاد علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    «هركس، كسي از شيعيان ما را كه به خاطر رنجي كه از ناحيه ما ديده و در زمان غيبت با ما فاصله گرفته و از اطاعت و ارادت جدا شده، با علوم ما ياري رساند و او را ارشاد و هدايت نمايد، خداوند متعال به او مي‌فرمايد:

    يَا أَيُّهَا الْعَبْدُ الْكَرِيمُ الْمُوَاسِي- إِنِّي أَوْلَى بِالْكَرَمِ‏ اجْعَلُوا لَهُ يَا مَلَائِكَتِي فِي الْجِنَان‏ بِعَدَدِ كُلِّ حَرْفٍ عَلَّمَهُ أَلْفَ أَلْفِ قَصْرٍ، وَ ضَمُّوا إِلَيْهَا مَا يَلِيقُ بِهَا مِنْ سَائِرِ النِّعَم‏؛  «اي بنده صاحب كرم ياري‌رسان! من به اعمال كرم از اتو شايسته‌تر هستم، آن‌گاه به فرشتگاندستور مي‌دهد براي اين بنده هدايتگر در بهشت به شماره هر حرفي كه آموزش داده هزار هزار قصر قرار دهيد و از ساير نعمت‌ها آن‌چه در شأن و نياز اوست به آن‌ها ضميمه و عنايت نماييد».

    مبلغ نيز بايد براي ارشاد داراي ويژگي‌هايي باشد؛ ازجمله:

    الف) «بايد شخصاً اهل عمل باشد؛ هدفش اصلاح جامعه باشد؛ توفيق كارش را از خدا بداند و هميشه بر خدا توكل كند و در مشكلات به خدا پناه ببرد»؛

    ب) «بايد در نهي‌ازمنكر ابتدا از گناهان رسوا جلوگيري كند؛ همان‌گونه كه در امربه‌معروف ابتدا بايد به واجب سفارش كند»؛

    ج) «بايد شجاع و مصمم و نفوذناپذير باشد».

    د) «بايد اسلام‌شناس، مردم‌شناس و شيوه‌شناس باشد».

    4-3-1-3. مقدمه‌سازي

    يكي از راه‌هاي مؤثر در تقويت روحيه مسئوليت‌پذيري ايجاد شرايط مناسب براي افراد است. بهترين شيوه براي تأثير‌گذاري تذكرات، شيوه تدريج است. ايجاد زمينه و مقدمه‌سازي، تأثير به‌سزايي بر مخاطب دارد. اگر فرد از نظر روحي و فكري آماده پذيرش امر و نهي باشد، سخن ما تأثير مطلوبي بر وي خواهد داشت.

    «پس تذكره در موردي بايد استعمال شود كه در فرد زمينه‌‌اي براي تذكره وجود داشته باشد، كه در اين مورد تذكره در نوبت اول، فرد را به حق متمايل می‌سازد و قطعاً اثرگذار است، و همچنين در نوبت‌هاي بعدي هم تمايل او را بيشتر می‌سازد؛ همچنان¬كه فرمود: سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَى؛  و در موردي كه فرد هيچ زمينه‌‌اي براي نرم شدن دل ندارد در نوبت اول، حجت را بر او تمام می‌كند و اين نيز نافع است؛ چون باعث می‌شود فرد از باطل دوري كند؛ همچنان‌كه فرمود: وَيَتَجَنَّبُهَا الأَشْقَى؛  و اما تذكرة نوبت دوم چون خاصيت نرم كردن دل و اثر اتمام حجت را ندارد كاري لغو خواهد بود».

    به همين جهت خداوند می‌فرمايد:

    ‏فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلاّ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا؛  «پس، از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است، روى برتاب‏».

    4-3-1-4. خويشان و نزديكان

    قرآن كريم می‌فرمايد:

    وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِين؛  «و خويشان نزديكت را هشدار ده‏». ‏

    درتوصيه به انجام خوبي‌ها و ترك بدي‌ها از خودمان سپس از نزديكان و بستگان شروع كنيم؛ البته تذكرات ما بايد با محبت و دلسوزي همراه باشد.

    از آنجا‌كه انسان موجودي اجتماعي است و بي‌توجهي و مسئوليت‌ناپذير بودن فرد، در اجتماع نيز اثر می‌گذارد پس اصلاح خود و نزديكان كافي نيست و بايد خوبي‌ها در جامعه ترويج كرد؛ البته با شيوه‌اي پسنديده.

    4-3-1-5. ايجاد انگيزه و اميد

    گاهي افرد مسئوليت‌ناپذير چون فكر می‌كنند نمی‌توانند منكرات خود را جبران كنند يا راهي براي برگشت و پذيرفته شدن توبه ندارند، نااميد می‌شوند؛ درحالي‌كه در تعاليم اسلامي نااميدي گناه كبيره است، زيرا خداوند راه‌هاي بسياري براي بازگشت گناهكاران قرار داده است تا به سوي حق روي آورند. توبه‌كردن، و اميد به بخشيده‌شدن موجب نشاط و انگيزه در افراد مي‌شود تا بتوانند در مسير الهي گام بردارند.

     

      خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد:

    قُلْ يَاعِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛  «بگو: «اى بندگان من- كه بر خويشتن زياده‏روى روا داشته‏ايد- از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است‏».

    «پس يأس از رحمت الهي، حرام است، و خداوند همه را بندة خود و لايق دريافت رحمتش دانسته است، و رحمت او محدود نيست، و خداوند همة گناهان را مى‏بخشد».

    البته درجايي‌كه نتوانيم به ديگران كمك مالي كنيم مي‌توانيم با گشاده‌رويي و اخلاق نيك به افراد اميد دهيم.

    رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:

    «هنگامي كه شما اين توسعه را نداريد كه از مال خود به مردم بدهيد پس با عموم مردم خوش‌اخلاق و خوش¬رفتار باشيد».

    امام سجاد علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    «يكي از سفارش هايي كه حضرت خضر علیه‌السلام  به حضرت موسي‌بن‌عمران علیه‌السلام مي‌كرد اين بود كه كسي را كه مرتكب گناهي شده سرزنش نكنيد، زيرا محبوب‌ترين كارها در پيشگاه خداوند سه چيز است: ميانه‌روي در كارها، عفو و گذشت هنگام قدرت مداري و مهرباني و مدارا نسبت به بندگان خدا، ..وَ مَا رَفَقَ أَحَدٌ بِأَحَدٍ فِي الدُّنْيَا إِلَّا رَفَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ رَأْسُ الْحِكْمَةِ مَخَافَةُ اللَّه‏...؛  و هركس به كسي در دنيا مهرباني و مدارا كند خداوند هم روز قيامت با او مهرباني خواهد نمود».

    4-3-1-6. رعايت ادب در گفتار و رفتار

    براي تقويت روحية مسئوليت‌ناپذيري بايد با بياني نرم با افراد سخن گوييم. اميد‌ها در نرمي است و در خشونت نمي‌توان انتظار اصلاح داشته‌باشيم.

    ادب در گفتار و نرمي در اخلاق، ضروري است. شيوه و سنت اوليا خدا، ادب در گفتار و رفتار است. چه‌بسا افراد خشن و تند‌خو به آنان جسارت كرده اما خلق نيكوي آنان، افراد را متوجه اشتباهشان كرده است.

    قرآن كريم خطاب به حضرت موسي علیه‌السلام می‌فرمايد:

    فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى؛  «و با او سخنى نرم گوييد؛ شايد كه پند پذيرد يا بترسد».

    پس تربيت و ارشاد بايد صميمانه باشد؛ حتى با جسور‌ترين افراد نيز بايد ابتدا با نرمى و لطافت سخن بگوييم، البته در اين راه اگر گناهكاران با تلخي برخورد كردند نبايد عقب نشيني كنيم. 

    4-3-1-7. برخورد منطقي و سازنده

    از آن‌جا‌كه انسان موجودي عقلاني است، برخورد عقلي و منطقي مي‌تواند تأثير مثبتي در امر و نهي داشته باشد. اگر افراد خطا‌كار با عقل و منطق متوجه اشتباهاتشان بشوند، آن را مي‌پذيرند و از گناه دوري مي‌كنند. بسياري از افراد اگر ازنظر عقلي و منطقي نسبت به خوبي يا بدي كاري قانع شوند آن را می‌پذيرند. «پس فردي را كه گناه می‌كند، اگر می‌توانيم بايد آن را با گفتار رفع كنيم و نبايد قبل از آن عمل كنيم؛ اما اگر آن عمل قبيح غير از منع كردن راه ديگري ندارد بايد با عمل به اين امر اقدام كنيم؛ به‌شرط آنكه ضرري براي ما نداشته باشد».

    4-3-1-8. هم‌زباني

    شناخت زبان و ويژگي‌هاي روحي خاص افراد، باعث تأثير بيشتر در افراد می‌شود. هم‌زباني، موجب هم‌دلي مي‌شود. اگر بتوان با افراد به زبان خاص خودشان سخن گفت تأثير كلام بيشتر مي‌شود، تا جايي‌كه اگر پند و اندرزي به آن‌ها داده شود مي‌پذيرند.

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند:

    «هرگاه شخص نيازمندي چيزي از شما بخواهد سخن او را قطع نكنيد تا از آن فراغت حاصل كند، سپس جواب او را با وقار و ملايمت رد كنيد؛ يعني يا چيزي به وي عطا نماييد يا او را به زبان خوشي رد كنيد».

    4-3-1-9. انعطاف و نرمي

    افراد بي‌تفاوت و بي‌مسئوليت را از طريق انعطاف نشان دادن بهتر مي‌توان به انجام دستورات الهي دعوت كرد. از نمونه‌هاي انعطاف‌پذيري، اميد دادن و آسان گيري است. با نرمي و ملايمت برخورد‌كردن عامل جذب است؛ درحالي‌كه سخت‌گيري موجب دفع افراد می‌شود.

    «پس در اوقات مخالطت و معاشرت با مردم، اگر از مصاحب و رفيق ترك واجبى يا ارتكاب محظورى به ظهور رسد، از روى هموارى و ملايمت، امر به معروف و نهى از منكر، به عمل آريم نه از روى غلظت و تندى».

    خداوند متعال «در سورة حجرات اصلاح را بر قتال مقدم داشته، و اين نشانة آن است كه بايد در امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر از ملايمت به‌سوي شدت عمل، شروع كرد».

    امام صادق علیه‌السلام مي‌فرمايند:

    إِنَّمَا يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ مَنْ كَانَتْ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ عَامِلٌ بِمَا يَأْمُرُ بِهِ وَ تَارِكُ لِمَا يَنْهَى عَنْهُ عَادِلٌ فِيمَا يَأْمُرُ عَادِلٌ فِيمَا يَنْهَى رَفِيقٌ فِيمَا يَأْمُرُ وَ رَفِيقٌ فِيمَا يَنْهَى؛ «همانا كسى مى‏تواند امر به معروف و نهى از منكر كند كه در او سه خصلت باشد: به آنچه امر مى‏كند خودش عمل كند و از آنچه نهى مى‏كند خودش دورى جويد، در آنچه امر يا نهى مى‏كند اعتدال را رعايت نمايد، در آنچه امر يا نهى مى‏كند نرمى نشان دهد».

    4-3-1-10. تذكر پنهاني و غير‌مستقيم

    «اهميت آبروي مردم تا حدي است كه نجواي ناپسند به خاطر حفظ آن، پسنديده می‌شود، و صدقه و امربه‌معروف مخفيانه، زشتي نجوا را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد».

    در اسلام به حفظ آبروي افراد سفارش شده است. پس اگر تذكرات به صورت خصوصي و دوستانه باشد، تأثير‌پذيري آن بيشتر خواهد بود، زيرا تذكر مخفيانه اعتماد افراد را جلب مي‌كند.

    4-3-1-11. تكريم شخصيت

    يكي از راه‌هاي هدايت و دعوت، اعتراف به خوبي‌ها و كمالات افراد است. هرگز با بي‌احترامي و اهانت، به‌خصوص در حضور ديگران نمی‌توان فرد بي‌توجه را به كار نيك جذب كرد يا او را از كار زشت نهي كرد؛ بلكه گاهي اين‌گونه برخورد عامل لجاجت می‌شود. پس شخصيت دادن به افراد، آن ها را بهتر جذب می‌كند.

    پس اگر افراد جامعه به اين موارد اهتمام ورزند تذكرات آنان ثمربخش خواهد بود.

    خلاصه و نتيجه‌گيري

    احكام انسان‌ساز اسلام تمامي ابعاد جسمي و روحي انسان را در نظر گرفته و براي رشد و تعالي مادي و معنوي او قوانينی جامع و متعالي را پيش‌بيني كرده است.

    آيات و روايات متعددي بايدها و نبايدهايي را كه افراد جامعه با رعايت كردن آنها می‌توانند زندگي دنيوي و اخروي سالمي داشته باشند، مطرح كرده و به تبيين آنها پرداخته است.

    يكي از مواردي كه موجب رشد و تكامل فردي و اجتماعي می‌باشد، مسئوليت‌پذيري(امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر) است، و درصورتي‌كه به اين امر مهم بي‌توجهي شود افراد ازنظر اخلاقي و اجتماعي به انحطاط و سقوط كشيده می‌شوند.

    نتايجي كه از تحقيق در موضوع حاصل می‌شود به اين شرح می‌باشد:

    1. پاسخ سؤال اصلي پژوهش:

    مسئوليت‌ناپذيري در اين پژوهش به‌معناي بي‌اعتنايي، سستي و كوتاهي و تسامح است، و در اين تحقيق علل و زمينه‌هاي مسئوليت‌ناپذيري و بررسي پيامدهاي ترك اين دو فريضة الهي و راهكارهاي تقويت روحية مسئوليت‌‌پذيري بررسي شده است.

    2. پاسخ اولين سؤال فرعي پژوهش:

    انسان‌ها بي‌هدف و بيهوده آفريده نشده‌اند؛ بلكه آنان به‌سوي هدف و مقصدي متعالي كه خدا برايشان تعيين كرده است در حركت‌اند. پس افراد نمی‌توانند بي‌توجه و بي‌تفاوت باشند.

    خداوند در قرآن كريم می‌فرمايد:

    قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أَعْطَى‏ كُلَّ‏َّ شَىْ‏ْءٍ خَلْقَهُ ثمُ‏َّ هَدَى؛  «گفت: پروردگار ما كسى است كه هرچيزى را خلقتى كه درخور اوست داده، سپس آن را هدايت فرموده است».

    نيز می‌فرمايد:

    أَ يَحْسَبُ الانْسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى؛  «آيا انسان پندارد كه بيهوده رها مى‏شود»؟!

     

    همچنين می‌فرمايد:

    أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لا تُرْجَعُونَ؛  «آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريده‏ايم و اينكه شما به‌سوى ما بازگردانيده نمى‏شويد»؟

    از اين آيات استفاده می‌شود كه:

    «آفرينش انسان، هدف‌دار است‏ و در كار خداوند عبث و بيهودگى راه ندارد؛ پس انسان مسئول و متعهد است»،  و خداوند براي انسان جايگاه و منزلتي والا قائل شده و از او خواسته است كه بي‌مسئوليت و بي‌توجه نباشد و همواره خود را مسئول بداند.

    2. پاسخ دومين سؤال فرعي پژوهش:

    مسئوليت‌پذيري در اسلام امري مهم محسوب شده و اگر افراد نسبت به آن بي‌تفاوت باشند دچار عواقب و پيامدهاي ناگوار فردي و اجتماعي می‌شوند.

    عواقب و پيامدهاي فردي:

    1. تضعيف ايمان؛ 2. دشمني با خداوند؛ 3. واژگوني قلب؛ 4. جدايي از خدا و معصومان علیهم‌السلام.

    عواقب و پيامدهاي اجتماعي:

    1. تغيير ارزش‌ها؛ 2. سلب بركات الهي؛ 3. تسلط اشرار؛ 4. شيوع خرافه و انديشه‌هاي انحرافي؛ 5. شركت در گناه ديگران؛ 6. دچار شدن به لعن و نفرين؛ 7. عذاب و عقوبت الهي؛ 8. اشاعة مفاسد اجتماعي و تبديل معروف به منكر؛ 9. عدم اجابت دعا؛ 10. نفوذ و سلطة بيگانگان؛ 11. زوال تمدن‌ها و سقوط ملت‌ها؛ 12. سلب آرامش روحي و رواني.

    4. پاسخ سومين سؤال فرعي پژوهش:

    برخی از راهكارهاي تقويت روحية مسئوليت‌‌پذيري عبارت‌اند از:

    1. توجه به جايگاه، اهميت، عظمت و فضيلت مسئوليت‌‌پذيري ؛

    2. توجه به آثار و بركات مسئوليت‌‌پذيري

     

     

    الف) فردي دنيوي:

    1. زياد شدن يقين و ايمان؛ 2. نصرت و عزت الهي؛ 3. نجات از غضب الهي در دنيا؛ 4. سلامتي و سودمندي در دنيا؛ 5. اصلاح فردي؛ 6. بركت در عمر و روزي؛

    ب) فردي اخروي:

    1. شركت در ثواب ديگران؛ 2. خشنودي خدا؛ 3. فلاح و رستگاري؛ 4. نجات از عذاب الهي در آخرت؛

    ج) اجتماعي:

    1. بهترين امت شدن؛ 2. قدرت مؤمنان و ذلت دشمنان؛ 3. اصلاح عموم مردم؛ 4. برپايي عدالت اجتماعي؛ 5. حفظ، اجرا و استواري احكام اسلامي؛ 6. برقراري امنيت اجتماعي؛ 7. پايداري در برابر ستمكاران؛

    د) معنوي:

    1. دعوت به اسلام؛ 2. راه و هدف انبيا و اوليای الهي؛ 3. برپايي واجبات الهي؛ 4. جانشين خدا و رسول شدن؛ 5. در مسير حق قرار داشتن؛ 6. تصحيح و حفظ فرهنگ جامعه؛

    ﻫ) اقتصادي:

    1. عمران و آباداني و سازندگي؛ 2. حلال شدن درآمدها؛ 3. پرداخت حقوق ديگران؛ 4. بهترين انفاق؛ 5. گسترش فرهنگ كار و تلاش؛ 6. تجارت اسلامي؛

    3. راهكارهاي عملي:

    1. ایجاد روحيه ايمان و تقوا در فرد؛

    2. اجرا و نظارت حكومت، مسئولان و علما؛

    3 . نظارت عمومي و همگاني مردم.

    فهرست آيات                                                                                                          صفحه

    سوره بقره

    «زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا .….»212                 38

    «....يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ....»61                                                                                                       28

     

    سوره آل عمران

    « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ....»100                       37

    « كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ....»110                                          61/71

    « وَلْتَكُن مِّنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلىَ الخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ…..»104                                70

    «...وَأُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُون»104                92

    «....وَ يُسَارِعُونَ فىِ الْخَيرَْاتِ....»114                                                                            

    «.....يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ.....»112                                                                                                   28

    «....ويَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ.....»21                                                                                    28

     

    سوره نساء

    «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّـهِ ......»135                                                            19

    «وَ قَدْ‌ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللهِ ........»140                    47

     

    سوره مائده

    «....وَلا يَخََافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ...»54                                                                                             14

    «وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَالِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُون»58                                                  38

    « وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنزَلَ اللهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا .....»104                                                 39

    «.... رَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم»119                     69                                                  

     

     

    سوره انعام

    «......وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» 43      37

    «أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ......»6   ‏     41

     

    سوره اعراف

    «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ ....»96              40

    «وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللهَ لا يَأْمُرُ .....»28              38

    «فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنهَْوْنَ عَنِ السُّوءِ ...»  165        52/66

    «فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نهُُواْ عَنْهُ قُلْنَا لهَُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِِين»166                    66

    «فَلَنَسَْلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسَْلَنَّ الْمُرْسَلِين»6             59

     

    سوره انفال              

    «وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً.....‏»25      50

    «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّـهِ وَلِلرَّسُولِ …..»24            78

    «ذَلِكَ بِأَنَّ اللهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا.....»53    39

     

    سوره توبه

    «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ......»71         8

    ‏«قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ ......»24                   19

    «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا .....»60                  88

     

    سوره يونس

    «أَلا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ»62          57

     

     

    سوره هود

    « وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ......»52               42

    «وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ.....»61                       83

    «...هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيها...»61  83

     

    سوره رعد

    «.....إِنَّ اللهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ.....»11               39

    «الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللهِ......‏»28                    56

     

    سوره حجر

    «قَالَ وَمَنْ يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاّ الضَّالُّونَ»56                   16

    «فَوَ رَبِّكَ لَنَسَْلَنَّهُمْ أَجْمَعِين»92            59

    «عَمَّا كاَنُواْ يَعْمَلُون»93           59

     

    سوره نحل

    «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً …..»97         78

    «ادْعُ إِلىَ‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالحِْكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الحَْسَنَةِ ....»125            93

     

    سوره طه

    «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى»44         97

    « قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أَعْطَى‏ كُلَّ‏َّ شَىْ‏ْءٍ خَلْقَهُ ثمُ‏َّ هَدَى»50                101

     

    سوره انبيا

    « وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ....»47         82

     

    سوره مؤمنون

    «يَأَيهَُّا الرُّسُلُ كُلُُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا....»51                  84

    «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لا تُرْجَعُونَ»115       102

     

    سوره نور

    «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ.... »21        27

     

    سوره شعراء

    «وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِين»214             96

    «فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِين»157           48

     

    سوره عنكبوت

    «....إِنَّ الصَّلَوةَ تَنهَْى‏ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنكَرِ  وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبر...»45    90

     

    سوره لقمان

    «....إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور»17           22

     

    سوره احزاب

    «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَلَتِ اللَّهِ وَ يخَْشَوْنَهُ وَ لَا يخَْشَوْنَ أَحَدًا....»39         93

    «وَ لَقَدْ كاَنُواْ عَاهَدُواْ اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ...»15         44

     

    سوره زمر

    «قُلْ يَاعِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ......»53            96

     

    سوره غافر

    «أَ وَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ.....»21                 55

     

    سوره محمد

    «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ ‏»33               34

     

    سوره نجم

    «فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلاّ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا »29             95

     

    سوره قيامه

    «أَ يَحْسَبُ الانْسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى »36                  101

     

    سوره عبس

    «فَلْيَنظُرِ الإنسَانُ إِلىَ‏ طَعَامِهِ »24           26

     

     

    سوره اعلي

    «سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَى»10         95

    «وَيَتَجَنَّبُهَا الأَشْقَى»11           95

    فهرست روايات                                                                                                         صفحه

     

    پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله

    «كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»                                                                                         8

    «مَنْ أَصْبَحَ لا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ                                                                               8

    «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِيفَ الَّذِي لا دِينَ لَهُ فَقِيلَ لَهُ وَمَا...»                         9

    «قُلِ الْحَقَّ وَإِنْ كَانَ مُرّاً قُلْتُ يَا رَسُولَ اللهِ زِدْنِي قَالَ (ص) لا تَخَفْ فِي اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ»            14

    «الْحَيَاءُ حَيَاءَانِ حَيَاءُ عَقْلٍ وَ حَيَاءُ حُمْقٍ فَحَيَاءُ الْعَقْلِ ......»    20

    «لَا تَزَالُ أُمَّتِي بِخيْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ........»      29

    «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَراً فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ ....‏»         32

    «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُوَقِّرْ كَبِيرَنَا وَ يَرْحَمْ صَغِيرَنَا وَ يَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ »               34

    «كَيْفَ بِكُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُكُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُكُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ....»              35

    «يَأتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَكونُ فيهِمْ جِيفَةُ الحِمارِ....»               36

    «لَا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ....»          42

    «مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَى عَنْ مُنْكَرٍ أَوْ دَلَّ عَلَى خَيْرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِيكٌ .....» 48

    «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر كنيد، دست نادانان را بگيريد و آنها را به راه حق بياوريد....»              49

    «انس¬بن¬مالك از رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل مي¬كند كه در شب معراج بر مردمي گذشتم...»              51

    «.....لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيَعُمَّنَّكُمْ عَذَابُ اللَّه...... »                51

    «لَقَدْ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى جَبْرَئِيلَ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَخْسِفَ بِبَلَدٍ يَشْتَمِلُ عَلَى الْكُفَّارِ ‏....»             51

    «‏جَاءَنِي جَبْرَئِيلُ فَقَالَ لِي يَا أَحْمَدُ الْإِسْلَامُ عَشَرَةُ أَسْهُمٍ وَ قَدْ خَابَ.....»    62

    «مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَى عَنْ مُنْكَرٍ أَوْ دَلَّ عَلَى خَيْرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ ..»               68

    «....وَ الدَّالُّ عَلَى الْخَيْرِ كَفَاعِلِه‏....»        69

    «رَأَيْتُ رَجُلًا مِنْ أُمَّتِي فِي الْمَنَامِ قَدْ أَخَذَتْهُ الزَّبَانِيَةُ مِنْ كُلِّ .....»            70

    «از پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله درحالي¬كه حضرت بر منبر بود سؤال شد: يا رسول‌الله....»           72

    «مَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ فَهُوَ خَلِيفَةُ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ وَ خَلِيفَةُ رَسُولِه‏» 81

    «.... إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي لَنْ تَضِلُّوا .....»           82

    «يَا رَسُولَ اللَّه‏ أُحِبُّ أَنْ يُسْتَجَابَ دُعَائِي فَقَالَ طَهِّرْ...»             84

    «الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِي طَلَبِ الْحَلَال»               85

    «وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَيْرِ»             86

    «هركس نمازش او را از فحشا و منكر بازندارد پس بيشتر از خداوند دور شده است»           90

    «كسي كه مطيع نماز نباشد، نمازش كامل نيست، و اطاعت از نماز همان دوري از فحشا و منكر است»            90

    «...لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِداً خَيْرٌَكَ...»        94

    «هنگامي كه شما اين توسعه را نداريد كه از مال خود به مردم بدهيد...»             97

     

    امام علي علیه‌السلام

    «لا تَخَافُوا فِي اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ يَكْفِكُمُ اللهُ مَنْ آذَاكُمْ وَبَغَى عَلَيْكُم»  14

    «..... وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَكُنْ مِنْ أَهْلِهِ وَ أَنْكِرِ الْمُنْكَرَ بِيَدِكَ وَ لِسَانِكَ وَ بَايِنْ مَنْ فَعَلَهُ......‏»       14

    «وَفِي الْقُنُوطِ التَّفْرِيطُ»             16

    «أعْظَمُ البَلاءِ انْقِطاعُ الرَّجاءِ»  16

    «الطامِعُ في وَثاقِ الذُّلِّ»          21

    « ....فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ .....»                21

    «....يَا بُنَيَّ اصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّا             22

    «لَا يُقِيمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا يُصَانِعُ ........‏»  23

    «مَن أطاعَ التَّوانيَ ضَيَّعَ الحُقوقَ »          24

    «وَ لَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتُدْهِنُوا وَ لَا تُدْهِنُوا...»      24

    «أَلَا وَ إِنِّي قَدْ دَعَوْتُكُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلَاءِ ...»              25

    «....وَ صَارَ دِينُ أَحَدِكُمْ لُعْقَةً عَلَى لِسَانِهِ....»           25

    «...إِنَّ الشَّيْطَانَ يُسَنِّي لَكُمْ طُرُقَهُ وَ يُرِيدُ أَنْ يَحُلَّ دِينَكُمْ...»      28

    «....فَأَصْبَحَ أَعْظَمَ فِي دِينِكُمْ حَرْجاً وَ أَوْرَى فِي دُنْيَاكُمْ....»     28

    «...إِنَّ الشَّيْطَانَ يُسَنِّي لَكُمْ طُرُقَهُ وَ يُرِيدُ أَنْ يَحُلَّ دِينَكُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً.....» 28

    «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ ظَهَرَ الْفَسَادُ فَلَا مُنْكِرٌ مُغَيِّرٌ وَ لَا زَاجِرٌ مُزْدَجِرٌ أَ فَبِهَذَا تُرِيدُونَ ....» 31

    «(إِنَّ أَوَّلَ‏) أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَيْدِيكُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِكُمْ ......»           34

    «....فَعِنْدَ ذَلِكَ أَخَذَ الْبَاطِلُ مَآخِذَهُ وَ رَكِبَ الْجَهْلُ مَرَاكِبَهُ....»   36

    «إِنَّ لِلَّهِ [تَعَالَى‏] فِي كُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ...»  42

    «....لَا تَتْرُكُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَيُوَلَّىعَلَيْكُمْ (أَشْرَارُكُمْ‏) شِرَارُكُمْ....»          44

    «...اما ان لكل قوم سامريا وهذا سامرى هذه الامة...»            46

    «..... أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا يَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ .....»   48

    « الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ ......‏»               48

    «.....فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِيَ (الْقُرُونَ الْمَاضِيَةَ) بَيْنَ ‏....»               49

    «إِنَّ اللَّهَ لَا يُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِذَنْبِ الْخَاصَّةِ إِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّةُ بِالْمُنْكَرِ....»    51

    «....وَ احْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالْأُمَمِ قَبْلَكُمْ مِنَ الْمَثُلَاتِ بِسُوءِ الْأَفْعَالِ...»            55

    «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ أَنَّهُمْ...»               55

    «أفضَلُ الجِهادِ الأَمـْرِ بـِالْمـَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ.....»     62

    «......وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ.....»          63

    «مَنْ تَرَكَ إِنْكَارَ الْمُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ (وَ يَدِهِ) فَهُوَ مَيِّتٌ بَيْنَ الْأَحْيَاءِ »      63

    «مَنْ مَشَى إِلَى سُلْطَانٍ جَائِرٍ فَأَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ وَعَظَهُ وَ خَوَّفَهُ كَانَ ....» 63

    «الأمْرُ بِالْمَعْروفِ أفْضَلُ أعْمالِ الخَلْقِ»  63

    « بُنِىَ الإسلامُ عَلَى أرْبَعة أرْكان: الصَّبْرِ وَالْيَقِينِ وَالْجِهَادِ....»                63

    «.....فَإِنَّ اسْتِتْمَامَ الْأُمُورِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ .....» 64

    «....أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ إِنَّهُ مَنْ رَأَى عُدْوَاناً يُعْمَلُ بِهِ وَ مُنْكَراً يُدْعَى إِلَيْهِ .....‏»              65

    «الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ خُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ اللَّهِ ....»               66

    «...ثَلَاثُ خِصَالٍ سَلِمَتْ لَهُ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةُ مَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ....»         67

    «....فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ....»              67

    «......إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَا يُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ ‏....»  68

    «...إِنَّ الشَّيْطَانَ يُسَنِّي لَكُمْ طُرُقَهُ وَ يُرِيدُ أَنْ يَحُلَّ دِينَكُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً.....» 28

    «...إِنَّ الشَّيْطَانَ يُسَنِّي لَكُمْ طُرُقَهُ وَ يُرِيدُ أَنْ يَحُلَّ دِينَكُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً.....» 28

    «.....وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ.....»              72

    «فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ.....»  73

    «....أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَامِ ....»       74/79

    «قِوَامُ الشَّرِيعَةِ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ إِقَامُ الْحُدُودِ»         74

    «.....اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِي كَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِي سُلْطَانٍ...»        75

    «...أَمَا وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ.....»    76

    «....وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِر....»         77

    «.... أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَامِ ‏....»      77

    «....وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنا....»        77

    «...يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ لَا يَدْخُلُ فِي الْبَاطِلِ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَ الْحَق‏....»            81

    «....فَقَوْلُهُ تَعَالَى‏ «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها »؛ فَأَعْلَمَنَا سُبْحَانَهُ......»              83

    «مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ فِقْهٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِي الرِّبَا» 87

    «.....أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ....»         90

    «مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ الْعِلْمِ...»      92

     

    امام حسين علیه‌السلام

    «...وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِكَ بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ....»          46

    «....وَ أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً.....»              79

    «....أَنَّهَا إِذَا أُدِّيَتْ وَ أُقِيمَتِ اسْتَقَامَتِ الْفَرَائِضُ كُلُّهَا هَيِّنُهَا وَ صَعْبُهَا.....» 80

     

    امام سجاد علیه‌السلام

    «التَّارِكُ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ كَنَابِذِ.....»         15

    امام سجاد علیه‌السلام با اشاره به اين آيه فرمودند:«گناهانى كه نعمت‏ها را تغيير مى‏دهند عبارت¬اند از:           41

    «..... وَ الذُّنُوبُ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلَاءَ تَرْكُ إِغَاثَةِ الْمَلْهُوفِ وَ تَرْكُ مُعَاوَنَةِ الْمَظْلُومِ ....» 52

    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ وَفِّقْنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا وَ لَيْلَتِنَا هَذِهِ.....           64

    «يَا أَيُّهَا الْعَبْدُ الْكَرِيمُ الْمُوَاسِي- إِنِّي أَوْلَى بِالْكَرَمِ‏ اجْعَلُوا.....»    94

    «...وَ مَا رَفَقَ أَحَدٌ بِأَحَدٍ فِي الدُّنْيَا إِلَّا رَفَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ....»  97

     

    امام محمد باقر علیه‌السلام

    «يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يُتَّبَعُ فِيهِمْ قَوْمٌ مُرَاءُونَ يَتَقَرَّءُونَ وَيَتَنَسَّكُونَ....»             13

    «فَأَنْكِرُوا بِقُلُوبِكُمْ وَالْفِظُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ وَصُكُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ وَلا تَخَافُوا فِي اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ»                14

    «َ بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ طَمَعٌ يَقُودُهُ وَ بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ»           21

    «....يَا بُنَيَّ اصْبِرْ عَلَى الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ مُرّ»            22

    «وَأوحى اللهُ إلى شُعَيْب النَّبي عليه السّلام إنّى مُعَذِّبٌ.....»     23

    «‏ بِئْسَ الْقَوْمُ قَوْمٌ يَعِيبُونَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ»               27

    «....لَمْ تَظْهَرِ الْفَاحِشَةُ فِي قَوْمٍ قَطُّ حَتَّى يُعْلِنُوهَا إِلَّا ظَهَرَ فِيهِمُ الطَّاعُونُ وَ الْأَوْجَاعُ....»           43

    «..... هُنَالِكَ يَتِمُّ غَضَبُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِمْ فَيَعُمُّهُمْ بِعِقَابِهِ....»              52

    «....إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِض‏....ويَسْتَقِيمُ الْأَمْر»                        75/80/84/85

    «.... إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِيلُ الْأَنْبِيَاءِ.....»                                                           76/80/85

    «كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالْكُوفَةِ عِنْدَكُمْ يَغْتَدِي كُلَّ يَوْمٍ بُكْرَةً.......»           87

     

    امام جعفر صادق علیه‌السلام

    «إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فَوَّضَ‏ إِلَى الْمُؤْمِنِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ إِلاّ إِذْلالَ نَفْسِهِ»         12

    «أَيُّهَا النَّاسُ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ فَإِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ»        13

    «وَالأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاجِبَانِ عَلَى مَنْ أَمْكَنَهُ ذَلِكَ ....» 15

    «لا تُسْخِطُوا اللهَ بِرِضَا أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ وَلا تَتَقَرَّبُوا إِلَى النَّاسِ بِتَبَاعُدٍ مِنَ اللهِ»             17

    «إِذَا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَكُمْ دُونَ أَنْفُسِكُمْ وَإِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ...»         17

    «فَإِذاً فَاهْجُرُوهُ وَاجْتَنِبُوا مُجَالَسَتَهُ»           18

    «مِنْ أَوْثَقِ عُرَى الْإِيمَانِ أَنْ يُحِبَّ فِي اللَّهِ وَ يُبْغِض فِي اللَّهِ وَ يُعْطِيَ فِي اللَّهِ وَ يَمْنَعَ فِي اللَّه‏»     19

    « مَنْ رَقَّ وَجْهُهُ رَقَّ عِلْمُه»     20

    « مَنِ اسْتَحيي مِن قَولِ الحَقِّ فهُو أحمَقُ» 20

    اما انهم لم يكونوا يدخلون مداخلهم ولا يجلسون مجالسهم»       23

    «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَخْشَعُ لَهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ وَ يَهَابُهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ .....»         25

    «كُلُّ مَنْ لَمْ يُحِبَّ عَلَى الدِّينِ وَ لَمْ يُبْغِضْ .....»       33

    «..... إِذَا رَأَى الْمُنْكَرَ فَلَمْ يُنْكِرْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ يُعْصَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.......»      33

    «سألته عن الورع فقال الورع هو الذي يتورع عن محارم الله .....»        33

    «أَيُّمَا نَاشِئٍ نَشَأَ فِي قَوْمِهِ ثُمَّ لَمْ يُؤَدَّبْ عَلَى مَعْصِيَةٍ كَانَ اللَّهُ ....»             43

    «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ نَبِيّاً يُقَالُ لَهُ إِرْمِيَا فَقَالَ قُلْ لَهُمْ مَا بَلَدٌ مَنَعْتُهُ‏ مِنْ كِرَامِ...»          44

    « مَنْ لَهُ جَارٌ وَ يَعْمَلُ بِالْمَعَاصِي فَلَمْ يَنْهَهُ فَهُوَ شَرِيكُه‏ »           48

    «امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه: فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ‏ عَنِ السُّوءِ مى‏فرمايد: آنها سه گروه بودند: گروهى كه.....                                                                                           52     

    «داوود علیه‌السلام، اهل [ايله] را به¬واسطة گناهي كه در روز شنبه مرتكب شده بودند لعن كرد....   49

    «مَا أَقَرَّ قَوْمٌ بِالْمُنْكَرِ بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ لَا يُغَيِّرُونَهُ إِلَّا أَوْشَكَ ....»   52

    «وَيْلٌ لِمَنْ يَأْمُرُ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَى عَنِ الْمَعْرُوفِ»       53

    «...اِزْرَعُوا وَاغْرِسُوا وَاللهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ وَلا أطْیَبَ مِنْهُ...»   84

    «عَدُوُّ الْعَمَلِ الْكَسَلُ»                86

    «الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»               86

    «جَاءَتْ زَيْنَبُ الْعَطَّارَةُ الْحَوْلَاءُ إِلَى نِسَاءِ النَّبِيِّ.....»               88

    «حَياة دَوابّ البَحر بِالمَطَر فَإذا ....»        43

    «يَا عَلِيُّ لَا تُقَاتِلَنَّ أَحَداً حَتَّى تَدْعُوَهُ...»    60

    «مردى از قبيله خثعم به خدمت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: يا رسول اللَّه.....      64

    «اِزْرَعُوا وَاغْرِسُوا وَاللهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ وَلا أطْیَبَ مِنْهُ»           84

    «إِنَّمَا يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ مَنْ كَانَتْ...»           99

    «از هشام روايت شده كه گفت: از امام صادق علیه‌السلام پرسيدم معناى آية وَنَضَعُ الْمَوازِينَ.....         82

    «كسي كه دوست دارد بداند نمازش قبول خداوند گرديده يا خير، بنگرد...»          91

     

    صادقين علیهما ‌السلام

    «وَيْلٌ لِقَوْمٍ‏ لا يَدِينُونَ اللهَ بِالأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ»               9

     

    امام موسي كاظم علیه‌السلام

    ‏«إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ»  24

     

    امام رضا علیه‌السلام

    «صَدِيقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَعَدُوُّهُ جَهْلُهُ»    10

    «لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيُسْتَعْمَلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ .....»              45

    «إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ......» 53

    «لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيُسْتَعْمَلَنَّ عَلَيْكُمْ ......»          54

    «أَيُّهَا النَّاسُ لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ وَ لَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِينِ......»   54

    منابع

    فولادوند، محمدمهدي، ترجمة قرآن، تحقيق: هيئت علمى دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامى)، چ اول، دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي)، تهران، 1415ق.

    نهج البلاغه، شريف الرضى، محمدبن‌حسين، تصحيح صبحي صالح، چ اول، هجرت، قم،1414ق.

    صحيفه سجاديه، علي بن الحسين، امام سجاد عليه السلام، چ اول، دفتر نشر الهادي، قم، 1376ش.

    1.            ابن‌ادريس، محمدبن‌احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي (و المستطرفات)، تحقيق/تصحيح: حسن بن احمد الموسوى، و ابوالحسن ابن مسيح، چ دوم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعة مدرسين حوزة علمية قم، قم، 1014ق.

    2.            ابن‌أبي‌جمهور احسائی، محمدبن‌زين‌الدين، عوالي اللئالي العزيزيه في الأحاديث الدينيه،تحقيق: مجتبي عراقي، چ اول، دار سيدالشهداء للنشر، قم، 1405ق.

    3.            ابن‌بابويه (شیخ صدوق)، محمدبن‌علي، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تحقيق: علي اكبر غفاري، چ دوم، دار الشريف الرضي للنشر، قم، 1406ق.

    4.            ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، من لا يحضره الفقيه، تحقيق: علي اكبر غفاري ، چ دوم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعة مدرسين حوزة علمية قم، قم، 1413ق.

    5.            ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، علل الشرائع، تحقيق: علي اكبر غفاري، چ اول، كتاب‌فروشى داورى، قم، 1385ش / 1966م.

    6.            ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، الخصال، تحقيق: علي‌اكبر غفاري، چ اول، جامعة مدرسين، قم، 1362ش.

    7.            ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، عيون أخبار الرضا عليه‌السلام، تحقيق: مهدي لاجوردي، چ اول، جهان، تهران، 1378ق.

    8.            ـــــــــــــــــــــــــــــــــ ، كمال‌الدين و تمام النعمه، تحقيق: علي‌اكبر غفاري، چ دوم، اسلاميه، تهران، 1395ق.

    9.            ـــــــــــــــــــــــــــــــــ ، معاني الأخبار، تحقيق: علي‌اكبر غفاري، چ اول، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعة مدرسين حوزة علمية قم، قم، 1403ق.

    10.          ابن‌شعبه حراني، حسن‌بن‌علي، تحف العقول، تحقيق: علي‌اكبر غفاري، چ دوم، جامعة مدرسين، قم، 1404ق / 1363ش‏.

    11.          ابن‌فهد حلى، احمدبن‌محمد، عدة الداعي و نجاح الساعي، تحقيق: احمد موحدي قمي، چ اول، دار الكتب الإسلامي، 1407ق.

    12.          اربلى، على بن عيسى، كشف الغمة في معرفة الأئمة، تحقيق: هاشم رسولي محلاتي، چ اول ، بنى هاشمى، تبريز، 1381ق.

    13.          بحراني، سيدهاشم، البرهان في تفسير القرآن، تحقيق: قسم الدراسات الاسلامية موسسة البعثة قم‏، چ اول، بنيادبعثت، تهران، 1416ق.

    14.          بستانى، فؤاد افرام، فرهنگ ابجدى،  مترجم: رضا مهيار، چ دوم، اسلامي، تهران، 1375ش.

    15.          برقى، احمدبن‌محمدبن‌خالد، المحاسن، تحقيق: جلال‌الدين محدث، چ دوم، دار الكتب الإسلامية، قم، 1371ق.

    16.          شيخ حر عاملى، محمدبن‌حسن، وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعه، تحقيق: مؤسسة آل‌البيت عليهم‌السلام‏، چ اول، موسسة آل‌البيت قم، قم، 1409ق.

    17.          ــــــــــــــــــــــــــــ ، هدايه الأمه إلى أحكام الأئمه عليهم‌السلام، تحقيق: آستان قدس رضوى، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى، گروه حديث‏، چ اول، آستانة الرضويه المقدسه، مجمع البحوث الإسلامية، مشهد، 1414ق.

    18.          حسيني زبيدي، محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس، تحقيق: علي هلالي و علي سيري، چ اول، دار الفكر، بيروت، 1414ق.

    19.          حسيني همداني، سيدمحمدحسين، انوار درخشان، تحقيق: محمدباقر بهبودي، چ اول، كتاب‌فروشي لطفي، تهران، 1404ق.

    20.          حلوانى، حسين‌بن‌محمدبن‌حسن‌بن‌نصر، نزهه الناظر و تنبيه الخاطر، تحقيق: مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، چ اول، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف، قم، 1408ق.

    21.          ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، تحقيق: علي اكبر غفاري،چ اول، جامعه مدرسين، قم، 1362ش.

    22.          ديلمى، حسن‌بن‌محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، چ اول، الشريف الرضي، قم، 1412ق.

    23.          راغب اصفهانى، حسين‌بن‌محمد، مفردات ألفاظ القرآن‏، چ ا‏ول، دار القلم ـ الدار الشامية، بيروت ـ دمشق، 1412ق‏.

    24.          زمخشري، محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، چ سوم، دار الكتاب العربي، بيروت، 1407ق.

    25.          شهيد ثانى، زين الدين بن على، گيلانى، عبد الرزاق بن محمد هاشم، شرح مصباح الشريعة، ترجمه: عبد الرزاق گيلاني، تحقيق/تصحيح: محمد بن حسين جمال خوانسارى، چ اول،پيام حق، تهران، 1377 ش.

    26.          شعيري، محمدبن‌محمد، جامع الاخبار، چ اول، مطبعه حيدريه، نجف، [بي‌تا].

    27.          صادقي‌اردستاني، احمد، خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات قصار امام سجاد عليه‌السلام،تصحيح و نظارت: سيد حبيب الله موسوي،چ اول، حبيب، [بي‌جا]،1391.

    28.          طالقاني، سيدمحمود، پرتوي از قرآن، چ چهارم، شركت سهامي انتشار، تهران، 1362ش.

    29.          طباطبايي، سیدمحمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، چ پنجم، دفتر انتشارات اسلامى جامعة مدرسين حوزة علمية قم‏، قم، 1417ق.

    30.          طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، تحقيق: محمد باقر خرسان، چ اول، نشر مرتضى، مشهد، 1403 ق.

    31.          طبرسى، حسن‌بن‌فضل، مكارم الأخلاق، چ چهارم، شريف رضى، قم، 1412ق / 1370ش.

    32.          طبرسى، على‌بن‌حسن، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، دوم، المكتبة الحيدرية ، نجف،1385ق / 1965م / 1344ش.

    33.          طبرسي، فضل‌بن‌حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، با مقدمة محمدجواد بلاغي، چ سوم، ناصرخسرو، تهران، 1372ش.

    34.          طريحي، فخرالدين، مجمع البحرين، تحقيق: سيداحمد حسيني، چ سوم، كتاب‌فروشي مرتضوي، تهران، 1375ش.

    35.          طوسى، محمدبن‌حسن، تهذيب الأحكام، تحقيق: سیدحسن موسوی خرسان، چ چهارم، دار الكتب الإسلاميه، تهران، 1407ق.

    36.          ــــــــــــــــــــ ، التبيان في تفسير القرآن، با مقدمة شيخ‌آغابزرگ تهرانى و تحقيق احمد قصيرعاملى، [‏بي‌جا]، دار احياء التراث العربي، بيروت، [بي‌تا].

    37.          طيب، سيد عبد الحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، چ دوم، انتشارات اسلام، تهران، 1378ش.

    38.          عسكري، حسن بن على عليه السلام، التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، تحقيق: مدرسه امام مهدي عليه السلام، چ اول، مدرسة الإمام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف، قم، 1409 ق.

    39.          عروسي حويزي، عبد علي‌بن‌جمعه، نور الثقلين، تحقيق: سيدهاشم رسولي محلاتي، چ چهارم، اسماعيليان، قم، 1415ق.

    40.          عکبری بغدادی (شیخ مفيد)، محمدبن‌محمدبن‌نعمان، الإختصاص، تحقيق: على‌اكبر غفارى و محمود محرمى زرندى، چ اول، المؤتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، قم، 1413ق.

    41.          ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، الأمالي، تحقيق: حسين استادولى و على‌اكبر غفارى، چ اول، كنگرة شيخ مفيد، قم، 1413ق.

    42.          عميد، حسن، فرهنگ عميد، چ اول، اميركبير، تهران، 1363ش.

    43.          فخرالدين رازي، ابوعبدالله محمدبن‌عمر، مفاتيح‌الغيب، چ‌‌سوم، داراحياء‌التراث‌العربي، بيروت،1420ق.

    44.          فيض كاشاني، ملامحسن، تفسير صافي، تحقيق: حسين اعلمي، چ دوم، الصدر، تهران، 1415ق.

    45.          قرائتي، محسن، تفسير نور، چ يازدهم، مركز فرهنگي درس‌هايي از قرآن، تهران، 1383ش.

    46.          قرباني لاهيجي، آيت‌الله زين‌الدين، تفسير جامع آيات الاحكام، چ دوم، سايه، تهران، 1384ش.

    47.          قرشى بنايى، على‌اكبر، قاموس قرآن‏، چ ششم، دار الكتب الاسلامية، تهران، 1412ق.

    48.          كلينى، محمدبن‌يعقوب، کافی، تحقيق: على‌اكبر غفارى و محمد آخوندى، چ چهارم، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1407ق.

    49.          كلينى، محمد بن يعقوب ، آژير، حميدرضا، بهشت كافى/ترجمه روضه كافى،چ اول، انتشارات سرور، قم، 1381ش.

    50.          گلستانه، سيد علاء الدين محمد، منهج اليقين، (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان)، تحقيق/تصحيح: مجتبي صحفي و علي صدرايي خويي، چ اول، دار الحديث، قم، 1429 ق / 1387 ش.

    51.          ليثى واسطى، على‌بن‌محمد، عيون الحكم و المواعظ، تحقيق: حسين حسني بيرجندي، چ اول، دار الحديث، قم، 1376ش.

    52.          مجلسى، محمدباقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تحقيق: سیدهاشم رسولی محلاتي، چ دوم، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1404ق.

    53.          ــــــــــــــــ ، بحار الأنوار، تحقیق: جمعي از محققان، چ دوم، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1403ق.

    54.          محمدي ري‌شهري، محمد، منتخب ميزان الحكمه، تلخيص: سيدحميد حسيني، با اشراف سيدمحمدكاظم طباطبايي،مترجم: حميد‌رضا شيخي، [بي‌چا]، دار الحديث، قم، 1422ق / 1381ش.

    55.          مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، چ اول، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، 1368ش.

    56.          مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، چ اول، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374ش.

    57.          منسوب به على‌بن‌موسى، امام هشتم عليه‌السلام، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه‌السلام، تحقيق: مؤسسة آل‌البيت عليهم‌السلام‏، چ اول، مؤسسة آل‌البيت عليهم‌السلام، مشهد، 1406ق.

    58.          نجفي خميني، محمدجواد، تفسير آسان، چ اول، اسلاميه، تهران، 1398ق.

    59.          نورى، میرزاحسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، تحقيق: مؤسسة آل‌البيت عليهم‌السلام‏، چ اول، مؤسسة آل‌البيت عليهم‌السلام، قم، 1408ق.

    60.          هلالى، سليم‌بن‌قيس، كتاب سليم‌بن‌قيس الهلالي، تحقيق: محمد انصارى زنجانى خوئينى، چ اول، الهادى، قم، 1405ق.

     

     

     

    نظرات


    Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

     

    نشریه راه رشد - ویژه عموم

    راه رشد - شماره 192

    راه رشد - شماره 192

    برای دریافت راه رشد - شماره 192 کلیک نمایید.

    نشریه آئینه رشد - ویژه مدیران

    نشریه آیینه رشد - نسخه 63

    نشریه آیینه رشد - نسخه 63

    آیینه‌رشد - فصلنامه مدیران - دفتر 63

    تماس باما

    تلفن : 02122561227
    02122561225
    آدرس : تهران ، پاسداران ، نیستان سوم ، انتهای راستوان

     

     

    مارا در فضای مجازی دنبال کنید

         

    آدرس روی نقشه

    اوقات شرعی

    تمامی حقوق سایت متعلق به ستاد امر به معروف و نهی از منکر می باشد و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است

     طراحی سایت و سئو : وب نگاران پارسه

    Please publish modules in offcanvas position.